خرخونی

یادم نیست که اولین باری که این کلمه «خرخون» را شنیدم کی بود. اما می دانم که خیلی ها مرا به این لقب مفتخر کرده اند. خب من هم مثل هر کس دیگر از این لقب خوش ام نمی آمد و یادم می آید وقتی این کلمه را هم کلاسی هایم در مورد من بکار می بردند، برای این که به آنها نشان دهم که «خرخون» نیستم سعی می کردم دیگر پیش آنها درسهایم را دوره نکنم و اصلا روی کتاب و دفترم نگاه نکنم. البته گاهی هم «ننه من غریبا» در می آوردم و می گفتم که تمام دیشب سردرد گرفته بودم، یا مهمان آمده بود خونه امان، یا بابام برای یک کاری فرستاده بودم، و از این دست حرفها … که نتیجه بگیرم که نشد که درس بخوانم بلکه دست از سر ما بردارند. البته بچه ها هم این حرفهای من را خیلی جدی نمی گرفتند ولی به هر حال این هم یک نوع دفاع در مقابل اتهام «خرخونی» بود که چپ و راست زده می شد.

یه روز وقتی یکی از همکلاسی ها من را «خرخون» خطاب کرد، عکس العمل نشان دادم و کار به مجادله کشید. شب آن روز که می خواستم بخوابم همه اش این کلمه لعنتی «خرخون» و آن جر و بحث در مدرسه دور کله ام چرخ می زد که آخه این «خرخون» یعنی چه: یعنی من خر هستم و درس می خوانم. خب خیلی از بچه های کلاس که از من خرتر اند؛ حتما منظور این نیست؛ اگر معناش این باشد که ناراحت کننده نیست چو بچه ها که می دونند که من خر نیستم. یا منظور آنها این است که من هر چه می خونم باز عین خر هیچی نمی فهمم. این هم که درست نیست چون من اگر درس می خونم که می فهمم و توی کلاس ریاضی تمام مسئله های مشکل را من حل می کنم و بچه ها سر دفتر من با هم دعوا می کنند و تازه توی امتحان هم همیشه بهترین نمرات را می گیرم. شاید منظور آنها این باشد که من مثل خر درس می خوانم. عین خر درس می خوانم یعنی چه؟ یعنی همانطور که خر سرش را پایین می اندازد و بار را به مقصد می رساند، من هم سرم را روی کتابم می اندازم و … هی این حرفها را به خودم می زدم و به خودم دلداری می دادم که «خرخون» خیلی حرف بدی هم نیست. حتما «خرخونی» یعنی خیلی درس خونی، یعنی آنقدر درس بخوانی که انگار خر می خواهد دانشمند بشود. خب اگر آدم اینطوری دانشمند بشود که بد نیست حتی اگر مثل خر هم درس بخواند. ولی مگر خر درس می خوند؟… این حرفها صد بار توی مغزم دور خورد تا بلاخره آن شب خوابم برد.

اخیرا کسی به شوخی یا جدی چیزی به ام گفت که دوباره من را به یاد «خرخونی» آن زمان انداخت و دست مایه ای برای این دلنوشته شد. او به من گفت: «تو یه فرد خیلی معمولی هستی که فقط زیاد می خونی و زیاد کار می کنی و بلاخره یه خرخون واقعی هستی!» دیگه آن حساسیتهای دوره نوجوانی گذشته بود که از این کلمه ناراحت شوم و شب نخوابم و برای این که نشان بدهم که خرخون نیستم جواب برخی از سوالات سرکلاس یا امتحانی را ندهم و تجاهل کنم بلکه از شر همکلاسی های ناجنس رهایی پیدا کنم. در دهه پنجاه عمرم دیگر «خرخون» مفهوم بدی را برایم تداعی نمی کرد. آره من «خرخون» ام ولی تو چی هستی؟

پس از مطالعه زیاد در احوال دانشمندان، بزرگان و افراد موفق در گذشته و حال دریافتم که توفیق همواره در گرو تلاش و کوشش و محرومیت بوده است؛ کوشش و تلاش در حد غیر متعارف و در کنار آن محرومیت غیر متعارف از لذایذ زندگی و نعم دنیوی که برای بسیاری از مردم نشان از وجود رگه هایی از «خریت» دارد. وقتی شما احوال آن دانشمند کاشف[۱] هلیکوباکتری را مطالعه می کنید که برای اثبات نظریه خود مبنی بر این که زحم اثنی عشری ناشی از وجود این باکتری است، خود را آلوده می کند؛ یا آن مهندس چینی[۲] که برای حفر اولین چاه نفتی چین حاضر می شود از بیمارستان فرار کرده و به محل کارش در بدترین آب و هوا برگردد و برای جلوگیری از انفجار چاه و نبود امکانات با دست و پا سیمان درست کند و مجددا مجروح گردد بنحوی که مشرف به مرگ شود؛ یا کسی که هفته ها خود را در خانه زندانی کرده و در خانه یا آزمایشگاه مطالعه می کند و کتاب و مقاله می نویسد؛ و صدها نمونه دیگر همه حاکی از این واقعیت است که توفیق در گرو چیزی است که مردم عادی آن را غیر عادی می پندارند و آن را به «خریت» نسبت می دهند.

امروزه برخی از افراد به خصوص از نسل جوان هیچ تمایلی به زحمت و تلاش ندارند ولی در عین حال امید موفقیت دارند. برخی نیز تلاش و کوشش را اساسا بیهوده می دانند و راه کسالت و بی حالی را پیش گرفته اند به نحوی که بی رمقی و بی انگیزگی تمام وجودشان را گرفته است و چون یخ فسرده در آب هستند و هیچ انرژی از خود بروز نمی دهند. این که نشد است. چطور می شود که بدون زحمت به توفیقی دست یافت!؟

یکی از مهندسان موفق صنعت نفت که چندین سال پیش بازنشسته شد روزی به من گفت که من از بچگی کار کردم و شب و روز درس خواندم و زحمت کشیدم و نهایتا برای تحصیلات عالی به امریکا رفتم. پس از اخذ فوق لیسانس چندین سال در بدترین شرایط در فیلدهای نفتی امریکا کار کردم. از موقعی که به ایران برگشته ام نیز شب و روز توی پروژها در مناطق نفت خیز و در دمای بالاتر از پنجاه کار کردم. حالا که بعضا به شهرستان محل تولدم می روم تا اقوام و نزدیکان را ببینم و بعضی از آدمها آنجا می بینند که از جهت مالی دستم به دهانم رسیده و بلاخره یه ماشین خوب، یک خونه خوب و .. دارم، پشت سرم صفحه می گذارند که فلانی چار روز رفته توی نفت و هپل هپو کرده و برای خودش دستگاهی به هم زده است. او ادامه داد که به خدا قسم آنها که پشت سرم حرف می زنند یک دهم بلکه یک صدم رنج ها و زحمات من در زندگی را نکشیده اند ولی حالا حسرت زندگیم را می خورند و پشت سرم این خزعبلات را می بافند؛ آنها حتی یک روز در تمام عمرشان به اندازه من کار نکرده اند و حالا که موفقیت من را می بینند چنین و چنان می گویند.

بله به قول مولوی «ای تن آخر بجنب بر خود و جهدی بکن *** جهد مبارک بود از چه تو پژمرده‌ای». باید تلاش کرد و اگر خواستید از معمول مردم بالاتر شوید باید خیلی از چیزها را بر خود حرام کنید. هر شب مهمانی! هر روز تا لنگ ظهر خواب! هر روز ساعتها روبروی تلویزیون چمباتمه زدن! ساعتها وب گردی توی اینترنت! ساعتها کپ زدن و اختلاط کردن! و…. آخرش نه هنری و نه پیشرفتی و نه توفیقی و نه آینده ای. زمانی که باید کاشت و هنری کسب کرد به بازی گوشی و ناپخته گی تباهش می کنیم و بعد یک عمر رنجش را می کشیم و حسرت اش را می خوریم و برای الیتام درد خویش دیگران را متهم می سازیم و حسادت می ورزیم و آخرش با نکبت این دنیا را وداع می کنیم!

خیلی ها می گویند تلاش و کوشش برای چی؟ مگر همه که این روزها به مال و منال بادآورده رسیده اند از گذر تلاش و کوشش بوده است؟ نمی توان این حرفها را نفی کرد ولی در عین حال نمی توان بر راه صحیح و عمل صالح تکیه نکرد و افراد را به موهومات و راههای ناصواب رهنمون ساخت. حتی این پولداران نوظهور نیز در نتیجه تلاش و سعی دیگران به چنین نوایی رسیده اند و به طرق ناصحیح و از روشهای نامشروع و یا سیاستهای غلط توانسته اند سعی و کوشش دیگران را به ناحق برای خود تصاحب کنند. آنها نه رهبر ما هستند و نه مقتدای ما و نه ما تمایل داریم که راه آنها را برویم. به قول مولوی: «اما تو مگو که جهد و کوشش *** سودم نکند که بودنی بود».

من «خرخون» هستم چرا که وقتی کسی برای تحصیل به استرالیا رفته باشد و پنج سال درآن کشور باشد و حتی یکی از شهرهای آن کشور را نبیند؛ یا روی صندلیش بنشیند و مطالعه کند بدون این که متوجه شود که شش ساعت تکان نخورده است؛ یا آنقدر غرق درس و مطالعه باشد که نفهمد که صبح شده است؛ یا هزاران ساعت از اوقات فراغت خود را بجای گذراندن با خانواده و میهمانی رفتن و لذت بردن صرف نوشتن کتاب و مقاله کند و شب از درد گردن خوابش نبرد، و … خب با تمام استانداردهای جهانی هم در نظر بگیرید «خرخون» است. مگر دیگران که به توفیقاتی نایل شدند کمتر زحمت کشیدند، رنج بردند و تلاش کردند؟

بعد از این سالها حداقل این را می فهمم که «خرخون» از «خرنخون» صد پله بهتر است چون به قول مولوی «کوشش بیهوده به از خفتگی» و بنابراین عاشق «خرخون» ها هستم. چه منظور از «خرخون» همان «پرخون» باشد یا هر چیزی دیگر. من به آن کاری ندارم.

البته باید مراقب کسانی بود که ما را به «خرخونی» متهم می کنند. آنها خود دچار کسالت و پژمردگی و افسردگی هستند و تیرهای زهر آگینی در آستین دارند و به محض این که شما با آنها حشر و نشر کنید، تیرهای یأس و پژمردگی و کسالت و بی انگیزگی را به سمت شما شلیک می کنند و شما را نیز مثل خودشان مجروح خواهند ساخت. هیچ چیزی مثل کسالت و بی انگیزگی و فشل بودن مسری نیست. چرا که به قول مولوی: «از مردم پژمرده دل می‌شود افسرده *** چو پژمرده گشتی تو، دیگر نروئی».


  1. فرشته
    پاسخ

    آقای دکتر من الان سیزده سال از اولین باری که کنکور دادم میگذره سه بار کنکور دادم ولی با شرایط سخت و کمبودهای مالی نتونستم واقعا نتونستم خوب درس بخونم نمی توانم اهدافی که دارم رو فراموش کنم کلی هم مشکل دارم خوب نمیشه با منابع محدودم درس بخونم امسال می‌خوام دلم رو بزنم به دریا و تا می تونن بی بهونه درس بخونم همه چیز رو هم دارم رها میکنم راستش یه کم ترسناکه برام شما فکر میکنید کار درستی میکنم ؟همه میگن بعد این همه سال ول کن بابا ولی نمی دونن اونقدر اهدافم برام مهم هستن که اگه بدونم بهشون نمی‌رسم دیگه توانی برای زندگی برام نمی مونه من به عشق اهدافم که از مسیر درس میشه بهشون رسید زنده ام نظرتان برام خیلی ارزشمند لطفاً بهم بگید ممنون پیشاپیش

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام تکیه بر رسیدن به اهداف نیاز به تلاش دارد و در عین حال به انسان امید می دهد و رخوت را از او دور می کند. پس یا علی

  2. Roya
    پاسخ

    سلام دکتر ممنون از مطالب خوبتون ، من هوش خیلی بالایی دارم اینو همیشه معلمام میگن ، منتهی خیلی بازیگوشم و دل به درس نمیدم،لطفا منو راهنمایی کنید .

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام خب پس تلاش کن. از نعمتی که خداوند به شما داده بیشترین استفاده را بکنید که هر که بامش بیش برفش بیشتر.

  3. دارم میمیرم
    پاسخ

    من کلاس هشتمم همیشه تو ریاضی مشکل داشتم از بچگی تا حالا ولی بقیه ی درسام کلا بیست هستن خواهش میکنم کمکم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      یا باید تلاش کنید که با کلاسهای جبرانی یا خصوصی و نیمه خصوصی ریاضیات پایه خود را تقویت کنید یا رشته خودتان را به سمت رشته هایی ببرید که ریاضی کمتر در آن نقش دارد.

  4. حسن عمانى
    پاسخ

    سلام خوبید؟
    اگر یادتان باشد قبلاً در مورد خرخوان بودن سوال کردم.
    واقعیتش مشکلم چیز دیگرى بود امسال بهترم و معدلم خیلی افزایش پیدا کرده حدوداً ١٩:٨٠شده است.
    متشکرم از راهنماییتان و باید بگویم که من قبلاً ١۵ساعت باید میخواندم و بخاطر افسردگی شدیدی که داشتم نمیتوانستم نمرات بهتر کسب کنم.امسال مدت مطالعه کم شده اما بازده ان افزایش یافته است.میدانم اهمیتی برایتان ندارد ولی خواستم تشکری از شما کنم.
    امیدوارم حالتان همیشه خوب باشد
    در ضمن راه رفتن در معرض نور خورشید خیلی کمک کننده بود

  5. دانشجو
    پاسخ

    سلام آقای دکتر. چقدر نوشته تان حال خوب و انرژی مثبت درخود داشت. راستش را بخواهید خیلی سال است زیاد درس نخوانده ام. یعنی انگیزه هایم کمرنگ و کمرنگ تر شدند و همه چیزهایی که روزگاری برایشان ساعت ها بی وقفه تلاش می کردم، در نظرم پوچ شدند. نمی توانم بگویم الان نوشته شما ناگهان زندگی ام را زیر و رو کرد و از این حرف ها! اما بارقه های امید را در من روشن کرد. حالا می دانم اگر چیزی می خواهم خمودگی و فسردگی به من کمک نخواهند کرد. از این که می نویسید و صمیمانه تجربه هایتان را در اختیار دیگران می گذارید، سپاس گزارم.

  6. ...
    پاسخ

    سلام
    به نظر شما من چیکار کنم که خودمو دیگه با دیگران مقایسه نکنم
    خیلی وقتا وقتی میبینم با وجود اینکه بعضی از دوستام میگن کمتر از من میخونن ولی نتیجه ی بهتر از من میگیرن ناراحت میشم
    دوست ندارم دیگران روم تاثیر بزارن و نارحتم کنن ولی خوب متاسفانه این اتفاق داره میفته میشه لطفا کمکم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، ممکن است خیلی وقت ها از خودتان سوال کنید که چرا بعضی از افراد موفق هستند و عده ای دیگر خیر. خب به عوامل زیادی بستگی دارد ولی حتما یکی از آن عوامل این است که چقدر ما قدرت نفسانی داریم که نگذاریم ذهن امان مثل اسب سرکشی ما را به این طرف و آن طرف بکشاند. این افراد بر ذهن خود سوار می شوند و اجازه نمی دهند که لجام گسیخته هر طرف که خواست برود. این به تمرین و توجه نیاز دارد. شناسایی مشکل و بعد تلاش برای رفع آن. یک تکنیک ساده این است که هر وقت این فکرها به شما هجوم آورد به اش توجه کنی بو به اش بگویی که من متوجه ام که تو امده ای که من را از مسیرم منحرف کنی.

  7. دريا
    پاسخ

    سلام خوب هستین دکتر
    اطرافیانم میگویند من از پس اینهمه ریاضی بر نمیایم
    ایا باید به توصیه آنان گوش کنم و تغییر رشته بدهم ؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام اهمیت ندهید چون معمولا اطرافیان شما از تمام جوانب ذهنی و روحی و استعدادی شما اطلاع ندارند. اینقدر که حرف و حدیث ها و نگاه های مردم روی ما تأثیر می گذارد ما از درون امان الهام نمی گیریم در صورتی که باید عکس باشد.

  8. مهدیه
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من دانش اموز سال دوازدهم تجربی هستم تا پارسال رشتم ریاضی بود و واقعا عاشق ریاضی و فیزیکم ولی بخاطر ترس از اینده و بازار کار مجبور شدم تغییر رشته بدم و بیام به این رشته … الان ک سال کنکورمه کمتر از ۶ ماه به کنکورم مونده هیچ انگیزه ای نمونده برام رویاهام بزرگه ولی تلاشم نه هرکاری میکنم بخونم نمیشه نمیتونم انگار عامل بازدارنده زیاد دارم نمونش خیلی تو خیال سیر میکنم و همیشه خودمو تو لباس پزشکی میبینم ولی عملکردم چیز دیگه ای رو نشون میده … الان واقعا دپرس شدم نمیدونم چیکار کنم از کجا شروع کنم چجوری شروع کنم فکرام شلوغ و درهمه … دانش آموز خرخونی بودم ولی عادت کردم همیشه اجبار بالا سرم باشه مثلا همین درسای دوازدهمو که الان امتحاناتشو میدم خیلی خوب میخونم و خداروشکر از وضعیت امتحانام کاملا راضیم ولی دروس پایه واقعا هیچ انگیزه ای برای خوندنشون ندارم یعنی بدم میاد بشینم درسی که یبار خوندمو کاملا خر زدم و از اول بخونم همش یه حس
    و حال یا شایدم یه امید واهی بهم میگه تو میتونی و تو بلدی و از پسش بر میای ولی عقل میگه بدون تلاش چجوری؟! اونم الان که خیلیا ساعت مطالعشون بالای ۱۲ ساعته و اونوقت من هنوز به ۶ ساعت نرسیده چجوری بخوام خودمو برسونم؟!! این فکرا داره دیوونم میکنه مثل یه خوره افتاده به جونم افسردگی گرفتم همش گریه ناراحتی عصبانی 😔😔 کمکم کنید❤

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، مطالب شما نشان می دهد که دانشجوی با تلاشی هستید و حتما موفق می شوید. بجای خیال پردازی و یأس بروری در خودتان بیشتر روی درس خودتان تمرکز کنید و نقاط ضعف خود را شناسایی کرده و آنها را تقویت کنید.

  9. کیمیا
    پاسخ

    سلام راستش واقعا خسته شدم من امسال دهمم چون نزدیک کنکور شدم یکم استرس گرفتم و خیلی درس میخونم واقعا میگم ولی هر کاری میکنم امتحانارو خراب میکنم خیلیم تلاش میکنم ولی نمیشه گفتم شاید خنگم ولی اگ خنگ بودم چجوری قبلا معدل ۱۹ ،۲۰ بود الان انقدر بد شدم خیلی حس بدی داره

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خنگ که نیستید. معدل بیست هم نشد دنیا به اخر نمی رسد.

  10. ملیکا
    پاسخ

    سلام ببخشید من پارسال معدلم ۱۹/۷۰ ولی امسال درگیر یه رابطه دوستانه شدم و من را خیلی درگیر کرد و باعث شده الان تمرکز روی امتحانام و درسام نداشته باشم و معدلم به شدت پایین بیاد من سال یازدهم هستم و در مدرسه تیزهوشان درس می خوانم و رقابت سنگینه منم از روی عصبانیت با دوستم قطع رابطه کردم ولی الان درگیری ذهنیام بدتر شده چی کار کنم ؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بهتر است به آینده فکر کنید و بدانید که وقت برای این گونه روابط عاطفی زیاد است ولی برای موفقیت در زندگی خیلی وقت نیست.

  11. یکی از دانشجوهای شما توی پردیس
    پاسخ

    من هم اتهام خرخونی رو با خودم داشتم تا دوره ارشد. الان توی خوابگاهم و میبینند که خرخون نیستم اما دیگه مثل قبل مغزم کار نمیکنه مشکلات زندگی باعث شده در آستانه دهه سی زندگیم باشم و درس خوندن که برام آسون ترین کار بود تبدیل به یک کابوس بشه.خیلی ناراحتم🙁

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، پس خوشا بحال زمانی که ما درس می خوانیم و دیگران هر چی می خواهند دل تنگ اشان بگویند و ما بدون توجه به آن دنبال درس خودمان هستیم و البته موفقت در آینده.

  12. Mina
    پاسخ

    سلام من دانش اموز دهم تجربی هستم بخاطر این که بی دقتی میکنم اکثر اوقات ۱ یا ۲ نمره بخاطرش از دست میدم الا ن که داریم امتحانای نوبت اول و میدیم هر بار که از امتحان برمیگردم بخاطرش خیلی حالم خراب میشه و همه چی رو تو خودم میریزم میشه بگین مشکل تو چیه من خودم خیلی میخونم و خیلی نگران معدل ترم ۱ هستم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بیشتر بی دقتی از استرس و عدم تمرکز است که باید سعی کنید استرس را از خودتان دور کنید. گاهی هم که مطلبی را عجله ای می خوانید، در سر امتحان قاطی می کنید که باید درس را به تدریج خواند.

  13. دریا
    پاسخ

    سلام دکتر خوب هستین
    من دانش اموز دهم رشته ریاضی فیزیک هستم از مدرسه غیر انتفاهی به مدرسه دولتی اومدم امسال
    من خیلی میخونم اما بازم از پس درسا بر نمیام
    همه میگن تغییر رشته گزینه خوبیه اما من دوست ندارم رشتمو تغییر بدم
    بهم میگن درسای یازدهم و‌ دوازدهم واقعا دشواره
    من به کل نا امید شدم
    میشه منو راهنمایی کنید ؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، با جدیت درس ات را دنبال کن. اگر حالا تسلیم شوی شاید در تغییر رشته هم موفق نشوی.

  14. میترا
    پاسخ

    سلام
    من امسال سال دومیه که پشت کنکور موندم و رشتم تجربیه ذهن خوبی دارم و هر مطلبی رو با یه بار خوندن یا نهایت دو بار خوندن میفهمم ولی متاسفانه طی سال های گذشته اتفاقات جورواجور برام افتاده و نتونستم درس بخونم یکم هم خودمو دسته کم گرفتم و ترسیدم و عقب وایسادم یکم هم بازیگوشی کردم الان هر بار تلاش میکنم بخونم ذهنم پرت میشه به مسائل گذشته یا شروع میکنه به خیالبافی برای آینده درس خوندن رو دوست دارم ولی انگار به کارای بیهوده ی گذشته عادت کردم و ترک نمیشن خسته شدم از طرفی هم عذاب وجدان دارم برای آیندم چطور این مشکل رو حل کنم؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، همه ما کم و بیش دچار این مشکلات می شویم. هر چه طولانی تر در این حالتها بمانیم، امکان موفقت کمتر می شود و فرصت ها کمتر می شود. باید برای زندگی بهتر تمرکز و تلاش کرد و در گذشته نماند. هر وقت این افکار به شما هجوم آورند، تلاش کنید که با آن افکار صحبت کنید که حالا وقت درس است و زمان دیگری برگردد.

  15. غزل
    پاسخ

    سلام، من بی نهایت استرسی ام مثلا با اینکه زبانم در حد فوله و ترم های آخر زبانمه ولی وقتی معلمه مدرسه گف میخوام listening بگیرم خودمو گم کردم درصورتی که آخرش عالی دادم یا وقتی میبینم بقیه خیلی بیشتر من دارن درس میخونن خودمو سرزنش میکنم بعدشم الان تو این جو رقابتی کنکور فهمیدم که من علاقه زیادی به یادگیری دارم اما از رقابت متنفرم. چیکار کنم واقعا؟ مادر و پدرم انتظار زیادی ازم دارن و منم میدونم که جرئتشو ندارم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، همین انتظارات زیاد والدین است که می زند بچه ها را داغون می کند. بجای برآورد انتظارات آنان، بهتر است روی خودتان تمرکز کنید تا آرامش بگیرید و نتیجه آن هم بهتر خواهد شد. در ضمن صحبت با والدین هم باعث خواهد شد که هم انتظارات آنان معقول شود و هم شما آرامش بیشتری بگیرید.

  16. ع.ب
    پاسخ

    سلام اقای دکتر من دانشجوی ارشد هستم ترم اول هستم کتابام خوب میخونم همه هم بهم میگن خرخون ولی موقع امتخان که میشه همه چیز از یاد میبرم سرامتحان هیچ‌چیزبیاد نمیارم نمره امتحانم هم از همه کمتر میشه همیشه ارزوی این داشتم بابهترین معدل با بهترین نمرات فارغ التحصیل بشم چکار باید بکنم خودم که احساس میکنم خیلی خنگم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، وقتی احساس خنگی کنید خنگ می شوید. خوندن نیاز به تمرکز دارد. گاهی هم مقدمات کار را ضعیف هستید که باید به آن بپردازید. در ضمن خودتان را اینقدر با بقیه مقایسه نکنید.

  17. Rosumond
    پاسخ

    با سلام.من دانشجوی ترم ۳ ادبیات انگلیسی دانشگاه ولی عصر رفسنجان هستم.جزو شاگرد های سطح بالای کلاس هستم ولی انگیزه برای درس خوندن ندارم یه دلیلش اینکه که هیچکس درس نمیخونه و من که درس میخونم دقیقا همین لفظ خر خون رو برام بکار میبرن از طرفی هم همه میگن توی این رشته به جایی نمیرسی من واقعا میخوام از شما خواهش کنم بگین من اگه بخوام عضو هیئت علمی دانشگاه ولی عصر بشم از همین الان باید چیکار کنم لطفا لطفا بهم بگین دیگه هیچ امیدی برا درسخوندن ندارم به جز اینکه بگین واقعا الان چیکار باید بکنم تا بتونم استاد دانشگاه بشم. سپاس فرواون

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اولین گام این است که به حرف دیگران توجه نکنید و بر خودتان تمرکز کنید. اینقدر که ما اسیر دیگران و قضاوت های آنان هستیم، به خودمان توجه نمی کنیم.

  18. اناهیتا
    پاسخ

    سلام من ی پشت کنکوری هستم از وقتی وارد کلاس دهم شدم ارتباطم باهمه کمتر شدومن تو اتاق میموندم تا درس بخونم و بازدهی کافی که دلم میخواست نداشتم با ااینکه معدل سه سال راهنمایی ۱۹.۹۵ و ۲۰ بود و واسه سه سال دبیرستان بالای ۱۹.۵ ولی توی سال اخر خیلی خسته بودم توی وقتای استراحت هم که از اتاقم میام بیرون وقتی مامان میگفت تو اصلا زنگی نمیکنی نمیشه که همش درس بخونی باید تفریح هم داشته باشی وهر وقت از من تو خونه انتقاد میکردن یامیزنم زی گریه یاعصبانی میشدم و خود خوری میکنم از بچگی همه چیو تو خودم میریختم و میریزم هر وقتت خواستمم درستش کنم تو لححظه اخر نتونستم حرف دلم روبه کسی بزنم تازگی ها بعد از فوت پدربزرگم سسرسری درس میخونم حدودا یه ددو هفته وو همش شبا تلویزیون میبینم موقع انجام دادن یه کاری به چیزای دیگه فکر میکنم و کارام کندپشش میره در کل به خاطر درس زیاد بیرون نمیرم به خاطر این مامانم ههی سرم غر میزنه شایدم زیاد میموونم خونه اعتمادبه نفسم اونقدر نیس نه اینکه خجاللتی باشم ولی کم حرفم تقریبا مخصووصا توجمع چون میترستم سوتی بدم کم حرف میزنم کمک کنید خودمو درست کنم و بیشترر زندگی ام رو تباه نکنم اگه امکان داره زودتر جواب بدین

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اول باید قدری بیرون بروید و در هوای آزاد و زیر آفتاب قدم بزنید. به پزشک مراجعه کنید که ویتامین دی شما کم نباشد. روحیه ات را باید تقویت کنید. قدری با خانواده و در میهمانی ها حضور داشته باشید و سعی کنید روابط گرمی با دیگران داشته باشید و قدری بذله گو باشید.

  19. اناهیتا
    پاسخ

    سلام من برای تنبلی و بی انگیزگی برای درس خوندن راه حل می خواستم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام تنبلی و بی انگیزگی ناشی از علل مختلفی است که می تواند جنبه روحی یا جسمی داشته باشد. اینکه فردی خودش را تنبل می داند نشان می دهد که اوضاع خیلی هم بد نیست و شما می توانید دوباره تلاش را شروع کنید. گاهی هم افراد پرتلاش کار خود را کم می گیرند و احساس می کنند که قدری تنبلی می کنند.

  20. اميررضا
    پاسخ

    سلام من یه فرد کنکوری ام که نه تو دهم و یازدهم درس خوندم نه تو تابستان سال دوازدهم و اویلشم که نخوندم من خیلی تلاش کردم شروع به درس خوندن کنم دو ازمون خوب برنامه ریزی کردم ولی تنبلی نمیزاره درس بخونم هر وقت به مسئله سخت یا سوال سخت میرسم و یا چیزی رو نمیفهمم امیدم رو از دست میدم و تنبلی ام گل میکنه من واقعا نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب تنبلی باعث می شود که افراد نتواند به ارزوهای خود برسند. در هیچ کاری نمی توان بدون تلاش زیاد موفق شود. البته روزی همه دست خدا است ولی موفقت در زندگی مقوله دیگری است.

  21. Aida
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من سال اخر رشته ی تجربی هستم از تابستون شروع کردم و روزی ۱۰ ساعت یا بیشتر هم گاهی درس میخونم نمیدونم چرا من ذهنم توی یاد گیری با بقیه فرق داره مثلا برادرم ، دوستام توی ی امتحان خیلی ریلکس تر رفتار میکنن و گاهی به اندازه ی من هم نمیخونن ولی نمره ی بهتری رو بدست میارن الان دقیقا من امسال هم دچار این مشکل شدم احساس میکنم چیز هایی که میخونم رو اصلا یاد نمیگیرم ، میگن مغز افراد با هم فرقی نداره ولی به نظر من داره .ترو خدا یه راهی رو به من پیشنهاد کنین ایا شما هم نظر منو تایید میکنید ؟واقعا دانش اموز بی هدفی نیستم واسه ی خودم کلی هدف در نظر گرفتم ولی وقتی میدونم ک خوندن من با دوستم یکی نیست وقتی اونا باهوش ترن خب من نمیتونم به جایی که میخوام برسم باید چی کار کنم به نظرتون

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، مشکل تو این است که به جای اینکه روی خودت تمزکز کنی روی دیگران تمرکز داری. مگر شما علم غیب دارید که بدانید که آنها ریلکس تر هستند یا شما. بهتر است سعی کنید ضعف های خود را تشخیص دهید و برطرف کنید و اینقدر خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. هیچ دو فردی شبیه هم نیستند. ذهن ها که هیچ.

  22. بهراد
    پاسخ

    سلام.
    ترو خدا یه راه برام پیدا کنین.
    من خیلی هوش استعداد دارم پایه ۸ هستم. ولی اصلا هیچ انگیزه ای برای درس خودنم ندارم.
    چیکار کنم؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام اگر هوش و استعداد خیلی داشته باشید می دانید که موفقیت در تلاش است.

  23. Reyhan
    پاسخ

    سلام ببخشید من تازگیا احساس میکنم نمره هام ترازام تو آزمون و….اصلا برام مهم نیست احساس میکنم دارم افت میکنم میشه کمک کنید ؟خواهشا!

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام اینکه آرامش بگیرید و اینقدر در مورد نمره فکر نکنید اتفاقا خوب است. البته به شرطی که باعث نشود که کم کاری کنید

  24. یعقوب
    پاسخ

    سلام دکتر من خیلی استرس دارم خیلی وقتی که درس می خونم‌ ولی امتحان هارو هم بیست میشیم
    اونقدر که استرس دادم شب وقتی فرداش امتحان داریم تا صبح نمی خوابم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، استرس چه کمی به شما می کند؟ هیچ. مهم این است که بر استرس غلبه کنیم. اولا قدری استرس که خوب است که از خواب بیدار بشیم. بنشینم و درس بخوانیم و غیره

  25. الناز
    پاسخ

    سلام من‌ سه سال دوره اول متوسطه معدلم بیست بوده ولی الان که دهم اومدم درسام خوبه ولی همش نوزده امتحانامو میارم و کلی هم استرس دارم زیاد مطالعه نمیکنم تا میام بخونم خسته میشم وانگیزه ی زیادی هم ندارم ولی هدفام خیلی بزرگن من چیکارکنم؟؟،

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، استرس نیاز نیست. همه اش که نمی توانید بیست بگیرید. بلاخره با رفتن بالاتر بیست ها کمتر می شود. مثلا همه در کلاس اول بیست می گیرند و در کلاس دوم کمتر و همچنین در دانشگاه کسی معدلش بیست نمی شود.

  26. محدثه
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من تا پایه نهم معدلم ۲۰ بود و یک نمره زیره ۱۹ تاحالا نگرفته بودم.
    الان پایه دهمم تو هیچ کدوم از درسا مشکلی ندارم فقط شیمی هر چی میخونم اون نمره دلخواهمو نمیگیرم واقعا نمیدونم چیکار کنم خسته شدم الان تقریبا ۳ ماه از مدرسه ها گذشته من هر چی تلاش میکنم نمیتونم نمره خوبی تو شیمی بگیرم. میتونین یه راه حلی بهم بگید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اولا وقتی درسها بالاتر می رود ممکن است نمرات دیگر بیست نباشد. ثانیا ممکن است شما پایه درس شیمی شما ضعیف باشد که در این صورت باید برگردید و سالهای قبل را بخوانید.

  27. س ص
    پاسخ

    سلام دکتر
    من خیلی وقت تلف میکنم و هر کاری میکنم جز درس خوندن چطور خودم رو کنترل کنم؟ هر روز تا ساعت ۶ بعد از ظهر میخوابم و بعدشم کلا گوشی دستمه چیکار کنم؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام این روزها این مشکلات فراگیر است و ما وقت زیادی را صرف شبکه های اجتماعی می کنیم. این باعث شده که حتی نتوانیم از مزایای دنیای ارتباطات به خوبی استفاده کنیم و سطح دانش ما نه تنها نسبت به قدیم زیاد نشده بلکه کم هم شده است. قدیمی ها حداقل روی منابع محدودی که داشتند تمرکز می کردند و ما در دنیای اطلاعات جدید حتی وفت نمی کنیم یکی از آن منابع را بخوانیم.

  28. احسان
    پاسخ

    سلام.خسته نباشید
    من دانش اموز پایه نهم هستم.من خیلی به برنامه نویسی علاقه دارم و در کنار درس هام این کار رو انجام میدم.ولی وقتی تو امتحان ها ۱۹ و ۱۸ میگیرم.همش احساس می کنم که تقصیر این علاقه و کار کردنم با برنامه نویسی و بازی سازی هست.چند وقت هست خیلی ناراحتم و احساس بدی دارم.چی کار کنم؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، این علاقه عالی است ولی خب وقتهات را مدیریت کن که به درسهات هم برسی. اگر پایه های درسی ات ضعیف باشی، بعدا نمی توانی در دانشگاه خوبی درس بخوانی و به ارزوهایت دست پیدا کی.

  29. شکست خورده
    پاسخ

    سلام اقای دکتر من سال دهم هستم و در مدرسه تیزهوشان درس می خونم نمراتم خیلی افت کردن و تقریبا می توانم بگم همیشه پایین ترین نمره مال منه . دارم دیوه میشم خیلی کلافم چی کار کنم ؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، عزیزم وقتی کلاسها بالاتر می رود خب درسها سخت تر می شود و باید تمرکز بیشتری داشته باشید و زیادتر هم درس بخوانید. بخاطر کلافگی راندمان درس خواندن ات کاهش می یابد. اشتغالات ذهنی و وقتی هم با دنیای مجازی خیلی زیاد است که باید مراقب آنها هم باشید.

  30. سميرا
    پاسخ

    سلام دکترجان
    من هوشم خیلی خوبه ولی هیچ وقت انگیزه نداشتم برای درس خوندن واسه همینم جز تنبلا حسابم میکردن و تمام عمرم با سرزنش دیگران گذشت تا امسال که ٢٣ سالمه و تصمیم گرفتم پزشکی قبول شم و به اطرافیانم ثابت کنم ازشون باهوش ترم..
    خیلی خوب دارم پیش میرم و خسته نمیشم، تنها یک مشکل دارم، این که احساس میکنم این دنیای خرخونی ک دارم واردش میشم دنیای ترسناکیه و من کاملا غریبه ام با این دنیا، همش این جمله منفی میاد سراغم که تو متعلق به این فضا نیستی..

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، ماشاء الله برو جلو که ثابت کنی که واقعا اهل کار و عمل هستی.

  31. Ssssssss
    پاسخ

    سلام،من برق دانشگاه تهران می خونم ولی متاسفانه روحیه ام رو به طور کلی از دست داده ام الان که دارم فکر میکنم حس میکنم توان حداکثر من همینه درس می خونم خیلی هم می خونم ولی نتیجه نمی گیرم بعضی از دوستام به طور غیر مستقیم میگن تو خنگی خودمم داره کم کم باورم میشه خنگم الانم که دارم به شما پیام میدم نمیدونم چرا اصلا این کار رو میکنم شاید میخوام یه حرف امید بخش از شما بشنوم ولی با این حال فکر میکنم بازم دارم خودم رو گول میزنم در هر صورت امیدوارم حرفای من رو بخونید اگر مخالف حرفای من اید به جای دلداری دادن بهم کمک کنید من که دیگه نمی دونم چه جوری باید درس بخونم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اینکه دانشجوی برق هستید خیلی عالی است و نشان می دهد که خنگ نیستید. گاهی درسها سخت است که باید بیشتر وقت بگذارید و اگر پایه ها برخی از دروس بخصوص ریاضی ضعیف است تلاش کنید که آنها را تقویت کنید. اگر واقعا در درک مسائل مشکل دارید، به رشته آسانتر مثل صنایع یا مدیریت یا حسابداری تغییر رشته بدهید

  32. مسیحا
    پاسخ

    سلام من کلاس نهم تیزهوشان هستم و میدونم اگه توی یه مدرسه عادی درس میخوندم قطعا بالاترین نمره ها رو داشتم اما حالا تو مدرسه خودمون جزو متوسط های روبه پایین هستم.برای هر امتحان استرس بالایی دارم و موهام در حال ریزش هست از استرس .میشه کمکم کنید چطور در س بخونم؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، استرس برای چه؟ خب متوسط تیزهوشان همان سطح بالای مدارس دیگر است. چرا اینقدر خودت را زجر می دهید. سعی کنید اشکالات خودتان را در درس پیدا کنید تا بتوانید با آن مقابله نمایید. تمرکز مهمترین عامل پیشرفت در کار است. بعد دور کردن تنبلی و تلاش زیادتر با عشق و علاقه.

  33. علی
    پاسخ

    سلام من مث هر بچه درس خون دیگه ای درس میخونم ولی خییییلی بیشتر از اونها یعنی مثلا اگر یکی یه درسو میخونه ۱ ساعت و بیست میگیره من باید اونو ۴ ساعت بخونم و ۱۷ و ۱۸ بگیرم و بعضی وقت ها یکدفعه درس از یادم میره و واقا گیر میکنم نمیدونم چی گار بکنم نمره هام هم البته خوب میشه ولی با تلاااااش خیییلی زیاد امسال انتخاب رشته کردم و تجربی رفتم و الان درسام خیلی سخت شدن و اصلا نمیتونم یاد بگیرم مثلا دیروز امتحان دفاعی داشتیم یاد هم گرفتم ولی رفتم سر جلسه امتحان سوالو خوندم یادم اومد و تا بیام بنویسم یکهو یادم رفت و خیلی عجیبه برام و گاهی به حال خودم گرم میگیره من خیلی روش های درس خوندن امتحان کردم و خیلی سختی کشیدم معدل سال نهم من هم شد ۱۹.۵۷ ولی شاید باید بگم عین یه ماه خرداد من فقط درس میخوندم و خیلی کم میخابیدم و کل سال هم همون درس هارو میخوندم و این واقا برام یک معضل شده دیگه خسته شدم اگ میتونین راهنماییم کنین لطفاااا

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام اولا همه استعدادها یکسان نیست. دوم اینکه شما مگر متر گذاشته اید و بقیه را متر می کنید که چقدر آنها درس می خوانند. در این دوران بچه ها شیطنت می کنند و حرف درست را نمی زنند. برای اینکه خودشان را با هوش جلوه دهند ممکن است بجای سه ساعت که درس خوانده اند بگویند ما دیشب یک ساعت درس خواندیم یا اصلا نخواندیم. تازه مقایسه کار مناسبی نیست. هر فردی با فرد دیگر متفاوت است. من باید کلی بخوانم تا بر یک بحث تسلط پیدا کنم. کاری ندارم که شما چقدر با سرعت می توانید این کار را انجام دهید.

  34. تینابراتی
    پاسخ

    سلام اقای دکتر خسته نباشید.
    من فارغ التحصیل نظام جدید هستم.کنکور ۹۸ رو خوب ندادم دوباره نشستم پشت کنکور.اصلا نمیدونم چم شده.من تا سال دهم حتی چندین مرحله رتبه ۱ منطقه ۱ میشدم اما به تدریج افت داشتم که دیگه گفتم نمیخونم الانم خیلی پشیمونم.احساس میکنم پوچم و هیچ ارزشی ندارم و کسی برام احترام قائل نیست.میدونین تو این شرایط و زندگی تو این جامعه برا یه دختری مثل من تنها راهی که داره برا اینکه پیشرفت کنه و از زندگی لذت ببره تحصیله.ولی دست و دلم سمت هیچ کاری نمیره.بنظرتون بابد چیکار کنم؟میدونم حتی بعضی وقتا خودمم از وضعیتم خندم میگیره ولی بازم همون آش و همون کاسه.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، درس خواندن ذاتا سخت است و نیاز به تمرکز زیادی دارد. تنبلی و اشتغالات فکری و این شبکه های اجتماعی واقعا نمی گذارد که فرد درس بخواند. تا حال حساب کرده اید که در روز چند بار روی صفحه مبایل اتان نگاه می کنید. این سرگرمی ها باعث می شود که تمرکز کم شود و در مجموع فرد ساعات کمتری را به صورت مفید درس بخواند. در نتیجه حاصل کار مطلوب نمی شود و آن وقت است که بنا می کنیم به خودمان غر و لند کردن و خودمان و توانایی خودمان را زیر سوال ببریم. در حالی که مشکل ما نیستیم. مشکل عدم کنترل خودمان است.

  35. یاتکی
    پاسخ

    سلام. یازدهم تجربی هستم و از تابستونه ازمون شرکت کردم و شروع کردم تست زدن حتی مشاور هم دارم که همین مشاور داشتن باعث شد از تابستون شروع کنم درس بخونم. ولی تراز خوبی نمیارم از ازمونام و همین باعث شده کم کم امیدم و ازدست بدم . هرروز به خودم امید و انگیزه میدم ولی وقتی ازمونم و خوب نمیدم دوباره این ناامیدی برمیگرده سراغم . مشاورم خوبه و من میدونم مشکل از خوندنمه و نمیتونم بفهمم مشکلم کجاست و این و مطمءن هستم که روزی میتونم درستش کنم این مشکل و ولی مشکل اصلی من فقط روحیه ام هستش که عذابم میده. خیلی افکار منفی میدم . خیلی استرسی هستم و حتی حمله کردم به ناخونام و خوردنشون. حتی بعضی وقتا شده اعصابم خورد میشه و میزنم زیر گریه و این باعث شده از دوستام هم دور بشم. چون اونا درسخون نیستن و منم یهو زدم تو فاز درس. به نظرتون چیکار کنم این حالتم و؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، کمی روزها برو در معرض افتاب قدم بزن. سعی کن افکار پوچ را از ذهن ات خارج کن. وقتی افکار پوچ سراغت آمد به آنها لبخند بزن و به آنها بگو که شما امده اید که من را از مسیرم منحرف کنید. وقتی دندان هات را می خواهی بجوی، به دندان هات بگو که حق نداری ناخن هام را بجوی. با بدنت حرف بزن. با ذهن ات حرف بزن و بر افکار منفی سوار شو. تا با آنها انس نگیری نمی توانی آنها را در کنترل خودت قرار دهی. پس راه مشکلی نیست ولی همت نیاز دارد.

  36. Atefeh
    پاسخ

    کوشش بیهوده به از خفتگی
    همین یه بیت حالمو ازین رو به اون رو کرد

  37. علیرضا
    پاسخ

    سلام و درود خدمت شما دکتر زحمت کش . من دانش آموز پایه دهم تجربی هستم معدل پارسال من۱۹،۳۳بود نمیگم اصلا نخوندم ولی میانگین روزی ۲،۳ساعت میخوندم امسال استارت ضعیفی داشتم و کتاب هارو از اول نخوندم الان همه دروس۱فصل درس دادن من با همه درس ها کنار میام غیر از چهار درس اصلی به غیر از زیست چون برام خیلی جذابه من امتحان قبل شیمی رو نخوندم وخب نمره بدی هم گرفتم ولی ایندفعه که خوندم دوباره نمره من پایین شد نمیدونم دیگه چجوری باید بخونم کلا نا امید شدم چون خو‌ندن من که فایده نداره من از مدرسه که میام بعد ناهار کلا تا ساعت۷میخونم ولی هیچی که هیچی این یه ناامیدی و بعدی اینکه ۲سال دیگه کنکور دارم و رقابت واقعا سنگینه و میترسم قبول نشم ولی من درس رو خیلی دوست دارم و واقعا رشته تجربی و جراحی مغز رو دوست دارم باید چیکار کنم تا در کنکور قبول شم و چجوری باید ضریب هوشی را اندازه گرفت

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خودت می گویی که از ابتدای سال نتوانسته اید خوب درس بخوانید. تنبلی و بازیگوشی باعث می شود که افراد بلافاصله هوش و استعداد و امکان موفقیت خودشان را زیر سوال ببرند. مثل سوال اخر که چطوری می شود ضریب هوشی را اندازه گرفت. جانم هوش است کافی است کار و تلاش ات کم است.

  38. س
    پاسخ

    سلام دکتر
    من دانش آموز یازدهم تجربی هستم و انگیزه ام رو به کل از دست دادم و به برنامه ازمون نمیرسم و نمیتونم زمانم رو مدیریت کنم
    و وقتی ازمون هام رو هم خراب میکنم بدتر میشم لطفا کمکم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بله گاهی در یک دور باطل قرار می گیریم. آزمون را خراب می کنیم و این روحیه امان را خراب می کند و روحیه که خراب شد، ازمون بعدی خراب می شود و این دور باطل ادامه پیدا می کند. حال باید با آرامش این دور باطل را قطع کرد. باید بپذیرید که ممکن است نمره خیلی عالی اخذش سخت باشد ولی انتهای دنیا نیست. دنیا را افراد متوسط اداره می کنند نه نوابغ. پس با آرامش درس بخوانید و اگر نتیجه ازمون دلخواه نبود، تلاش بیشتری کنید ولی در هر حال نمره یکی از فاکتورهای موفقیت است نه همه آن.

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *