خرخونی

یادم نیست که اولین باری که این کلمه «خرخون» را شنیدم کی بود. اما می دانم که خیلی ها مرا به این لقب مفتخر کرده اند. خب من هم مثل هر کس دیگر از این لقب خوش ام نمی آمد و یادم می آید وقتی این کلمه را هم کلاسی هایم در مورد من بکار می بردند، برای این که به آنها نشان دهم که «خرخون» نیستم سعی می کردم دیگر پیش آنها درسهایم را دوره نکنم و اصلا روی کتاب و دفترم نگاه نکنم. البته گاهی هم «ننه من غریبا» در می آوردم و می گفتم که تمام دیشب سردرد گرفته بودم، یا مهمان آمده بود خونه امان، یا بابام برای یک کاری فرستاده بودم، و از این دست حرفها … که نتیجه بگیرم که نشد که درس بخوانم بلکه دست از سر ما بردارند. البته بچه ها هم این حرفهای من را خیلی جدی نمی گرفتند ولی به هر حال این هم یک نوع دفاع در مقابل اتهام «خرخونی» بود که چپ و راست زده می شد.

یه روز وقتی یکی از همکلاسی ها من را «خرخون» خطاب کرد، عکس العمل نشان دادم و کار به مجادله کشید. شب آن روز که می خواستم بخوابم همه اش این کلمه لعنتی «خرخون» و آن جر و بحث در مدرسه دور کله ام چرخ می زد که آخه این «خرخون» یعنی چه: یعنی من خر هستم و درس می خوانم. خب خیلی از بچه های کلاس که از من خرتر اند؛ حتما منظور این نیست؛ اگر معناش این باشد که ناراحت کننده نیست چو بچه ها که می دونند که من خر نیستم. یا منظور آنها این است که من هر چه می خونم باز عین خر هیچی نمی فهمم. این هم که درست نیست چون من اگر درس می خونم که می فهمم و توی کلاس ریاضی تمام مسئله های مشکل را من حل می کنم و بچه ها سر دفتر من با هم دعوا می کنند و تازه توی امتحان هم همیشه بهترین نمرات را می گیرم. شاید منظور آنها این باشد که من مثل خر درس می خوانم. عین خر درس می خوانم یعنی چه؟ یعنی همانطور که خر سرش را پایین می اندازد و بار را به مقصد می رساند، من هم سرم را روی کتابم می اندازم و … هی این حرفها را به خودم می زدم و به خودم دلداری می دادم که «خرخون» خیلی حرف بدی هم نیست. حتما «خرخونی» یعنی خیلی درس خونی، یعنی آنقدر درس بخوانی که انگار خر می خواهد دانشمند بشود. خب اگر آدم اینطوری دانشمند بشود که بد نیست حتی اگر مثل خر هم درس بخواند. ولی مگر خر درس می خوند؟… این حرفها صد بار توی مغزم دور خورد تا بلاخره آن شب خوابم برد.

اخیرا کسی به شوخی یا جدی چیزی به ام گفت که دوباره من را به یاد «خرخونی» آن زمان انداخت و دست مایه ای برای این دلنوشته شد. او به من گفت: «تو یه فرد خیلی معمولی هستی که فقط زیاد می خونی و زیاد کار می کنی و بلاخره یه خرخون واقعی هستی!» دیگه آن حساسیتهای دوره نوجوانی گذشته بود که از این کلمه ناراحت شوم و شب نخوابم و برای این که نشان بدهم که خرخون نیستم جواب برخی از سوالات سرکلاس یا امتحانی را ندهم و تجاهل کنم بلکه از شر همکلاسی های ناجنس رهایی پیدا کنم. در دهه پنجاه عمرم دیگر «خرخون» مفهوم بدی را برایم تداعی نمی کرد. آره من «خرخون» ام ولی تو چی هستی؟

پس از مطالعه زیاد در احوال دانشمندان، بزرگان و افراد موفق در گذشته و حال دریافتم که توفیق همواره در گرو تلاش و کوشش و محرومیت بوده است؛ کوشش و تلاش در حد غیر متعارف و در کنار آن محرومیت غیر متعارف از لذایذ زندگی و نعم دنیوی که برای بسیاری از مردم نشان از وجود رگه هایی از «خریت» دارد. وقتی شما احوال آن دانشمند کاشف[۱] هلیکوباکتری را مطالعه می کنید که برای اثبات نظریه خود مبنی بر این که زحم اثنی عشری ناشی از وجود این باکتری است، خود را آلوده می کند؛ یا آن مهندس چینی[۲] که برای حفر اولین چاه نفتی چین حاضر می شود از بیمارستان فرار کرده و به محل کارش در بدترین آب و هوا برگردد و برای جلوگیری از انفجار چاه و نبود امکانات با دست و پا سیمان درست کند و مجددا مجروح گردد بنحوی که مشرف به مرگ شود؛ یا کسی که هفته ها خود را در خانه زندانی کرده و در خانه یا آزمایشگاه مطالعه می کند و کتاب و مقاله می نویسد؛ و صدها نمونه دیگر همه حاکی از این واقعیت است که توفیق در گرو چیزی است که مردم عادی آن را غیر عادی می پندارند و آن را به «خریت» نسبت می دهند.

امروزه برخی از افراد به خصوص از نسل جوان هیچ تمایلی به زحمت و تلاش ندارند ولی در عین حال امید موفقیت دارند. برخی نیز تلاش و کوشش را اساسا بیهوده می دانند و راه کسالت و بی حالی را پیش گرفته اند به نحوی که بی رمقی و بی انگیزگی تمام وجودشان را گرفته است و چون یخ فسرده در آب هستند و هیچ انرژی از خود بروز نمی دهند. این که نشد است. چطور می شود که بدون زحمت به توفیقی دست یافت!؟

یکی از مهندسان موفق صنعت نفت که چندین سال پیش بازنشسته شد روزی به من گفت که من از بچگی کار کردم و شب و روز درس خواندم و زحمت کشیدم و نهایتا برای تحصیلات عالی به امریکا رفتم. پس از اخذ فوق لیسانس چندین سال در بدترین شرایط در فیلدهای نفتی امریکا کار کردم. از موقعی که به ایران برگشته ام نیز شب و روز توی پروژها در مناطق نفت خیز و در دمای بالاتر از پنجاه کار کردم. حالا که بعضا به شهرستان محل تولدم می روم تا اقوام و نزدیکان را ببینم و بعضی از آدمها آنجا می بینند که از جهت مالی دستم به دهانم رسیده و بلاخره یه ماشین خوب، یک خونه خوب و .. دارم، پشت سرم صفحه می گذارند که فلانی چار روز رفته توی نفت و هپل هپو کرده و برای خودش دستگاهی به هم زده است. او ادامه داد که به خدا قسم آنها که پشت سرم حرف می زنند یک دهم بلکه یک صدم رنج ها و زحمات من در زندگی را نکشیده اند ولی حالا حسرت زندگیم را می خورند و پشت سرم این خزعبلات را می بافند؛ آنها حتی یک روز در تمام عمرشان به اندازه من کار نکرده اند و حالا که موفقیت من را می بینند چنین و چنان می گویند.

بله به قول مولوی «ای تن آخر بجنب بر خود و جهدی بکن *** جهد مبارک بود از چه تو پژمرده‌ای». باید تلاش کرد و اگر خواستید از معمول مردم بالاتر شوید باید خیلی از چیزها را بر خود حرام کنید. هر شب مهمانی! هر روز تا لنگ ظهر خواب! هر روز ساعتها روبروی تلویزیون چمباتمه زدن! ساعتها وب گردی توی اینترنت! ساعتها کپ زدن و اختلاط کردن! و…. آخرش نه هنری و نه پیشرفتی و نه توفیقی و نه آینده ای. زمانی که باید کاشت و هنری کسب کرد به بازی گوشی و ناپخته گی تباهش می کنیم و بعد یک عمر رنجش را می کشیم و حسرت اش را می خوریم و برای الیتام درد خویش دیگران را متهم می سازیم و حسادت می ورزیم و آخرش با نکبت این دنیا را وداع می کنیم!

خیلی ها می گویند تلاش و کوشش برای چی؟ مگر همه که این روزها به مال و منال بادآورده رسیده اند از گذر تلاش و کوشش بوده است؟ نمی توان این حرفها را نفی کرد ولی در عین حال نمی توان بر راه صحیح و عمل صالح تکیه نکرد و افراد را به موهومات و راههای ناصواب رهنمون ساخت. حتی این پولداران نوظهور نیز در نتیجه تلاش و سعی دیگران به چنین نوایی رسیده اند و به طرق ناصحیح و از روشهای نامشروع و یا سیاستهای غلط توانسته اند سعی و کوشش دیگران را به ناحق برای خود تصاحب کنند. آنها نه رهبر ما هستند و نه مقتدای ما و نه ما تمایل داریم که راه آنها را برویم. به قول مولوی: «اما تو مگو که جهد و کوشش *** سودم نکند که بودنی بود».

من «خرخون» هستم چرا که وقتی کسی برای تحصیل به استرالیا رفته باشد و پنج سال درآن کشور باشد و حتی یکی از شهرهای آن کشور را نبیند؛ یا روی صندلیش بنشیند و مطالعه کند بدون این که متوجه شود که شش ساعت تکان نخورده است؛ یا آنقدر غرق درس و مطالعه باشد که نفهمد که صبح شده است؛ یا هزاران ساعت از اوقات فراغت خود را بجای گذراندن با خانواده و میهمانی رفتن و لذت بردن صرف نوشتن کتاب و مقاله کند و شب از درد گردن خوابش نبرد، و … خب با تمام استانداردهای جهانی هم در نظر بگیرید «خرخون» است. مگر دیگران که به توفیقاتی نایل شدند کمتر زحمت کشیدند، رنج بردند و تلاش کردند؟

بعد از این سالها حداقل این را می فهمم که «خرخون» از «خرنخون» صد پله بهتر است چون به قول مولوی «کوشش بیهوده به از خفتگی» و بنابراین عاشق «خرخون» ها هستم. چه منظور از «خرخون» همان «پرخون» باشد یا هر چیزی دیگر. من به آن کاری ندارم.

البته باید مراقب کسانی بود که ما را به «خرخونی» متهم می کنند. آنها خود دچار کسالت و پژمردگی و افسردگی هستند و تیرهای زهر آگینی در آستین دارند و به محض این که شما با آنها حشر و نشر کنید، تیرهای یأس و پژمردگی و کسالت و بی انگیزگی را به سمت شما شلیک می کنند و شما را نیز مثل خودشان مجروح خواهند ساخت. هیچ چیزی مثل کسالت و بی انگیزگی و فشل بودن مسری نیست. چرا که به قول مولوی: «از مردم پژمرده دل می‌شود افسرده *** چو پژمرده گشتی تو، دیگر نروئی».


  1. نیلوفر
    پاسخ

    سلام دکتر…من در مدرسه ای هستم که رقابت بین دانش اموزان خیلی زیاده…مثلا اگر کسی نمره ی ۱۸ بگیره خیلی بد نگاش میکنن…من از کلاس اول دچار استرس و اظطراب شدید شدم…به طوری که امکان از حال رفتن هم دارم…چندین جلسه مشاوه رفتم،تا خوب شدم…ولی الان که وارد کلاس هفتم شدم وقتی رقابت بین دانش اموزان رو دیدم دوباره مثل دوران ابتدایی شدم…همش میترسم نکنه در امتحانات پیش معلم یا دوستام ضایع بشم و منو تحویل نگیرن؟چطوری افکار منفی رو دور کنم؟راه چاره چیه؟ عوض کردن مدرسه (که مطمعنم خانواده ام قبول نمیکنن) یا جنگیدن با شرایط افزایش اعتماد به نفس؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، تنها راه این است که فکر دیگران را از کله ات خارج کنی. اما چطور؟ با تمرکز روی درس و مشق خودت. در آینده آنقدر این افکار برات مسخره به نظر می آید که چرا بهترین سالهای خودت را مشغول این نگاه ها و قضاوتهای بی مورد کرده اید. برای توفیق در هر کاری باید تمرکز روی آن کار باشد و نگذاشت علف هرزه ها در ذهن انسان رشد کنند و فضا را اشغال کنند. به نظرم مشکل خاصی ندارید و از این مشکل نجات پیدا می کنید.

  2. ماهرو
    پاسخ

    سلام آقای دکتر، بنده دانشجوی رشته پزشکی در یکی از دانشگاه های دولتی ام. چند ترمی را با نمرات عالی پشت سر گذاشته ام. اما در ترم جاری علی رغم تلاش اگر بیشتر از ترم های قبل، کمتر نه، نمراتم متوسط رو به پایین اند. به عنوان مثال در امتحان اخیری که برگزار شد، درشرایطی که دوستان و همکلاسی هایم فقط دو روز وقت گذاشتند،بنده ۴ روز تمام، بی وقفه و فوت وقت مطالعه کردم، ولی نتیجه نشان داد نمره بنده از ۶۰ درصد افراد کمتر بود، این در حالیست که وقتی از جلسه آزمون بیرون آمدم فکر میکردم باید ۱۹ یا کم کم ۱۸ شوم، دچار یاس شدید و ناامیدی شدم، مثل دونده ای که می دود و نمیرسد

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، مقایسه با دیگران اولین سمی است که شما را می کشد. شما باید متناسب با شرایط خودتان مطالعه کنید چکار دارید دیگران یه ساعت وقت گذاشتند یا ده روز. به نظرم یأس و ناراحتی و استرس و عدم تمرکز باعث می شود که بازده شما کم بشود. البته مفید درس خواندن غیر از درس خواندن یا مشغول نگه داشتن خودتان است.

  3. س
    پاسخ

    سلام
    یسوال یه عده هستن میگن ما شب امتحانی هستیم و شب تا صبح نمیخوابیم و به اونایی که در طول ترم میخونن میگن خرخون…بعد از امتحانم میگن گند زدن و قبل از اماحانم میگن هیچی بلد نیستن ‌‌‌…ولی بعدم خودشون با همون شب امتحان نمرشون کامل یا هیفده به بالا میشه
    از نظر من دروغ میگن نظر شما چیه؟واقعا وجود دارن؟مگه میشه بدون تلاش؟خود من از وقتی دانشجو علوم پزشکی شدم با دو دور خوندن هم خوب تستای امتحانو نمیزنم از بس که سخته و نیاز به دوره داره…
    مشکل خودم تو امتحان تستیه همش بین دو گزینه میمونم و نمیدونم چکنم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، من در مورد دیگران فکر نمی کنم و حرف آنها را ملاک کار خودم قرار نمی دهم. پس اگر برای من لازم است تا صبح درس بخوانم تا موفق شوم، این کار را انجام می دهم ولو اینکه دیگران با خواندن یک ساعت همان نتیجه یا بهتر از آن را به دست آورند.

  4. گل آذین
    پاسخ

    چه متن از دل بر آمده ای و چه همدلی قشنگی با کسانی که ازتون کمک خواستند. این ویژگی را تا حالا از استادهای حقوق ندیده بودم خیلی خیلی حال خوشی بهم دست داد. همیشه موفق باشید

  5. مهتاب
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من یازدهم تجربی هستم تا پارسال خیلی کنجکاو بودم سعی میکردم چیزایی رو که تو درسام بالاتره در حد کتاب درسی نیست بخونم جمعه های من فقط با درس خوندن بود متاسفانه امسال سه ماهه گذشته و من اون آدم سابق نیستم میانگین مطالعه ام از چهار ساعت بیشتر نمیشه و خیلی احساس خستگی میکنم و یسره میخوایم این مشکل من از تابستون شروع شد که نتونستم دهم رو جمع کنم به نظرتون چی کنم😔😔😔

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، به نظر من مشکل جدی نداری. فقط باید دوباره خودت را جمع کنی. ببین دلیل کسلی ات چی است. هیجانات دوره نوجوانی خب بعضا این چیزها هست ولی باید بر آنها پیروز شوید.

  6. سردرگم
    پاسخ

    سلام آقای دکتر خسته نباشید.
    میشه لطفا من رو راهنمایی کنید.
    به نظرتون تحصیل پزشکی تو یکی از دانشگاه های ایران بهتره یا تحصیل در یکی از دانشگاه های مورد تایید وزارت بهداشت دولتی و برتر ترکیه با آزمون؟
    من واقعا تو این دوراهی موندم.
    با تلاش امکان تحصیل در هر دو مورد را دارم به خاطر همین نمیدونم کدوم مسیر رو برای آینده ی مبهمم انتخاب کنم.
    راهی که فعلا مد نظرم هست اینه که دوره ی عمومی رو در ایران و تخصصم رو با رزومه ای که برای خودم درست خواهم کرد تو یک کشور برتر اروپایی مثل آلمان بخونم.
    از شما میخوام که لطفا من رو راهنمایی کنید.
    به خصوص که دلسوزانه بچه ها رو راهنمایی می کنید.
    ممنون که وقت ارزشمندتون رو در اختیار بچه های سرزمینتون که نه دیدینشون و نه میشناسینشون میگزارید.
    پیشاپیش از بذل عنایت شما نهایت تشکر و سپاس را دارم.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، همون چیزی که مد نظرتان است خوب است.

  7. نرگس
    پاسخ

    سلام اقای دکتر من دانش اموز کلاس هشتم هستم واز اول سال تا حالا نمرات بسیار خوبی داشته ام . من یک دوست بسیار صمیمی دارم که از دوران کودکی تا حالا باهم دوست هستیم و بهم دیگه وابسته هستیم البته حس می کنم که اون بیشتر وابسته به من است وامسال هم اولین سالی است که دریک کلاس هستیم و حس رقابت بین منو و دوستم بسیار زیاد است واون حس رو دوستم در وجود من گذاشت واون همیشه سعی می کنه بر همه ی فعالیت های من نظارت کنه و یا خودش ساعتی را برای درس خواندن من تعیین کنه ولی من نمی تونم جلوی این کار هاشو بگیرم که همین باعث استرس و دلشوره من شده است که همیشه فکر می کنم که اون می خواد مانع پیشرفت من شه خیلی می ترسم ومدام به این چیزا فکر می کنم که موقعی اون ازمن جلوتر بزنه واون در اینده موفق بشه و من نتوانم موفق بشم واز اینده خیلی می ترسم واحساس نا امیدی می کنم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، این افکار همه اش غلط است. دنیا آنقدر بزرگ است که یک نفر نه جای شما را می گیرد و نمی تواند رقیب جدی برای موفقیت شما باشد. برای میلیون ها نفر در زمان واحد شانس موفقیت است. بهتر است با هم دوست باشید ولی آنقدر توی کوک هم نروید. بعدا خیلی احساس پشیمانی خواهید کرد که اینقدر به این مسائل جزئی حساسیت داشته اید و با همین افکار آینده بدی را برای خودتان ترسیم کرده اید.

  8. پری
    پاسخ

    سلام اقای دکتر من لیسانس نرم افزار هستم و خیلی زود ازدواج کردم در دوره ی دبیرستان.همسرم فوق لیسانس مخابرات از دانشگاه امیرکبیر رو داره،ایشون توی درسام خیلی به من کمک کرده ولی همیشه میگه بذار من یاد بگیرم بهت یاد می دم و تو ذهن من این فکر همیشه هست که من نمی تونم چیزیو به تنهایی و بدون کمک ایشون یاد بگیرم .قبل از ازدواج خیلی اعتماد به نفس خوبی واسه درس خوندن داشتم ولی بعد از ازدواج همیشه فکر می کنم که تا همسرم با من درس کار نکنه یاد نمی گیرم،الان من برای کنکور ارشد شرکت کردم ولی نمی دونم چرا سر یک مطلب یاده هم چندین ساعت باید وقت صرف کنم اصلا اعتماد به نفس برای یادگیری مطالب ندارم ،در ضمن من خیلی ادم اهل مطالعه ای هستم ،خواهشا کمکم کنید نمی دونم با این افکار چجوری باید درس بخونم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب زیاد تکیه کرده ای این حالت برات به وجود آمده است. با قدری تمرین به خودت برخواهی گشت. تازه کمک گرفتن از همسرت هم که عیب نیست و نیازی نیست که در موردش بخواهی اینقدر فکر کنی. take it easy

  9. amir hossein solimani
    پاسخ

    سلام آقای دکتر شیروی. من کلاس دهم هستم وطوی رشته دریای هستم .

    آقای دکتر . همه میدانند که هر که در رشته دریایی می خوانه باید زبان انگلیسی اش فول باشه . هرچه می خوانم باز ضعیف هستم . به طوری که اولین امتحان رادادم زیر ۱۰ گرفتن خیلی ناراحت شدم . به چه دلیل هستش راهنمایم کن آقای دکتر.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اگر زبان مادری ات را یاد گرفتی پس زبان دیگری را هم می توانی یاد بگیری. اگر مشکل داری حتما در نحوه تدریس آن است.

  10. حسین رضایی
    پاسخ

    سلام آقای دکتر….من به لحاظ هوشی ادم مستعدی هستم …توی کارم هم تقریبا موفق هستم….سالهاست قصدم ادامه تحصیل توی مقطع فوق لیسانسه…اما متاسفانه علیرغم علاقه وافری که دارم نداشتن تمرکز کافی در کلاس باعث شده هراس داشته باشم…چون با این که قضایا برام سخت و سنگین نیست اما طبقه بندی اطلاعات توی مغزم درست انجام نمیشه….غالب دوره ها و امتحاناتی که بعد از لیسانس توی محل کار یا بیرون گذروندم با نمرات متوسط بوده…سر امتحان دچار سردر گمی میشم با اینکه به اندازه کافی مطالعه داشتم…خواهشا برای پیدا کردن تمرکز راهنمایی بفرمایید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اولا قبولی در ارشد این روزها در دانشگاه های دولتی ممکن است سخت باشد ولی در غیر آن خیلی سخت نیست و شاید اصلا نیاز به تمرکز ندارد. به هر حال باید درسها را دوباره از ابتدا دوره کنید اگر می خواهید دانشگاه طراز اولی قبول شوید.

  11. Fate
    پاسخ

    سلام. من دانش اموز کلاس نهم هستم. سال هفتم با کسی دوس شدم و شدیم دوست صمیمی هم .دوست صمیمی من شاگرد تنبل کلاس ششم بوده و من از همون اول شاگرد اول بودم. چون کلاس ششم واسه تیزهوشان میخوندم پایم خیلی قوی بود. کلاس هفتم اکثر معلما مثل معلم ریاضی میگفتن به بچه ها که سعی کنن با من بخونن یعنی درسم عالی بود. دوست صمیمی من سعی کرد بیشتر درساشا با من بخونه و به نحوی من و خانوادما راضی میکرد خلاصه اینکه من خیلی باهاش کار کردم و اون معدل هفتم و هشتمشا ٢٠شد مثل خودم. امسال که من کلاس نهمم از اول سال همه ی نمراتم خیلی پایین اومده به قدری که دوست صمیمی من که خود من باهاش کار میکردم نمراتش از من بالاتر شده . کاملا همه ی درسا را میخونم و توی خوندن درسا هیچ کوتاهی نمیکنم ولی نمیدونم چرا نمراتم اینقدر پایین اومده. خیلی ذهن درگیری دارم دیگه نمیدونم واسه بالارفتن نمرم چیکار کنم همه جوره درسما میخونم ولی بازم نمراتم خیلی پایین اومده معلما هم خیلی هاشون از دستم راضی نبودن و میگفتن خیلی تغیر کرده .
    با این حرف معلما و این نمره ها دیگه هیچ انگیزه ای واسه درس خوندن ندارم. راستی من ادم بسیار بسیار استرسی هستم و همین استرس از کلاس هفتم تا همین الان خیلی خیلی اذیتم کرده

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام به نظرم مشکل جدی ندارید. باید ببنید که چرا دارید عقب می افتید. احتمالا استرس که گفتید و عدم تمرکز و نگرانی بیش از جد باعث می شود که راندمان کارت پایین بیاید. بسیاری از مواقع رفتار دیگران باعث شکل گیری رفتار ما می شود و ما اسیر رفتار آنها می شویم. نگرانیها انها، پیشرفت آنها، قضاوتهای آنها و هزاران چیز دیگر روی ما تأثیر مثبت یا منفی می گذارد. باید قدری هم خودمان باشیم تا مشکلات خودمان را بفهمیم.

  12. فائزه
    پاسخ

    سلام آقای دکتر
    من خیلی دوست دارم درس بخوانم اما چشم هایم یاری نمی کند خسته شدم آخه برای کلاس نهم خیلی درس خواندمو لان دهم هستم ولی اصلا حسش نمیاد که درس بخوانم چکار کنم؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، یعنی چشماهات یاری نمی کند؟ اگر مشکل چشمی دارید خب به پزشک مراجعه کنید. اگر هم مشکل چشمی ندارید پس باید ببنید که تنبل نباشید. البته افسردگی هم باعث می شود که دیگر چشم همراهی نکند.

  13. علی
    پاسخ

    سلام اقای دکتر من علی سلطانی هستم من تامیشینم درس بخونم یا تشنمح یا اینکه به نکات انحرافی کشده شده و از درس دور میشم لطفا کمک کنید وچکار کنم. من ۱۵ سال دارم.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب قدری آب بگذار کنارت و هر وقت تشنه ات شد بخور. نکات انحرافی را هم از ذهن ات دور کن. همه نکات انحرافی را روی یک کاغذ بنویس تا معزت آروم شود و بعد درس را شروع کن. با نوشتن نکات انحرافی روی کاغذ ذهن آروم می شود.

  14. A
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من امسال مدرسه نمونه دولتی رشته ریاضی قبول شدم در سال نهم معدلم ۱۹ بود با توجه به اینکه به اندازه ای که الان درس میخونم درس نمیخوندم
    ضعیف ترین درس من در سال نهم ریاضی بود و درس های حفظیاتی من خیلی بهتر بود ولی از رشته های انسانی و رشته فنی هم با توجه به دروس عملی و دانش آموزان ضعیفترش خوشم نیومد.
    الان که دو ماه از سال تحصیلی گذشته در درس های تخصصی اکثر نمرات من بسیار پایین است و حتی درس های حفظیاتی مانند دینی و جغرافیا که در آن بسیار قوی بودم الان هنگام سوال کردن معلم اصلا یک کلمه هم از درس یادم نمیاد با اینکه چند دور و خیلی هم خوندم.
    و از یک طرف هم همکلاسیام همینطور نمره های بالا میگیرن
    نمیدونم واقعا چیکار کنن آیا با تغییر مدرسه و رفتن به مدرسه دولتی بهبودی حاصل میشود؟؟
    ببخشید که طولانی شد.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اگر ریاضی ات ضعیف است و به نظرت جبران نمی توانی بکنی خب بهتر است رشته خودت را عوض کنید. چون رشته های مهندسی نیاز به ریاضی قوی دارد. البته بعضی مواقع که دانش اموز وارد مرحله بالاتری و با دانش آموزان ساعی می شود، روحیه خودش را از دست می دهد ولی بعدا جبران می کند. شما هم ممکن است ابتدا قدری مشکل داشته باشید ولی بعد خودتان را پیدا کنید.

  15. Zahra
    پاسخ

    سلام آقای دکتر
    من سال دهم تجربی هستم و در درس فیزیک مشکل دارم و نمرات خیلی پایین میگیرم.تمرین می کنم،تست میزنم ولی باز هم نمره های پایینی إز فیزیک میگیرم به طوری کلاً انگیزه أم را برأی ادامه در أین رشته إز دست دادم و می خواهم به خاطر فیزیک تغییر رشته بدهم
    میشه راهنمایی کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، به نظرم یکی از دلایل ضعیف بودن پایه شما در فیزیک است که می توانید کتابهای فیزیک سالهای قبل را مرور کنید. دیگر اینکه معلم ضعیف است که در این صورت باید اگر می توانید معلم بگیرید. البته مباحثه با یکی از دانش آموزان زرنگ کلاس هم مفید است.

  16. مریم
    پاسخ

    سلام آقای دکتر
    من دانش آموز کنکوری هستم که تا الان بیشتر از هفته ای ۲۴ ساعت درس نخوانده ام و با این حال جز دانش اموزان خوب به حساب میام. اما مسئله ای که هست اینکه که اصلا حس درس خوندن ندارم نمیتونم ساعتمو به بالای ۳۰ ساعت برسونم. خیلی نگرانم. روزا دارن پشت سر هم میگذرن و من به کنکور نزدیک و نزدیک تر میشم اما همونجوری باقی موندم. همش احساس خستگی مفرط دارم. و البته یه ناامیدی بزرگ هم دارم و اون اینه که من پنج ماه از فرصتمو از دست دادم و حس میکنم اگه الانم شروع کنم به هیچ جایی نمیرسم. لطفا راهنماییم کنید. از نتیجه کنکور و زخم زبون فامیل و خونوادم خیلی میترسم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، شاید دلیل بی حالی کمبود برخی از ویتامین ها از جمله ویتامین D باشد. به نظرم قدری ورزش کن و در هوای آزاد پیاده روی کن. اگر بخواهی موفق بشی باید بیشتر تلاش کنی. نگو من درس نمی خواندم و جزء دانش آموزان خوب به حساب میامدم. باید درس بخوانی تا جزء دانش آموزان خوب به حساب بیایید.

  17. مهنا
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من امسال هشتم هستم من تو ابتدایی درسام خیلی خوب بودن ولی نمیدونم چرا امدم راهنمایی اصلا حوصله درس خوندن ندارم در واقع از درس زده شدم وقتی کتاب رو باز میکنم نمیتونم تمرکز کنم امسال زیاد وضعیت درسام خوب نیس کم کم دارم افسرده میشم من تو مدرسه نمونه دولتی هستم و هر روز دو و سه تا امتحان میگیرن و من وقت کم میارم برا همین تا صبح بیدار میمونم وقتی سر امتحان هم میرم خوابم میاد نمیتونم خوب بنویسم بنظرم من تنبل نیستم فقط وقت کم میارم نمیتونم درس بخونم وقتی هم اعتراز میکنیم با بچه ها میگن چاره نیس باید بخونیم ومن واقعاً کم کم دارم افسردگی میگیرم لطفاً بهم کمک کنین

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، دانش آموزان معمولا هر چه بالاتر می روند با درسهای سخت تری روبرو می شوند و نیاز است که بیشتر مطالعه کنند و تمرکز داشته باشند. بعضی وقتها رفتن به مدارسی که دانش آموزان تیز هوش دارد باعث می شود که برخی از دانش آموزان اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و نا امید شوند. در صورتی که این دانش آموزان هم می توانند موفق شوند. بلاخره با افسردگی کاری از پیش نمی رود. باید روحیه ات را از دست ندهی و تلاش کنی با تمرکز درس بخوانی. دلیل عمده اینکه وقت کم می آری این است که نمی توانی تمرکز کنی و وقت را تلف می کنی.

  18. زهرا
    پاسخ

    سلام استاد
    من امسال دهم هستم من تو راهنمایی نمره هام خیلی خوب بودن ولی امسال اصلا نمیتونم درس بخونم از درس زده شدم امسال اصلا نمره هام خوب نیس وقتی کتاب رو باز میکنم نمیتونم تمرکز کنم به نظرتون دلیلش چیه ؟؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، قدری طبیعی است ولی نباید ادامه پیدا کند. اگر درس نخواندن ات ادامه پیدا کند دیگر از قطار درس خوانان پیاده خواهی شد. اینکه بعدش سوار چه قطاری خواهی شد خدا می داند. جهت ما در زندگی از همین مواقع شروع می شود.

  19. ...
    پاسخ

    سلام دکتر
    من یک دردو دلی داشتم
    دنبال راه حلم اما خسته
    من فرد بسیار پر تلاشی هستم
    اغلب مرا نخبه و…خطاب میکنند
    شیفته ی علم
    هدف های والایی دارم
    اما
    اما همیشه در خانه ی ما دعواست
    همیشه اشوبست
    روزی نیست که گریه نکنم
    از بچگیم همین طوری بوده اما الان که سال اخر دبیرستانم برام غیر قابل تحمله
    احساس میکنم هیشکی در خانواده ی ما سالم نیست و فقط من درستم
    منم که شرایط روحی درستی ندارم دیگه
    روزی نیست که صحنه ی خودکشی خودم جلوی چشمانم نیاد
    یعنی میگویم کاش مادری داشتم که ذره ای میفهمید که مادرست و باید الگو باشد
    خودش پزشک است اما کاش نبود…
    من ١٧ سال دارم اما با من همانند زنی ٣٠ ساله رفتار میکنند
    انگار که نه احساساتی دارم نه هیچ…
    واقعا خستم
    مادر و پدرم از هم جدا زندگی میکنند
    مادرم مدام فش میدهد
    پدرم درست نیست
    خودم ماندم که چگونه من هنوز ادمی درستی مانده ام
    همیشه تمام اطرافیانم که من را در درسو تلاش الگو قرار میدادند میگفتم ادم ها در محدودیت ها ستاره میشوند
    اما دکتر میدانی
    ادم ها بعضی وقت ها در محدودیت ها له میشوند
    به نظر شما سازمانی یا مکانی هست که من از خانه بروم و انجا درس بخوانم و فقط برای خواب به خانه بیایم؟؟ چون اگر این کار را نکنم میدانم که اینده ای نخواهم داشت….

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خانه بهترین مکان و پدر و مادر خیرخواه ما هستند. اینکه فردی از مادر خودش ناراحت شود دلیل نمی شود که بخواهد به دیگری پناه ببرد. به جای این همه حساسیت بهتر است روی درس و مشق ات تمرکز پیدا کنید. مادرتان تحصیل کرده است و حتما شما را درک می کند. اینکه دیگران شما را الگو خود قرار می دهند نشان می دهد که دارای ظرفیت روحی بالایی هستی و حتما راه خودت را پیدا می کنی.

  20. زهرا
    پاسخ

    سلام استاد
    به کار بردن کلمه خرخون برای کسی که درس میخواند شاید خیلی بد نباشد ولی کسی که بزحمت روی کتاب متمرکزمیشود و از نخواندن عذاب وجدان دارد و موقع خواندن هم اگر از هریک ساعتی که کتاب در مقابلش باز است چهل دقیقه اش در عالم رویا سیر کند و …. و این که به کلمه خرخون هم متهم شود … این را چگونه درمان کنم ؟؟چگونه جواب کسانی را که در صورت درس نخواندن مطلق هم باز به خرخونی متهم میکنند را باید داد ؟؟چگونه رفتار کنم که حرف دیگران را در عین شنیدن نشنوم ؟؟؟خیلی از این حرف ها تنها ناشی از حسادت است ولی با این که میدانم باز فکرم را مشغول میکند …

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، هدف از نوشته «خرخونی» این بوده که نباید به حرفهای دیگران توجه کرد. شما دارید توجه می کنید. توجه به دیگران یعنی ذهن درگیر دیگران می شود و از اهداف بلند خود باز می ماند و کسانی در زندگی پیشرفت می کنند که بتوانند حرف دیگران را کنار بگذارند و راه خود را ادامه بدهند.

  21. هادی محمدی
    پاسخ

    باسلام و احترام
    استاد بزرگوار و عزیز چقدر قلم زیبا روان و گیرایی دارید من و خواهرم دو روزه که با وبلاگ شما آشنا شدیم و تقریباً تمام دلنوشته ها را خواندیم دستمریزاد هم بسیار آموختیم و تجربه کسب کردیم و هم بسیار لذت بردیم ممنونم

  22. علی
    پاسخ

    سلام و علیکم وقتتون بخیر
    دکتر عزیز با اینکه هدف مشخصی دارم اما نمیدونم چرا درس نمیخونم در صورتیکه پایه و اساس اینکه به اون هدف برسم درس هستش
    میدونم ضربه میخورم اما نمیخونم
    اگر هم برنامه ریزی کنم باز هم بهش عمل نمیکنم
    بخدا داغون شدم راهنمایی کنید لطفا

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، داغونی ندارد. خیلی از ما هدف نداریم بلکه آرزو داریم. اگر هدف داشته باشیم خب براش برنامه ریزی و سپس تلاش می کنیم ولی ارزو خوب بیشتر حالت رویایی دارد و وقتی نخواهیم جدی باشیم ارزوهامان زیادتر و غیر واقعی تر می شود. در حالی که هدف متناسب با توان و کوشش است.

  23. پارسا
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من در تمام ابتدایی نمره های فوق العاده و همیشه بیستی داشتم و بسیار شوق به درس خواندن ولی الان باز هم نمره هایم فوق العاده شده یعنی معدل اول کلاس الان هفتم ولی دیگر زیاد شوق به درس ندارم با اینکه نمره ی اول کلاس رو دارم ولی یه حسی بهم میگه با این ساعت درس نمیشه اول شد. چی کار کنم لطفا راهنمایی ام کنید. ممنون که وقتتون رو برای ما بچه ها میگذارید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، دوره ابتدایی بیشتر بچه ها نمره هاشون خوبه. بعد کم کم درسها سخت تر می شود و هر که بیشتر تلاش کند، بیشتر موفق می شود. اگر احساس کردی که کمتر به درس خواندن علاقه داری یعنی داری از بقیه عقب می افتی و باید حواس ات باشد که از گروه درس خوانان بیرون نیفتی.

  24. حنا
    پاسخ

    سلام آقای دکترمن دانش آموزسال متوسطه اول کلاس هشتم هستم اصلانمیدونم چجوری هستش من هرچی درس ریاضی وعلوم رومیخونم امتحانامو بدمیدم آقای دکتر من خیلی میخونم اصلانمیدونم چرااینجوریه

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، شاید دلیل اش ضعیف بودن پایه های تحصیلی شما است. سعی کنید قدری پایه های تحصیلی خودتان را تقویت کنید.

  25. محمد
    پاسخ

    سلام من دوازدهم تجربی هستم و امسال کنکور دارم و همین طور امتحان نهایی تو مدر سه رتبه دوم یا نهایتا چهارم هستم ولی بیشتر معلم های مدرسه ما همش رتبه اول مدرسه رو تو سرمون میزنن از یه طرف هم دانش اموز ها ننگ خرخوانی بهم میزنن ….چیکار کنم من خیلی حساس شدم امسال

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، تو سر زدن که ملاک نیست. اگر رتبه دوم نتواند موفق شود پس بقیه چی. بهتر است به این حرفها و افکار توجه نکنید و متمرکز روی درس خودتان باشید.

  26. Tara♡
    پاسخ

    😐به نظرتون من فضا نورد میشم زیاد باهوش نیستم زیادم خنگ نیستم ولی ناامیدم نیستم عاشقه اسمونه شب سیارات و ستاره هام معدلمم زیاد خوب نیست😂😂😐ولی من می خوام هر طور شده فضانورد بشم🌍🌞چیکار کنم به نظرتون؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب باید خوب درس بخوانی. اولین شرط برای رسیدین به چیزی فکر کردن در مورد آن چیز است. حتما اگر درس بخوانی و رشته مناسب دانشگاهی انتخاب کنید امکانش هست.

  27. Amir
    پاسخ

    سلام خسته نباشید . من دهم تجربی هستم و حس میکنم نمیتونم درس ها رو قبول بشم . وقتی هم میخام کتاب بخونم حس میکنم کارم بیخوده و دارم وقتمو تلف میکنم . گوشمم از این حرفا که میگن تو بخون یه چی میشی پره . معدلم ۱۹.۲۱ بود ولی اصلا پایه خوبی ندارم . لطفاً بگین اگه پنج شیش تا کتاب رو تجدید بشم اخر سر چی میشه . کمکم کنید که وضعم خیلی خرابه . بعضی موقع ها میخوام خود کشی کنم ، اما زیاد جدی نیس

    دیگه امید برای ادامه ندارم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، کسی که معدل به این خوبی دارد حتما فرد باهوش و مستعد و پرکاری است. پس خودت را با این حرفهای دلسرد کننده مشغول نکن و بچسب به درس ات.

  28. شبنم
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من دوساله که پشت کنکوری هستم ومیخوام واسه سومین سال بخونم ولی ی مشگلی دارم که امیدمو ازدست دادم …. نمیدونم چرا اینجوری شدم از صبح شروع میکنم درس خوندن تا شب آخر شب که میخام بخوابم ..میام تو دفترم مینویسم که امروز چیکار کردم ولی وقتی نگا میکنم که از صبح تا شب از هر کتاب فقط یک صفحه مطالعه کردم وووووووووواااااااااایییییییی اون لحظه میخام سرموبکوبم تو دیوار .. توروخدا کمکم کنید . من باید چیکارکنم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، یعنی چه؟ بعد از چند ساعت مطالعه تنها یک صفحه خوانده اید؟ دلیلش خب چی است؟ نمی توان اینقدر کند بود. اگر مطلبی برایتان مشکل است سعی کنید کتابهای را بخوانید که راحتر می فهمید.

  29. مجید
    پاسخ

    چه قدر خوبید شما آقای دکتر. کاشکی استاد ما بودی. من همیشه سایت شمارو دنبال میکنم سوال و جوابهارو میخونم کلی یاد میگیرم .
    منم بچه بودم همه بهم میگفتن خر خونم ولی آخرشم هیچی نشدم . از نظر علمی منظورمه. کارم ازاده الان.

  30. علی
    پاسخ

    سلام استاد. وقت بخیر.
    بنده به صورت جدی قصد دارم زبان انگلیسی رو تقویت کنم و ادامه دهم و دانشجوی حقوق پردیس فارابی ام. میخواستم بدونم پردیس کلاس های مبتدی تا پیشرفته برگزار میکنه به صورت مداوم یا باید برای رفتن به کلاس زبان برویم کلاس در بیرون دانشگاه؟؟؟؟ سپاسگزار

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اطلاعی از کلاسهای خارج از برنامه ندارم.

  31. علیرضا_قادر
    پاسخ

    با عرض سلام و وقت بخیر؛
    بنده نودانشجوی حقوق پردیس فارابی هستم. از همین الان بی صبرانه در انتظار شروع کلاس ها هستم تا بار دیگر صفحه ای جدید و سفید را در ایام پرشور دانشجویی سرشار از خاطرات خوب کنم. با اینکه خوب می دانم برای موفق شدن در رشته ی پرفراز و نشیب حقوق باید بی بهانه سخت تلاش کنم لکن میخواهم از نظر جنابعالی در مورد چگونه خواندن حقوق و چگونه تلاش کردن در جهت درک متون حقوقی مشورتی بگیرم تا گرفتار کج فهمی و همه چیز دانی نشوم. اگر صلاح بدانید و بنده را در این مهم کمک کنید سپاسگزارتان خواهم بود. اگر بشود حضوری که چه بهتر!

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام اولا نوشته «سال تحصیلی جدید» را در این سایت مطالعه کن. ثانیا در کلاسها همیشه شرکت کن و دانشجویان گول ات نزنند یا تو آنها را گول نزنی که جزو را آخر سر می خوانیم و نمره می گیریم. با دوستان ات مباحثه کن و سعی کن زیاد مطالعه کنی. در ضمن کتابهای اینجاب که برای دروه لیسانس است حتما بخوان مثل: کتاب متون حقوقی ۱؛ کتاب متون حقوقی ۲، کتاب مقدمه علم حقوق، کتاب حقوق قراردادها، کتاب حقوق خانواده و کتاب حقوق تطبیقی.

  32. کیمیا
    پاسخ

    سلام خسته نباشی من امسال کنکوری هستم تامیشینم پای درس حوصلم سر میره و کلافه میشم .از نظر بقیه خیلی باهوشم تمام امتحانات مدرسرو با یک ساعت خوندن ۲۰ میشم ولی واقعا از دست خودم عصبانیم ودوست دارم پزشکی قبول شم .اگه میشه کمکم کنید وبگید چطوری تمرکزو علاقمو بیشتر کنم ممنون

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اگر واقعا باهوش هستی حتما راهت را پیدا می کنی و اگر راهت را گم کردی زیاده غره نشو شاید باهوش نیستی.

  33. ایمان
    پاسخ

    سلام و عرض ادب خدمت شما دکتر عزیز ببخشید میخواستم بدونم که چرا به من میگن درس خون من بدم میاد چکار کنم و همین باعث شده نمرات کلاس ۷. ۸ بد بشه چکار کنم کمکم میکنید اگه کمکم کنید خیلی ممنون میشم من حتی دوستی ندارم باهاش برم بیرون همش تو خونه ام چون امسال باید انتخاب رشته کنم کمکم کنید ممنونم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام ایکاش کسی به ما می گفت درس خوان. به ما می گفتند خر خوان باز هم کک امان نمی گزید. حالا به شما می گویند درس خوان بدتان می آید. عجب

  34. علی
    پاسخ

    سلام اقای دکتر من دوازدهم تجربی هستم وامسال قراره بدم تو مدرسه تیزهوشان هم درس میخونم و جزو ۵ نفر برتر مدرسه هستم و میدونم که اگه درس نخونم چی میشه و علاقه هم به رشتم و هدفم دارم ولی نمیدونم چرا حس و حالم نمیکشه درس بخونم میرم میشینم سر صندلی از هر نیم ساعت بلند میشم اصلا حوصلم نمیاد درس بخونم نمیدونم چم شده کمکم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، شاید دچار وسواس شده ای. بعید است درس نخوان باشی. شاید انتظار داری بیشتر بخوانی و هی خودت را سرزنش می کنی که درس نمی خوانی.

  35. موجودناشناخته 😔
    پاسخ

    سلام به شمای بزگوار
    دکترخیلی سخته چیزایی رو بخوای اما بدونی دستیابی به اونها فقط وفقط درعالم خیالاته دکترعزیز منواز بچگی همه دست کم گرفتن وطرز فکرشون نسبت به من جایگاه برتر در آینده نبود و این باعث شد که من خواستار تغییر فکر اطرافیانم بشم به پدرم به مادرم بفهمونم من هم درحد خواهر بزرگ ترم که موفقیت ها داشت میتونم موفق باشم اما توی تمام مراحلی که باید خودمو اثبات میکردم رد شدم کنکورایی که دادمو خراب کردم کنکور ورود به راهنمایی ومدرسه تیزهوشان کنکور ورود به دبیرستان فرزانگان همه رو گند زدم باوجود تمام تلاش هایی که کردم البته الان دولتی درس میخوانم وخداروشکر حداقل توانستم دید پدرومادرم رو نسبت به خودم عوض کنم چون معمولا منو دختری تخس وشیطون تصور میکردن امااون ماله بچگیم بود من الان تو سن ۱۷ سالگی چنان میفهمم که حس یه آدم بزرگ ۹۰ به بالا رو دارم ایناش سخته درک بقیه تواین زمونه سخته …..الان دارم برای کنکور ۹۸ آماده میشم در روند مطالعه ام نوساناتی وجود داره ودرروند پیشرفتمم همینجور …صحبت های اولم بابت دانشگاه مورد علاقم بود همیشه اطرافیانم میگفتن دانشگاه تهران عالیه امامن میگفتم نه من علاقه ندارم بهش میدونین چرا حرف بیانم باحرف دلم یکی نبود ؟!چون برام غیرممکنه چون نمیخوام بیشتراز این شیفته چیزی بشم که دستیابیش آدم فراترازمنو می طلبه اما همین چن دقیقه پیش عکسایه سردرشو نگاه کردم اشک توچشام جمع شد چون سخته بدونی نرسیدن و خواستن چه دردی داره فرصتم برارسیدن بهش کمه ومن ناتوان ،خسته شدم از این دروغایی که به خودم تحویل میدم بهم گفتن افسردگی گرفتمه اینو خودم میدونم من گذشته تلخی داشتم خیلی دوست داشتم آیندم بهترازاینها باشه اما ضعیفم وازاین ضعف متنفر …

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام نوشته ات که دلنشین است و نشان می دهد که از استعداد خوبی برخوردار هستی. اینکه حواشی و افکار آشفته مرتب سراغت می آید و ذهنت را منحرف می کند و نمی گذارد به هدف ات دست پیدا کنی، چیزی است که باید اولا بشناسیش و بعد با هاش مبارزه کنی. در مقاطعی از زندگی آنقدر چیزهای کوچک و کم اهمیت برای ما بزرگ و پر اهمیت می شوند که همه دنیای کوچک ما را اشغال می کنند. بسیاری از نگرانیها و دلواپسی های امروز شما فردا خنده دار خواهد بود. دیو چو بیرون رود فرشته درآید. پس اول افکار اشفته را از خودت دور کن تا روشنایی جا پیدا کند و ورود کند.

  36. تنها
    پاسخ

    سلام آقای دکتر واقعن تشکر میکنم ازتون بخاطر این مقاله زیبا و تأثیر گذار…
    من یه مشکلی دارم …امیدوارم وقتش رو پیدا کنید و بتونید راهنماییم کنید…
    من امسال دوازدهم ریاضی هستم.راستش سال نهم زیاد بر اساس علاقه انتخاب رشته نکردم .شاید این جمله اغراق امیز باشه اما اونموقع اصلا هدفی نداشتم و نمیدونستم درسخوندن چی هست ولی معدلم ۲۰ بود.همیشه هم بین شاگرد زرنگای کلاس فقط من ریاضیم بیست بود درحالیکه یه ترس خاصی ازش داشتم…بهرحال چون درس نمیخوندنم نه نمونه نه تیزهوشان قبول شدم…رفتم مدرسه عادی…اونجا همه چیز تغییر کرد …معلم ریاضیم خیلی ریاضیو قشنگ بهم درس میدادو دیدگاهم نسبت به ریاضی مثبت شد اما با درسای دیگه مثل شیمی خیلی مشکل داشتم…بهرحال تا آخرای سال تلاشمو کردمو معدلم ۱۹/۷۶ شد…از همه چیز راضی بودم…حتی توی آزمونای پیشرفت تحصیلی هم رتبه میاوردم…هدفم هم هوافضای شریف بود…کلا همیشه از بچگی دوس داشتم فضانورد بشم حتی خوابای خیلی جالبی هم راجبش میدیدم!اما همه مخصوصا بابام مسخرم کردن…سال یازدهم هم ترم اول چون مدرسمو عوض کرده بودم خیلی افت کردم ولی تا ترم دوم دوباره خودمو بالا کشیدم و معدلم همون ۱۹/۷۶ شد.
    اما مشکل اینجاست که الان یکجا نشستمو انگار نه انگار که کنکور دارم…اصلا بعضی وقتا فکر میکنم که واس ریاضی مناسب نیستم یا ریاضی نمیخوام…از طرفی هم خانوادم خیلی برام زحمت میکشن مخصوصا مامانم…امسال بنده خدا خودشو به هر دری زد تا من مدرسه نمونه قبول شم و کلاس کنکور برم…بایدددددد جواب زحمتاشو پس بدم…اینو مهمترین وظیفه خودم میدونم.اما ناامید و دلسردم…شکاکم …بابام همش میگن ریاضی تو ایران اصلا بدرد نمیخوره و…ترازای قلم چیم هم خیلی پایینه چون هیچی نمیخونم و فکر اینکه رقیبای من چقد الان دارن میخوننو وضعشون از من بهتره حالمو بد میکنه.
    من اصلا نمیدونم چی میخوام…دوست دارم خانوادم بهم افتخار کنن دوست دارم جواب زحمتای مامانم که جوونیشو عمرشو زندگیشو گذاشت پای من تا درس بخونمو موفق بشمو بدم.اما نمیدونم چجوری. میدونم توان زیاد درس خوندنو دارم…هنوزم عاشق ریاضی هستم اما هیچ آینده ای توش نمیبینم. نمیخوام بشم یه دانشجوی بیکار…میخوام فرد مفیدی بشم اما از اینی که الان هستم واقعن خستم واقعن…

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام اساس تکنولوژی ریاضی است و کسانی که ریاضی می خوانند احتمال پیدا کردن شغل مناسب بیش از هر رشته ای است. مهندسان هستند که باعث توسعه فناوری می شوند و کشور را از لحاظ تولید و فناوری ارتقا می دهند. تلاش بکن بقیه را به خداوند محول کن. انشا الله پدر و مادرت هم راضی خواهند شد و به ات افتخار می کنند. تنبل نباش بقیه اش جور می شود.

  37. نا شناس
    پاسخ

    سلام من دانش اموز سال اخر هستم و در سال های پیش درسم خیلی خوب بود اما در طی این دو سال انگار انگیزه کافی برای تلاش ندارم و کار هایم را به تاخیر می اندازم و انها را انجام نمی دهم از انجا که هر گاه پای درس مینشینم به خوبی در بار اول همه اش را یاد میگیرم و به خوبی تست میزنم اما در من ترس موفق نشدن زیادی وجود دارد از همه سمت استرس کنکور و زندگی اینده به سمتم می اید و گاهی از این همه مشغله ذهنم به هم میریزد و واقعا تحملشان سخت است و از سمت دیگر وقتی تلاش اطرافیان را میبینم نا امید میشوم که چرا من قبلا تمام تلاشم را نکرده ام اما هنوز هم تصمیم من قبول شدن پزشکی است لطف کنید بگویید چگونه با این مشکل مقابله کنم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام قدری استرس باعث می شود که قدرت و انرژی در شما به وجود آید ولی استرس بی حد و زیاد باعث خواهد شد که نتیجه عکس بگیرید. خودتان را به خدا بسپارید و فقط تلاش و کوشش داشته باشد و تنبلی نکنید. حالا اگر پزشکی هم نشد دنیا به اخر نمی رسد.

  38. بی اراده ترین آدم جهان
    پاسخ

    از بزرگواری و راهنمایی شما و از اینکه وقت گرانبهاتون رو در اختیارم گذاشتید نهایت تشکر و سپاس را دارم ،
    و امیدوارم خداوند یاریگر و شادی بخش لحظه لحظه ی زندگی شما و عزیزانتان باشد.

  39. مبينا
    پاسخ

    استاد وقتتون به خیر واقعا از شما متشکرم که وقت گرانبهای خودتون و در اختیار مشکلات و دردودل های کسانی که حتی ان ها رو نمیشناسید میگذارین.اولین بار هست که سایتتون رو میبینم و واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.براتون نوضیح داده بودم که مشکلم چیه و متشکر میشم پاسخ بدین.اجرکم عند الله

  40. مبينا
    پاسخ

    سلام استاد من دانش اموزی هستم که از پایه دهم به یازدم میرم و رشته ام تجربیِ.حقیقتش من برای اینکه سال نهم بتونم از مدرسه نمونه دوباره وارد نمونه بشم خیلی زیاد تلاش کردم و البته به نتیجه تلاشم رسیدم اون سال که میرفتم قلمچی تراز دروس ریاضی و علومن از نفرات برتر شهر بالاتر بود ولی پایین تر نبود دلیلشم وقت گذاشتن بیش از حد و تمرکز زیادم روی این ٢ درس بود.اینقدر خوب خوندمشون که کتاب کارام ٧-٨ دور کردم چیزایی که اون موقع خوندم الانم به دردم میخورن همچنین کلاس ششم که بودم برای ورود به مدرسه نمونه خیلی زیاد میخوندم یعنی خواهر من که کنکور داشت روزی ١٠ ساعت میخوند و منم ٧ ساعت میخوندم اون رشته مورد علاقش پزشکی و قبول شد و منم توی یه شهر بزرگ با رتبه ٣ نمونه قبول شدم خلاصه کلام اینکه درسم خیلی خوب بود اما از موقعی که وارد دبیریتان شدم خیلی افت کردم یعنی معدلم ٣ سال متوالی ١٩/٩٨ بود ولی امسال شد ١٩/٠٨ زیست هم موقع امتحان ترم دوم هیچی نخوندم و تژدید شدم.استاد شاید باورتون نشه ولی کل پایه دهم من به گریه گذشت اصلا خر کاری میکردم و هر جوری سعی میکردم انگیزه پیدا کنم نمیشد تا اینکه خواهرم که الان سال ۴ پزشکیه وقتی نوروز اومد خونه وضع من و دید و کمکم کرد.اوضاعم از وضعیت سال تحصیلیم خیلی بهتر شدم اما با این حال به چیزی که میخواستم نرسیدم.الانم که تابستون داره تموم میشه و نمیدونم چیکار کنم از بقیه رقبام خیلی عقب افتادم.انگیزه ندارم.تو رو خدا کمکم کنیییددد.هدفم دندو پزشکیه تهرانِ.میدونم باید خیلی تلاش کنم.مامان بابام میگن اگر مثل نهم تلاشم و کامل بکنم میتونم به هدفم برسم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام معدلت خیلی پایین نیامده است ولی تجدیدی خوب نبوده است. اینکه خواهرت به ات کمک کرده نشان می دهد که مایه درس را داری فقط باید انگیزه اش را پیدا کنی و تمرکز کنی. معمولا نوجوانها در درس خواندن افت و خیز دارند که امری طبیعی است ولی افت مستمر خوب نشانه خوبی نیست. ببین چطور در زمانی که خواهرت به ات کمک کرد، دوباره سرپا شدی. حتما سر نخهایی برای نحوه درس خواندن و پیدا کردن انگیزه پیدا خواهی کرد.

  41. رومینا
    پاسخ

    اقای دکتر من تمام سالهای گذشته رو معدلم از ۱۹.۵ پایین نیومده بود…
    اما تا رسیدم به کنکور انگار دنیا داره رو سرم خراب میشه…سال چهارم به خاطر مشکل مالی مدرسه رو غیر حضوری برداشتم…
    اقای دکتر تا میخوام درس جدید بخونم استرس میگیرم و قفسه سینم و سرم درد میگیره حتی به گردن و شونه هام هم میزنه سردرم هم عصبیه امسال بهتر شده خدا رو شکر… اما درد ها همچنان هستن هر وقت درس جدیدی رو میخوام بخونم انگار قفل میکنم از استرس…بعد همه چی رو میذارم کنار و به خودم میگم رومینا به خودت بیا…باید درس بخونی…میخونم و باز همین چرخه تکرار میشه…دلم میخواد نباشم…ذلم میخواست هیچوقت نبودم…اقای دکتر میگفتم پزشکی میخوام اونم تو دانشگاه تهران خستم اما … بریدم…
    نمیدونم اگر درس ها رو یه قطعات کوچیک تقسیم کنم و کمکم بخونم درست میشه ؟ مثلا تو اختصاصیا به جای فشرده خوندن روزی ۲۰ تا تست بزنم و یاد بگیرم و دورش کنم ؟ یعنی همه چی رو بخونم ولی نه فشرده یا حتی با ازمون… چون تنها بهم استرس میدن…خودمم از این ضعف خستم…سالای گذشته حس میکزدم ایندم تضمین شدست به خودم افتخار میکردم…لما الان دلم واسه خودم میسوزه…دلم میخواد ول کنم همه چی رو … حتی دنیا رو. .
    به خدا به مرگ راضی ام…اما مرگ هم منو نمیخواد…
    درسم برام همه چیز بود … حس میکردم به خدا نزدیکترم … سر ۱۹.۷۵ گریم در میومد … هیچوقت حس نمیکردم به اینجا برسم… هرچی به سالای گذشته نگاه میکنم میبینم نه خودمو گرفتم و نه مغرور شدم. نمیدونم دارم تاوان چی رو میدم…همیشه سکوت کردم … هر کی هر چی بهم گفته پیش خدا دعا کردم حالش خوب باشه و راه درستو بره… من نمیدونم دیگه چی کار کنم…تا حالا انقدر احساس عجز نکرده بودم.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اینقدر که نگران هستی، این نگرانی را با نوشته زیبای خودت به من منتقل کردی و من نیز حالا دارم استرس می گیرم. دختر چه خبرت است. کمی برو بیرون هوا بخور، قدم بزن، تو آفتاب راه برو که کمی پوست ات رنگی بشد. ممکن است برخی از ویتامین های بدنت کم باشد به خصوص ویتامین دی، یا خدای نکرده مشکل تیروئد داشته باشی. یک چکآپ بکن. بعد قدری از روز را در هوای آزاد قدم بزن. از مهمونی ها و موبایل دوری کن و آهسته اهسته درس ات را شروع کن و اصلا سعی نکن از روز اول به ان حدی که مد نظرت است از جهت ساعات درسی، اصرار نداشته باش ولی به تدریج میزان ساعات درسی خود را افزایش بده. به نظرم مشکلی نداری. اینها زود گذر است.

  42. بی اراده ترین آدم جهان
    پاسخ

    سلام آقای دکتر واقعا خسته نباشید ، خوش بحالتون که با زحمت فوق العاده و به کمک خدا تونستید به این جایگاه برسید.
    آقای دکتر آدم متملقی نیستم ولی شاید سایت شما اولین سایتی هست می بینم این قدر دلسوزانه و باحوصله دلنوشته های بچه ها رو میخونید و بهش پاسخ میدین ،
    جرئت کردم تا امید پیدا کنم به کمکتون و منم دلنوشتمو بنویسم ، علی رغم این که خیلی به پاسختون نیاز دارم ولی با احترام به زمانتون اگر وقت داشتید نوشته ی طولانی و سردرد آور منو بخونید.
    تو خانواده ای بزرگ شدم که از بچگی پدر و مادرم رویای موفقیت فرزندانشون رو در سر میپروروندن پدرو مادری که از صفر با زحمت خیلی زیاد خودشون و با توجه خدا به جایگاه بسیار خوبی رسیدن ولی متاسفانه در حسرت هستند که حداقل با موفقیت بزرگ یکی از فرزندانشون شاد بشن که تا بحال نشده ! بچه های بزرگتر از من از لحاظ جایگاه علمی هر کدوم به فوق لیسانسی بسنده کرده و تقریبا بیکارند،
    و حالا نوبت منه ، یک موجود به درد نخور با آرزوهای خیلی خیلی بزرگ ولی ساکن مثل سنگ و بدون تلاش.
    از سالای پیش همیشه دبیرانم در ابتدا به من امید داشتن ولی کم کم با کم تلاشی من ناامید میشدند! چه قدر ناراحت شد معلم کلاس پنجمم زمانی که تصور می کرد من تیز هوشان قبول میشم که نشدم ! یعنی اصلا فکر نمیکردم که منم باید قبول شم ولی روز اعلام نتایج با عکس العمل معلم کلاس فهمیدم که منم اِ باید قبول میشدم…!
    حالا کنکور ۹۸ سومین و آخرین کنکوریه که میدم و سرنوشت خودمو تعیین میکنم.
    آقای دکتر بخدا اونقدر دوست دارم خرخون باشم ولی نمیشه ! بدون اغراق اونقدر این مقاله رو دوست داشتم و روم تاثیر گذاشته که شاید مقاله ی خرخونی رو بیشتر از ۲۰ بار در روز های مختلف طی دو سال خوندم.
    آقای دکتر خیلی از چیزایی که تو جامعه می بینم به نظرم عاقلانه نمیاد و به خاطر این که مردم راهو به بیراهه میرن افسوس می خورم و از خدا میخوام به راه خودش هدایتشون کنه ، نمی دونم چرا مردم از استعدادشون بهره نمیبرن ؟ چرا همه فقط به فکر خودشون هستند؟ چرا هیچ کمکی به افراد ضعیف تر از خودشون نمیکنن ؟همیشه از خدا میخوام که چشمامو باز کنه تا بتونم حقیقت این زندگی رو بهتر بفهمم من فکر میکنم طبق گفته ی قرآن این زندگی بازیچه ای بیش نیست ولی باید از لحظه لحظه های خودمون بهترین استفاده رو بکنیم تا وضعیت زندگی مردم رو بهبود ببخشیم تا تو این دنیا با زحمت خودمون عزیز زندگی کنیم و آدم موفقی بشیم و حالا من با آرزوهای خیلی بزرگ ولی بدون هیچ تلاشی…!
    آرمان های زیادی دارم ، قبول شدن حتمی در پزشکی و آوردن بهترین رتبه ، نوشتن مقاله و ارسال اون به خارج از کشور ، ادامه تحصیل تو دانشگاه های معتبر خارجی ، استاد شدن ،
    اکثر رویاهای من اونایی هستن که شما با تلاش و زحمتتون بهش رسیدین.
    وقتی در مهمانی هستم که همه در حال خوشگذارنی هستند به خودم میگم که تو باید الان در حال نوشتن مقاله بودی!
    آقای دکتر مشکل من درس نخوندنه، خسته شدم از عهدهایی که درباره ی درسم بستم و عمل نکردم ، از شروع هایی که میخواستم ولی هیچ وقت نکردم ، پدرومادری که برای قبولی من تو پزشکی حاضرن برام بیشترین هزینه ها رو بکنن.
    خسته شدم از فشار عذاب وجدان.
    حس میکنم دارم عمرمو تلف میکنم من باید با موفقیتم برای مردم شهرم ، کشورم و حتی جهان آدم مفیدی شم من باید به درد مردم بخورم ، باید وضعیت فقر مردم رو بهبود ببخشم ، من باید…
    تنها کسی هستید که فکر میکنم به رویاهام نخندین!
    ولی دریغ از یک حرکت و تلاش و اراده !
    هیچ حرکتی نمیکنم واقعا دیگه خسته شدم دیگه انرژی برای شروع دوباره ندارم…
    از شما میخوام نصیحتی پدرانه به دخترتون بکنید که آویزه ی گوشم بکنم و هر لحظه به یاد داشته باشم و از این سستی و خمودی نجات پیدا کنم و برای اولین بار تو زندگیم برای رویاهام بجنگم.
    از شما بی نهایت سپاسگذرام.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اسمی که برای خودت انتخاب کردی یعنی «بی اراده ترین ادم جهان» و متن قشنگی که نوشته ای نشان می دهدکه فردی با ذوق ادبی هستی و می توانی نویسنده، مترجم و رمان نویس بزرگی بشوی. نوشته ات زیبا با جملات کوتاه و رسا نوشته شده است. این نشان می دهد که فرد مستعدی هستی. فکر نکنم وضع ات آن طور که به زیبایی در اینجا به نمایش گذاشته ای، بد باشد. سرزنش خود از کمی کار و داشتن اهداف بلند اولین پله برای سعود به موفقیت است. حال داشتن اهداف بلند و درک آن باید همراه با تلاش متناسب برای رسیدن به آن هدف باشد. هیچ هدفی قابل حصول نیست مگر برای آن تلاش کرد. برخی هدفها کوتاه هستند و با اندک تلاشی حاصل می شود و برخی دیگر بلندند و برای رسیدن آن باید تلاش شبانه روزی کرد. چیزی که نهایتا انسانها را از جیث جایگاه اجتماعی و موفقیتهای شغلی و حرفه ای جدا می کند، همین دو امر است: داشتن هدف بلند و تلاش متناسب و برنامه ریزی شده جهت نیل به آن. بنظرم شما توانایی رسیدن به اهداف ات را داری ولی باید تنبلی و رخوت را از خودت دور کنی. این امر با تمرکز روی هدف، برنامه ریزی و استفاده از هوش و درایت خود قابل انجام است. موفق باشید

  43. یه کنکوری
    پاسخ

    ممنون از وقتی دراختیارم گذاشتین

  44. یه کنکوری
    پاسخ

    سلام آقای دکتر انشالله که حالت مساعد باشه …..آقای دکتر یه نصیحت یایه تلنگر برای اینکه بتونم محکم تر مسیر کنکورمو ادامه بدم ازتون میخوام من گاهی خوب درس میخونم وگاهی بد واین تنظیم نبودن عصبیم میکنه چون متعادل نیست چون دوس دارم همیشه خوب بخونم اماگاهی کم میارم چیکار کنم ؟!لطفا

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب قدری سفت کن شل کن در تحصیل لازمه کار است و به انسان انرژی می دهد که با قدرت بیشتری حرکت کرد. آنچه که باید مد نظر قرار دهید، روند کلی است که باید رو به رشد باشد و نشان دهد که در مجموع خوب است.

  45. شیما...یه هفتمی
    پاسخ

    آقای دکتر قطعا صحبت های شما کاملا درسته!….در واقع من تنها از این ناراحت بودم که تلاش کافی نکرده بودم و عذاب وجدان داشتم به نوعی از اینکه منم میتونستم نمره کامل رو کسب کنم…..
    آقای دکتر خیلی مچکرم حرف های شما تاثیر شگرفی روی من داشت…….و سوال بنده این است که شما فکر میکنید مثلا اگر بنده بتوانم مطالب انگلیسی را به خوبی درک کنم و خط زیبایی داشته باشم و به سادگی با لهجه ای شبیه به بومی های آمریکا داشته باشم دیگه اهمیتی نداره که من بالاترین نمره بشم؟!!….نمیدونم چرا ولی اینا بیشتر اوقات برای من موضوع چندان مهمی نبودن….ولی از امروز سعی میکنم که بهتر کنار بیام با این موضوع و بیشتر روی علاقه ام به این درس تمرکز کنم و از استعدادم در راه درست استفاده کنم…
    مچکرم از اینکه کامنت منو خوندید و به درستی قضاوت کردید منم به شدت آرومتر از قبل شدم و کم کم همون چور که عرض کردین این داستان ها بعد از مدتی تبدیل به حواشی شدن درواقع من تقریبا فراموش کردم اینو که یه رقیب دارم شاید فقط به خاطر صحبت های معلم عزیزم..
    درهر حال بار دیگر از اینکه وقتتون رو صرف مشاهده این کامنت کردید مچکرم…

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام نمره به تنهایی خیلی اهمیت ندارد. مثلا در مجموع داشتن معدل ۱۸ یا ۱۹ فرق زیادی ندارد. آنچه که مهم است این است که شما معدل قابل قبولی داشته باشید ولی درس اتان را خوب خوانده باشید. و به اصطلاح ملا یا فاضل باشید. مسلط بر رشته خود. مطالعه کتب متعدد و به روز خیلی به موفقیت کمک می کند تا یکی دو نمره بالا و پایین.

  46. محمد
    پاسخ

    سلام اقای دکتر شیروی

    متنتون واقعا قوی بود و حرفایی که توی این متن طولانی زدین کاملا درسته قصدم فقط تایید حرفاتون نیست هدفم از این کامنت این بود که ازتون عاجزانه تقاضای کمک دارم . من خودم یه دانشجوم و به رشته ای که دارم میخونم واقعا علاقه دارم نه تنها علاقه بلکه استعداد خوبی هم دارم (در مورد این جمله که حرفش رو زدم احساس میکنم مغرورانه بود عذر میخوام ) من اگر کارهای بیهوده و باطل رو کنار بزارم و مصمم و جدی درس خوندن رو دوباره از سر بگیرم و یه شروع قوی داشته باشم نسبت به قبل ولی باز یه چیز هست که مانعم میشه و اون هم اینکه چند دسته گی باعث میشه گیج بشم منظورم از چند دسته توی رشته ام هست علاقه به مهارت هایی که نیمه رهاشون کردم و دنبال یادگیری چیزه دیگه ای رفتم . چیکار میتونم بکنم واقعا ؟
    کامنت یک دانشجوی رشته مهندسی نرم افزار

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام تمرکز و تلاش برای یادگیری موثر و عملی. رشته شما نیاز دارد که عملا کار بکنید و تجربه خود را زیاد کنید. خیلی باید زحمت کشید ولی موفقیت خودش ظاهر خواهد شد.

  47. نازنین
    پاسخ

    سلام آقای دکتر میشه خواهش کنم دستاوردهاتونو تویه مسیر موفقیتتون برام بیان کنین ؟ممنون

  48. نازنین
    پاسخ

    سلام آقای دکتر این حرفاتون باعث شد من دیدبهتری نسبت به این کلمه (خرخون )داشته باشم چون تو بعضی مسائل باعث میشد حتی نسبت به اون افرادی که این لقبو بهم میدن متنفر بشم 😂ممنون 💛

  49. شیما...یه هفتمی
    پاسخ

    سلام و عرض ادب خدمت شما آقای دکتر… .
    میخوام از خودم بگم!!من همیشه شاگرد اول بودم ینی درواقع بیشتر اوقات…تو کل مدرسه منو خرخون صدا میزدن…بنده کلاس زبان هم میرم اونجا هم به قدری نمراتم عالی بود که معلم زبانم هرچی سخت بود رو از من میپرسید!چون من کانون زبان ایران میرم و وقتی که ازم امتحان تعیین سطح گرفتن اون ترمی که باید میفتادم نرفتم بنابراین بیشتر از بقیه بلد بودم…خب الان دوساله دارم میرم اونجا کلاس و کم کم به سطحی که باید میبودم نزدیک میشم…ولی تا همین ترم پیش بهترین بودم بازم…اما وقتی امروز نمره میان ترم ایندفعه رو شنیدم فروریختم!!باور میکنید؟!!منی که همیشه بهترین بودم و فقط یه بار یه نفر ازم بالاتر شده بود اونم به خاطر اینکه یهویی بعدازاینکه از بیمارستان مرخص شدم امتحان داده بودم….
    الان نمیدونم باید چیکار کنم…..ازم ۲/۵ نمره بالاتر شده بود همکلاسیم در حالیکه من این ترم اورال کوئیز رو ۱۰۰ گرفته بودم و اون ۸۹!!….
    کمکم کنید کلا به هم ریخته ام حس میکنم دیگه هیچوقت اون شیمای سابق نمیشم که همیشه جواب خانم امینیان رو آماده تو آستینش داشت… . درحالیکه بعدکلاس معلمم بهم گفت شیما اینا برای من مهم نیست تو همیشه بهترین بودی و هستی!!مثل دخترعموت…ولی …
    ممنونم که وقت باارزشتون رو به من اختصاص میدید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بهترین کسی است که به طور مداوم و مستمر در جهت موفقت تلاش می کند و این امر خیلی مهم نیست که سرعت شما چند کیلومتر در ساعت باشد. به جای این شیوان و زاری شیما جان، بهتر است تلاش کنید که زبان را واقعا یاد بگیرید. بتوانید حرف بزنید، بنویسید و مطالب انگلیسی را بفهمید. بقیه حواشی است که مار به خودش مشغول می کند و بعد از مدتی حتی به سختی در خاطره می مانند.

  50. اریانا
    پاسخ

    سلام من دانش اموز دوازدهم هستم تودوران راهنمایی همیشه شاگرد اول یکی از بهترین مدارس شهرم بودم ازمون ورودی به نمونه دادم و دبیرستان با اکثر همکلاسیای گذشتم وارد این مدرسه شدیم سال دهم علارقم تمامی تلاشم شاگرد اول که هیچ نفر سومم نشدم در عوض کسایی که تو راهنمایی اصلا نصف منم نمره نمیاوردن شاگرد اول شدن من سال دهم همش خودمو باشاگرد اولمون مقایسه میکردم و غصه میخوردم اون همش میگفت درس نمیخونم و نمرش ازمن بهتر میشد اون بغل دستیم بؤد هربارکه نمرش ازم بیشتر میشد کلی به خودم فوحش میدادم اون همش اول میشه ومن خودمو بادوران راهنمایی جفتمون مقایسه میکنم سال یازدهم به حدی معدلم افت کرد که از خیلی کمتر شد من خیلی درس میخونم اما اصلا نتیجه نمیگیرم همش کفر میگم اخیرا هم متوجه شدم اون دوستم واسه کنکور معلم خصوص وامکان خیلی بیشتر ازم داره کلا ناامید شدم امیدم این بود رتبه عالی مدرسه تو کنکور شم راستش مدیرمون اشنایی قبلی باهاش داریم همش ک نمره معدل یا ترازامون میاد میگم وای الان اون ازمن بیشتر شده مدیرمون دید وازین حرفا هربارم که درس میخون مئگم من اصول درس خوندنو بلد نیستم و وای نکنه اون ازمن بیشتر بخونه سال دهم که بغلیم بود انقدرذهرروز بعد مدرسه توخونه گریه میکردم و خودمو مواخذه میکردم که حد نداشت من اخیر ینی سال یازدهم طی سال خیلی تقلب میکردم ینی واقعا درس خوندن فقط نمرش برا مهم بوذ الان همش میگم منبع من قلم چیه اون خیلئ سبز داره اون بهتره اه‍ خسته شدم ازین همه ضعف شما اولین کسی هستین که اینا روبهتون میگم راهنماییم کنید من یه ماهه دارم واسه کنکور میخونم اما همش فکر میکنم مفید نیست و بیخودیه تو ذهنم به تهران و پزشکی فکر میکنم اما این چیزآ منؤ ناامید میکنه امکانات و این مسائل کمکم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام از نوشته پر غلط ات برمی آید که خیلی به هم ریخته ای. همه اش به فکر قضاوت یک همکلاسی هستی که چند سال دیگر هم اسمش را به خاطر نمی آوری. به جای تمرکز روی کار خودت، روی کار دیگران تمرکز داری. مثلا اینکه ان با اینکه نمی خواند ولی از شما موفق تر است. این حرف از چند جهت درست نیست. اول از کجا می دانی که ایشان کمتر از شما می خواند. دوم کیفیت مطالعه افراد با هم یکی نیست. یکی تمرکز بالایی دارد یکی مثل تو ندارد. سوم انسانها با هم فرق دارند یکی سریعتر مطلب را می گیرد یکی باید بیشتر تلاش کند واین امر طبیعی است. چهارم چرا تمرکز شما از خودت به ایشان شده است. تا زمانی که به فکر دیگران هستی موفقیت خبری نیست. اینکه حس حسادت باعث شود که ادم تلاش کند خوب است ولی نباید باعث سقوط شما شود.

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *