خرخونی

یادم نیست که اولین باری که این کلمه «خرخون» را شنیدم کی بود. اما می دانم که خیلی ها مرا به این لقب مفتخر کرده اند. خب من هم مثل هر کس دیگر از این لقب خوش ام نمی آمد و یادم می آید وقتی این کلمه را هم کلاسی هایم در مورد من بکار می بردند، برای این که به آنها نشان دهم که «خرخون» نیستم سعی می کردم دیگر پیش آنها درسهایم را دوره نکنم و اصلا روی کتاب و دفترم نگاه نکنم. البته گاهی هم «ننه من غریبا» در می آوردم و می گفتم که تمام دیشب سردرد گرفته بودم، یا مهمان آمده بود خونه امان، یا بابام برای یک کاری فرستاده بودم، و از این دست حرفها … که نتیجه بگیرم که نشد که درس بخوانم بلکه دست از سر ما بردارند. البته بچه ها هم این حرفهای من را خیلی جدی نمی گرفتند ولی به هر حال این هم یک نوع دفاع در مقابل اتهام «خرخونی» بود که چپ و راست زده می شد.

یه روز وقتی یکی از همکلاسی ها من را «خرخون» خطاب کرد، عکس العمل نشان دادم و کار به مجادله کشید. شب آن روز که می خواستم بخوابم همه اش این کلمه لعنتی «خرخون» و آن جر و بحث در مدرسه دور کله ام چرخ می زد که آخه این «خرخون» یعنی چه: یعنی من خر هستم و درس می خوانم. خب خیلی از بچه های کلاس که از من خرتر اند؛ حتما منظور این نیست؛ اگر معناش این باشد که ناراحت کننده نیست چو بچه ها که می دونند که من خر نیستم. یا منظور آنها این است که من هر چه می خونم باز عین خر هیچی نمی فهمم. این هم که درست نیست چون من اگر درس می خونم که می فهمم و توی کلاس ریاضی تمام مسئله های مشکل را من حل می کنم و بچه ها سر دفتر من با هم دعوا می کنند و تازه توی امتحان هم همیشه بهترین نمرات را می گیرم. شاید منظور آنها این باشد که من مثل خر درس می خوانم. عین خر درس می خوانم یعنی چه؟ یعنی همانطور که خر سرش را پایین می اندازد و بار را به مقصد می رساند، من هم سرم را روی کتابم می اندازم و … هی این حرفها را به خودم می زدم و به خودم دلداری می دادم که «خرخون» خیلی حرف بدی هم نیست. حتما «خرخونی» یعنی خیلی درس خونی، یعنی آنقدر درس بخوانی که انگار خر می خواهد دانشمند بشود. خب اگر آدم اینطوری دانشمند بشود که بد نیست حتی اگر مثل خر هم درس بخواند. ولی مگر خر درس می خوند؟… این حرفها صد بار توی مغزم دور خورد تا بلاخره آن شب خوابم برد.

اخیرا کسی به شوخی یا جدی چیزی به ام گفت که دوباره من را به یاد «خرخونی» آن زمان انداخت و دست مایه ای برای این دلنوشته شد. او به من گفت: «تو یه فرد خیلی معمولی هستی که فقط زیاد می خونی و زیاد کار می کنی و بلاخره یه خرخون واقعی هستی!» دیگه آن حساسیتهای دوره نوجوانی گذشته بود که از این کلمه ناراحت شوم و شب نخوابم و برای این که نشان بدهم که خرخون نیستم جواب برخی از سوالات سرکلاس یا امتحانی را ندهم و تجاهل کنم بلکه از شر همکلاسی های ناجنس رهایی پیدا کنم. در دهه پنجاه عمرم دیگر «خرخون» مفهوم بدی را برایم تداعی نمی کرد. آره من «خرخون» ام ولی تو چی هستی؟

پس از مطالعه زیاد در احوال دانشمندان، بزرگان و افراد موفق در گذشته و حال دریافتم که توفیق همواره در گرو تلاش و کوشش و محرومیت بوده است؛ کوشش و تلاش در حد غیر متعارف و در کنار آن محرومیت غیر متعارف از لذایذ زندگی و نعم دنیوی که برای بسیاری از مردم نشان از وجود رگه هایی از «خریت» دارد. وقتی شما احوال آن دانشمند کاشف[۱] هلیکوباکتری را مطالعه می کنید که برای اثبات نظریه خود مبنی بر این که زحم اثنی عشری ناشی از وجود این باکتری است، خود را آلوده می کند؛ یا آن مهندس چینی[۲] که برای حفر اولین چاه نفتی چین حاضر می شود از بیمارستان فرار کرده و به محل کارش در بدترین آب و هوا برگردد و برای جلوگیری از انفجار چاه و نبود امکانات با دست و پا سیمان درست کند و مجددا مجروح گردد بنحوی که مشرف به مرگ شود؛ یا کسی که هفته ها خود را در خانه زندانی کرده و در خانه یا آزمایشگاه مطالعه می کند و کتاب و مقاله می نویسد؛ و صدها نمونه دیگر همه حاکی از این واقعیت است که توفیق در گرو چیزی است که مردم عادی آن را غیر عادی می پندارند و آن را به «خریت» نسبت می دهند.

امروزه برخی از افراد به خصوص از نسل جوان هیچ تمایلی به زحمت و تلاش ندارند ولی در عین حال امید موفقیت دارند. برخی نیز تلاش و کوشش را اساسا بیهوده می دانند و راه کسالت و بی حالی را پیش گرفته اند به نحوی که بی رمقی و بی انگیزگی تمام وجودشان را گرفته است و چون یخ فسرده در آب هستند و هیچ انرژی از خود بروز نمی دهند. این که نشد است. چطور می شود که بدون زحمت به توفیقی دست یافت!؟

یکی از مهندسان موفق صنعت نفت که چندین سال پیش بازنشسته شد روزی به من گفت که من از بچگی کار کردم و شب و روز درس خواندم و زحمت کشیدم و نهایتا برای تحصیلات عالی به امریکا رفتم. پس از اخذ فوق لیسانس چندین سال در بدترین شرایط در فیلدهای نفتی امریکا کار کردم. از موقعی که به ایران برگشته ام نیز شب و روز توی پروژها در مناطق نفت خیز و در دمای بالاتر از پنجاه کار کردم. حالا که بعضا به شهرستان محل تولدم می روم تا اقوام و نزدیکان را ببینم و بعضی از آدمها آنجا می بینند که از جهت مالی دستم به دهانم رسیده و بلاخره یه ماشین خوب، یک خونه خوب و .. دارم، پشت سرم صفحه می گذارند که فلانی چار روز رفته توی نفت و هپل هپو کرده و برای خودش دستگاهی به هم زده است. او ادامه داد که به خدا قسم آنها که پشت سرم حرف می زنند یک دهم بلکه یک صدم رنج ها و زحمات من در زندگی را نکشیده اند ولی حالا حسرت زندگیم را می خورند و پشت سرم این خزعبلات را می بافند؛ آنها حتی یک روز در تمام عمرشان به اندازه من کار نکرده اند و حالا که موفقیت من را می بینند چنین و چنان می گویند.

بله به قول مولوی «ای تن آخر بجنب بر خود و جهدی بکن *** جهد مبارک بود از چه تو پژمرده‌ای». باید تلاش کرد و اگر خواستید از معمول مردم بالاتر شوید باید خیلی از چیزها را بر خود حرام کنید. هر شب مهمانی! هر روز تا لنگ ظهر خواب! هر روز ساعتها روبروی تلویزیون چمباتمه زدن! ساعتها وب گردی توی اینترنت! ساعتها کپ زدن و اختلاط کردن! و…. آخرش نه هنری و نه پیشرفتی و نه توفیقی و نه آینده ای. زمانی که باید کاشت و هنری کسب کرد به بازی گوشی و ناپخته گی تباهش می کنیم و بعد یک عمر رنجش را می کشیم و حسرت اش را می خوریم و برای الیتام درد خویش دیگران را متهم می سازیم و حسادت می ورزیم و آخرش با نکبت این دنیا را وداع می کنیم!

خیلی ها می گویند تلاش و کوشش برای چی؟ مگر همه که این روزها به مال و منال بادآورده رسیده اند از گذر تلاش و کوشش بوده است؟ نمی توان این حرفها را نفی کرد ولی در عین حال نمی توان بر راه صحیح و عمل صالح تکیه نکرد و افراد را به موهومات و راههای ناصواب رهنمون ساخت. حتی این پولداران نوظهور نیز در نتیجه تلاش و سعی دیگران به چنین نوایی رسیده اند و به طرق ناصحیح و از روشهای نامشروع و یا سیاستهای غلط توانسته اند سعی و کوشش دیگران را به ناحق برای خود تصاحب کنند. آنها نه رهبر ما هستند و نه مقتدای ما و نه ما تمایل داریم که راه آنها را برویم. به قول مولوی: «اما تو مگو که جهد و کوشش *** سودم نکند که بودنی بود».

من «خرخون» هستم چرا که وقتی کسی برای تحصیل به استرالیا رفته باشد و پنج سال درآن کشور باشد و حتی یکی از شهرهای آن کشور را نبیند؛ یا روی صندلیش بنشیند و مطالعه کند بدون این که متوجه شود که شش ساعت تکان نخورده است؛ یا آنقدر غرق درس و مطالعه باشد که نفهمد که صبح شده است؛ یا هزاران ساعت از اوقات فراغت خود را بجای گذراندن با خانواده و میهمانی رفتن و لذت بردن صرف نوشتن کتاب و مقاله کند و شب از درد گردن خوابش نبرد، و … خب با تمام استانداردهای جهانی هم در نظر بگیرید «خرخون» است. مگر دیگران که به توفیقاتی نایل شدند کمتر زحمت کشیدند، رنج بردند و تلاش کردند؟

بعد از این سالها حداقل این را می فهمم که «خرخون» از «خرنخون» صد پله بهتر است چون به قول مولوی «کوشش بیهوده به از خفتگی» و بنابراین عاشق «خرخون» ها هستم. چه منظور از «خرخون» همان «پرخون» باشد یا هر چیزی دیگر. من به آن کاری ندارم.

البته باید مراقب کسانی بود که ما را به «خرخونی» متهم می کنند. آنها خود دچار کسالت و پژمردگی و افسردگی هستند و تیرهای زهر آگینی در آستین دارند و به محض این که شما با آنها حشر و نشر کنید، تیرهای یأس و پژمردگی و کسالت و بی انگیزگی را به سمت شما شلیک می کنند و شما را نیز مثل خودشان مجروح خواهند ساخت. هیچ چیزی مثل کسالت و بی انگیزگی و فشل بودن مسری نیست. چرا که به قول مولوی: «از مردم پژمرده دل می‌شود افسرده *** چو پژمرده گشتی تو، دیگر نروئی».


  1. زهرا
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من سال دهم معدلم به دلایلی بسیار افت کرد وبه ۱۷/۶۰ رسید میشه بپرسم چکار کنم تا معدلم بالای ۱۹ برسه البته انگیزه هم دارم ولی میترسم معدلم مثل سال قبل بشه

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اول باید با این ترس مقابله کنید که ترس خودش باعث می شود که استرس بگیرید و روی کارتان تأثیر منفی بگذارد. دوم اینکه باید منظم درس بخوانید و بازیگوشی را کنار بگذارید. خوشحالی درونی شرط دیگر موفقیت است

  2. علی
    پاسخ

    ای کاش این متن شمارو زمان دبیرستانم میخوندم. منم مثل شما شرو کردم به تظاهر که آره من اصلن درس نمیخونم، حتی سوال هام رو میگفتم بغل دستیم بپرسه که انگ(!) خرخونی نخورم و تفاوت ما اینجا بود که واقا تبدیل شدم به چیزی که تظاهر میکردم ولی خوشبختانه شما به خودتون اومدین راجبش منطقی فکر کردین. نمیدونم چرا اون زمان تمام عکس العمل های من احساسی بود. شاید بخاطر دوران بلوغ

    کاش این ذهنیت از بین بره حداقل کسانی که درحال حاضر دانش آموزن از بین نرن.

  3. دلارام تهرانی
    پاسخ

    امروزه برخی از افراد به خصوص از نسل جوان هیچ تمایلی به زحمت و تلاش ندارند ولی در عین حال امید موفقیت دارند. برخی نیز تلاش و کوشش را اساسا بیهوده می دانند و راه کسالت و بی حالی را پیش گرفته اند به نحوی که بی رمقی و بی انگیزگی تمام وجودشان را گرفته است و چون یخ فسرده در آب هستند و هیچ انرژی از خود بروز نمی دهند. این که نشد است. چطور می شود که بدون زحمت به توفیقی دست یافت!؟
    سلام آقای دکتر.خسته نباشید.مت. فوق العاده ای بود.دقیقا همین نسل جوانی را که میگووید من هستم.اتفاقا این افراد خود میدانند که بدون زحمت به توفیقی دست نخواهند یافت ولی بازم هم در بدبختی های ذهنی تفکری روحی روانی غرق هستند.بدون آنکه تلاشی بکنند.واقعا نمیدونم چه کار کنم؟!کاش کسی تفکرات مغزی ام را درمان میکرد.هیییی

    • دلارام تهرانی
      پاسخ

      آقای دکتر بنظرتون چیکار کنم؟
      این روزها بیشتر غرق در بدبختی شده ام.
      گفتید اگر الگوی شما افراد موفق هستند، بدان و آگاه باش که هیچ کس به موفقیت نرسید مگر زحمت کشید و تلاش کرد و خون دل خورد و غصه خورد و بی خوابی کشید و محرومیت تحمل کرد و کلی از لذایذ دنیا را کنار گذاشت.
      کاملا درسته ولی هرچه بیشتر پیش میروم غرق تر میشوم.کاش خدا زود تر این چنین انسان ها را از این , به روزهای خوش زندگی آرامش و آسایش فرا خواند.برای همیشه:-(

      • دکتر شیروی
        پاسخ

        به جای اینکه تلاش کنید که راهتان را پیدا کنید به نفرین به خودتان مشغول شده اید و مطمئن باشید کسی که نفرین می طلبد نصیبش می شود. پس برای خودتان و دیگران دعا کنید نه نفرین.

  4. صبا
    پاسخ

    سلام.خسته نباشید.
    بنظرتون کتابخونه برا کنکوریا بهتره یا خونه؟راستش تو خونه پدر و مادر همش درباره اینکه اگه پارسال میخوندی قبول میشدی و مقایسه های زیادی انجام میدن.هرروزم مثل پتک میزنن تو سرم.اصلا انگار طرز صحبت کردن با یه انسانی که کنکور داره رو بلد نیستن.نمیگن طرف افسردس مراعات کنیم.واقعا دکتر افسردگی گرفتم انگار.دیکه هیچی برام معنایی نداره.انگار دارم الکی زندگی میکنم.نه هدفی.نه آینده ای.با این وضعم که دیگه هیچی.واقعا به کجا دارم میرم؟!یعنی فقط بخاطر کنکوره؟ای خدا دوس دارم بمیرم.واقعا قربانی کنکور که میگن همینه.بنظرتون چیکار کنم؟اصلا آرامش فکری روانی روحی ندارم.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، سعی کنید حتما بخشی از مطالعات خودتان را در کتابخانه داشته باشید. اهمیت بیش از حد به حرفهایی که افراد بدون قصد و از روی نااگاهی می زنند، آینده شما را آتش می زند. پس عاقلانه برخورد کنید تا راه های موفقیت جلو شما باز شود. اگر در این مراحل شکست بخورید، ممکن است دیگر نتوانید سرپا شوید.

  5. ترنم
    پاسخ

    سلام آقای دکتر.
    فامیل های پیگیر کنکورو دیدین؟!هرروز دارن زنگ میزنن میگن ترنم کجا دراومد؟ما بچمون اینجا قبول شد.ترنم که انقدر میخوند چی شد پس!مامانم میگه دارم از دستت میسوزم ۳ نفر تو فامیل پیراپزشکی دراومدن من هیچی نشدم.واقعا متاسفانم ولی به جای اینکه به من امید بدن یا حرفای بهتر و قشنگ تری بزنن بدتر میکوبن تو سرم.هرروز همینه.بخدا دیگه انگیزه ای برام نمونده.ناامید از زندگی.نمیدونم چیکار کنم؟!میگین به حرفاشون اهمیت نده.اخه مگه میشه؟!!!از همه دنیا و خودم بدم میاد.بدم میاد منو بخاطر رتبه کنکورم میسنجن.واقعا باید چیکار کنم آقای دکتر؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، ترنم بهترین راه این است که با پدر و مادرتان – اگر این حرفها را می زنند – صحبت کنید که این صحبتها و مقایسه ها روحیه من را داغون می کند. خودتان هم سعی کنید این حرفها را به دل نگیرید و تلاش کنید که ارزوهای آنان را برآورده کنید. به هر حال سرکوفت دادن باعث می شود که موفقیت کمتر بشود ولی افراد قوی با این ناملایمتی ها مبارزه می کنند.

  6. آرام
    پاسخ

    سلام:-(خسته نباشید.
    درباره واهمه درس خوندن و تنهایی درس خوندن میخواستم بپرسم.نمیدونم متوجه میشید یا نه ولی وقتی میرم سمت درس یه حس ترس و واهمه دارم.یا همش میگم کاش دوستم پیشم بود باهم میخوندیم.گرچه خوبی از دوست ندیدم(به قولا کدوم دوستی ای دووم آورده که من دومیش باشم)میدونین دکتر تا الان به ۳ تا از دوستام گفتم بیایین برنامه بریزیم بخونیم با هم.یکیش که خودم ول کردم وسطاش چون همش از بدبختی حرف میزد.دومی که اصلا نمیخونه منم گمراه کرده.سومی هم که ۳ روز من برنامه ریختم نوشتم گفت خب دیگه برنامه رو هم فهمیدم چجور بنویسم خدافظ.من پشت کنکوری تجربی هستم.فارغ التحصیل نظام جدید.اصلا نمیخوام امسالم مثل پارسال بشه.بنظرتون چیکار کنم؟کتابخونه برم یا خونه بخونم؟از دوستام فاصله بگیرم(اصلا فکر کنم نبودن و نیستن)؟گوشیمو بزارم کنار؟[ولی همش بخاطر دوست نابابه;من اینطوری نبودم از وقتی با چند نفر همکلاسی بودیم و همش حرف از ناامیدی بدبختی بیچارگی میزدن منم نظرم برگشت{با اینکه اینا رو میدونم ولی بازم برام سخته که تنهایی پیش برم}کاش منظورمو از واهمه و این چیزایی که گفتم فهمیده باشید](من تا حالا ندیدم یه ایرانی درباره خوشبختیاش حرف بزنه!انگار همه دوست داریم تو بدبختی غرق شیم)راستش خیلی هدف دارم ولی تا الان براشون کاری نکردم!نمیدونم اسمشو باید گذاشت هدف یا آرزو یا رویا.دکتر ببخشید پر حرفی کردم سرتونم درد آوردم.ولی خب گفتم یه جا حرفمو بزنم خالی شم یه راهکاریم بشنوم.ممنون که وقت گذاشتید.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، درس خواندن باید تکی باشد و اگر وقتی را برای مصاحبه یا گپ زدن با دوستان اتان اختصاص دهید خیلی خوب است. بهتر است هم اش خانه نمانید و حتما ساعاتی را در کتابخانه درس بخوانید. سعی کنید از بین افراد درس خوان دوست انتخاب کنید. افراد ضعیف سعی می کنند دیگران را با خودشان همراه کنند که احساس تنهایی نکنند. باید خیلی مراقب بود که سالها طی نشود و حاصلی بوجود نیاید. دختر عاقلی هستی و حتما راهت را پیدا می کنی.

  7. آناهیتا شاهین
    پاسخ

    با ارض سلام و احترام خدمت جناب دکتر شیروی
    من امسال وارد کلاس نهم میشم تا الان که کلا نمراتم۲۰ بوده میخواستم بدونم که من چطوری در آینده میتونم بورسیه شم و اینکه در چه مقطعی در دانشگاه امکان پذیره

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بورسیه که نیست. فعلا سعی کنید در یک دانشگاه خوب و یک رشته خوب قبول شوید. شاید حالا بعدا بتوانید در خارج از کشور بورسیه شوید. بورسیه در ایران تقریبا نیست.

  8. نازنین
    پاسخ

    سلام
    من .
    یکی دیگر از قربانی های کنکور والبته شاید قربانی گذر زمانهایی که به ندرت رفتنشان حس می شد وشایدکمتر ارزششان درخور فهم وشعورم بود..
    چندجمله برای کنکوریهایی که به این سایت بی نظیر سر میزنن دارم ..
    ما باید این را بدانیم که …آینده در دست حال است وحال در دست ماها …این ما هستیم که میسازیم ،خوب،یا کاملا بد ..مهم این است که آینده دقیقا به میزان لیاقتی که کسب میکنید است
    ..واین رابایددانست لیاقت یک ویژگی اکتسابی ست …
    …..*یک کلام *برای ارزشهایت بجنگ برای حس باارزش بودن حس بی نهایت بودن خود ،،،حس اشباع شدن (:
    یک انسان جدید یک نازنین جدید(:

    من دکترآینده _دانشگاه کمبریج(:
    بی نهایت آرزو کن بی نهایت بخواه*

  9. فاطمه_د
    پاسخ

    سلام دکتر شیروی عزیز_
    برای آزمون وکالت می خونم کمتر از ۳ ماه دیگه آزمون دارم،مشاور هم گرفتم برنامه می ده بهم و ازمون های موسسه هم شرکت می کنم،ولی چیزی که هست کل برنامه من بهم ریخته درس هام همه پراکنده پراکنده خونده م ،مثلا بودجه بندی آزمون موسسه تموم نشده بود باید می رفتم سر جلسه یا مشاور می گفت درس مدنی ۶ ساعت مواد و تست بخون تموم نمی شد یعنی ۶ ساعت کم بود برام اون تعدا موادی که می گفت،کلا با وجود این ها نگاه می کنم از همه چی موندم
    بنظرم برنامه رو نباید می دادم مشاور می نوشت یا ازمون های موسسه رو نمی رفتم استرس زیادی دارم هم واسه برنامه ازمونی موسسه هم برنامه ای که مشاور می ده،البته مشاور بعضی راهنمایی هاش خوب بود ولی برنامه ش بدرد من نمی خورد در حد من که پایه م اندازه اون قوی نبود ،نبود…

    یعنی من اونروز که مقاله شما رو خوندم ۳ روز پشت سر هم روزی ۱۲ -۱۳ساعت درس خوندم،دیدم همه چیز خودمم نیازی به مشاور و ازمون ها نداشتم …الان باز ساعت درس خوندنم کم شده و گذشته از این ها درسام پراکنده س نمی دونم توی این وقت باقی مونده تا ازمون وکالت می تونم جمعش کنم،الان نامشخص و پراکندگی درس ها بهم استرس می ده همه چی بهم ریخته نمی دونم چیکار کنم…
    ممنون می شم پاسخ سوال من بدید…حق نگهدارتون

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، منکر مشاوره نیستم ولی اینکه مشاور وقت داشته باشد شما را بفهمد، خودش کارش را بلد باشد و نهایتا بتواند شما را به درستی هدایت کند، امر نادری است. پس هر کس خودش بهتر می داند که چطور توصیه های مشاوران را در مورد خودش عملی کند. کسی که به دنبال پیشرفت و موفقیت است باید وقت بگذارد و تلاش کند و تنبلی را از خودش دور کند. همه ما ها به تنبلی و بیحالی تمایل داریم. پس هر کدام از ما بتواند بر آن پیروز شود، موفق می گردد. بقیه همه همراه یکدیگرند.

  10. سيد مسعود رضا هاشميان
    پاسخ

    استاد بزرگوار ، جناب آقای دکتر شیروی سلام علیکم؛ بنده فارق التحصیل کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه تهران – پردیس فارابی هستم( البته بیشتر در زمینه حقوق خصوصی کار عملی و مسؤولیت شغلی داشته ام). در طول دوره تحصیل هرچند مشغول به مطالعه مواد درسی سر فصل اعلامی بودم و از دریای وجود اساتیدم بهره ها می بردم اما بنا به علایق عمیق ترم و تجربیات کاری ام در بخش خصوصی در حوزه تجارت و نیز صنعت نفت همواره به دنبال دانش آکادمیک و کار بردی در این زمینه بودم( با آشنایی با ویژگی های حضرت عالی همواره نگاه از تفکرات و رسائل و مقالات حضرت عالی بر نداشتم). البته هر آنچه دیدم و شنیدم و خواندم زمینه کاربری زیادی با ویژگی های بحرانی اقتصاد ایران نداشت.نه در حوزه حقوق تجارت بین الملل و نه حقوق نفت و گاز که در حوزه تخصص شماست . البته قبل از ورود به دوره لیسانس حقوق در رشته مهندسی کشاورزی با مبانی علم اقتصاد – خرد و کلان – و ریاضیات و آمار و احتمالات آشنایی کامل پیدا نمودم و در زمینه های کاربردی هم بسیار کار کردم ( در این رشته کار فراوان و در ضمن آن کار تدریس دانشگاهی هم بسیار داشتم.)پس از آن بود که توفیق اجباری مرا وارد حوزه نفت و کار در این زمینه نمود.اما حالا زمان آن را می بینم که احتیاج است در رشته ای کاملا کاربردی در زمینه تجارت و حقوق تجارت ضمن مشغولیات کاری ام ادامه تحصیل دهم. نیاز به دانش کاربردی دارم حتی شده در رشته ای میان رشته ای یا حتی تلفیقی . استدا دارم در این زمینه بنده را راهنمایی فرمایید.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، کار عملی را باید در عمل تجربه کنید ولی رشته های تجارت بین الملل و نفت و گاز بیش از بقیه رشته ها جنبه های عملی آن پر رنگ است. بهتر است یک ارشد دیگر در یکی از این رشته ها بگیرید.

  11. Hu
    پاسخ

    سلام خسته نباشید …..من امسال به دبیرستان میرم(دهم) و روزی شیش ساعت درس میخونم یعنی دارم درس هایه پایه دهم رو پیش خوانی میکنم(زیست شناسی و ریاضی )به نظر شما خوبه؟
    کسی که در فیزیک و ریاضی ضعیفه یعنی خنگه؟
    لطفا جواب بدید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام نه خنگ نیست ممکن است پایه هاش ضعیف مونده است و با قدری کار روی آنها راه بیفتد.

  12. ......
    پاسخ

    سلام خسته نباشید …..من امسال به دبیرستان میرم(دهم) و روزی شیش ساعت درس میخونم یعنی دارم درس هایه پایه دهم رو پیش خوانی میکنم(زیست شناسی و ریاضی )به نظر شما خوبه؟
    کسی که در فیزیک و ریاضی ضعیفه یعنی خنگه؟
    لطفا جواب بدید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خوبه ولی در تعطیلات کمی بیشتر بخوانید.

  13. فرنگیس محبی
    پاسخ

    سلام منم که با توکل به خداوند و اعتماد به نفس هر سال با معدل ۲۰ قبول میشم

  14. امیر حسین سیدی
    پاسخ

    سلام مجدد استاد
    ببخشید باز مزاحم شدم
    منظور از شرایط خانوادگی و محیطی که فرمودید چی بود؟
    بعد یک سوال دیگه که گفتید معمولا کسی که با استعداد است فکر نمی کند که با استعداد است چه بود؟ یعنی اون بدون اینکه فکر کنه با استعداده باز هم تلاش میکنه و درسشو میخونه؟
    یک سوال دیگه هم داشتم استاد میشه بفرمایید چه ویژگی هایی باعث میشه یک دانش آموز نخبه علمی بشه؟ بعد اینکه آیا همه چیز به هوش بستگی داره؟ نخبه ای رو میشناسید که بدون هوش به جایگاه بالا علمی رسیده باشه؟ با تشکر.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، معمولا افراد با استعداد و کوشا خودشان این حس را ندارند که بالاتر از بقیه هستند و بخاطر همین تلاش بیشتر می کنند. موفقیت نیاز به هوش در سطح متوسط دارد ولی عمدتا به برنامه ریزی، اطلاع داشتن، تلاش و همانطور که گفتم به شرایط خانوادگی دارد. خانواده است که به ما یاد می دهد چطور فکر کنیم چطور تلاش کنیم دنبال چه چیزی باشیم و هزاران چیز دیگر.

  15. محمد
    پاسخ

    با عرض سلام و احترام

    نوشته ای که در مورد خرخونی نوشتید ، خیلی عالی هستش و همانطور که خرخونای عزیز از نمره ی۲۰ خیلی خوششون میاد یه ۲۰ عالی برای نویسنده عالی این نوشته تقدیم میکنم. باتشکر🌹🌹

  16. کاوه
    پاسخ

    سلام خسته نباشید.
    من پشت کنکوری ۹۹ هستم.میخواستم بپرسم کسی که رتبه زیر ۱۰۰۰ کسب کنه و دارای ایلتس۸ و تافل همچنین مدارک ket , FCE Cambridge باشه قادر به دریافت فاند پزشکی(دانشگاه های برتر) میشه؟یکی از دوستانم پرسیده وبهش گفتن که در پزشکی اصلا امکانش نیست.در دوره لیسانس که میدونم کلا نمیشه.گویا مدارک پزشکی هم مورد تایید اونور نیست.برای تخصص چطور میشه اقدام کرد؟آیا کسی رو میشناسید از این طریق فاند گرفته باشه؟ممنون میشم کامل و صریح پاسخ بدید.اگر اطلاعات شما هم کافی نیست من دقیقا اطلاعات درستو باید از کی بپرسم؟بنظرتو. چیکار کنم ؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، در مقطع لیسانس معمولا بورسیه یا فاند نیست و باید به هزینه خودتان تحصیل کنید. در مقطع ارشد امکانش هست ولی خیلی محدود ولی در دکتری احتمالش زیادتر ولی پذیرش سخت تر است.

  17. ...
    پاسخ

    کلمه « خرخون»مورد استفاد شاگرد تنبل هایی قرار می گیرد که می خواهند برای درس نخواندن خود بهانه جور کنند .
    از آنها بپرسید خرخوان یعنی چی؟
    یعنی کسی که برای زحمات مدرس ها و آینده ی خود و میهن و جهان ارزش قائل است و از فرصت هایی که دارد به خوبی استفاده می کند.

  18. رایا
    پاسخ

    آقای دکتر ممنون از پاسخی که دادید ولی من منظورم بورسیه رشته پزشکی دانشگاه هاروارد بود نه تحصیل در مقطع لیسانس …در این صورت آیا می تونم با شرایطی که گفتم بورسیه بشم ؟بازم ممنون

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام مقطع لیسانس اصولا بورسیه نیست مگر اینکه کسی استثنایی باشد.

  19. امیر حسین سیدی
    پاسخ

    سلام استاد
    چند سوال داشتم
    آیا برای نخبه علمی شدن هوش لازمه یا پشتکار؟
    آخه من خیلی دوست دارم سال های آینده در المپیاد شرکت کنم اما فکر می کنم المپیاد جای دانش آموزان باهوش و با استعداده
    من هم نمیدونم با استعداد هستم یا خیر!
    آیا نخبگان علمی همشون هوش و استعداد داشتن یا با پشتکار و جدیدت به اینجا رسیدن؟
    با تشکر

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام هر سه. هوش، پشتکار و شرایط خانوادگی و محیطی که کم تأثیر ندارد. معمولا کسی که با استعداد است فکر نمی کند که با استعداد است. کسانی که فکر می کنند باهوش هستند معمولا دچار کیش شخصیت می شوند و درس نمی خوانند.

  20. رایا
    پاسخ

    سلام آقای دکتر .من دانش آموز مدرسه تیزهوشان ۱ هستم و با توجه به درس خواندنم و هوشم همیشه نمرات اول رو کسب می کنم و تا الان که کلاس نهم هستم همیشه بیست گرفته ام .اقای دکتر من می خواهم در کانادا برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان درس بخونم آیا اگر در اونجا هم نمرات اول و Aرو کسب کنم (و بعد به امریکا برم )و می تونم بورسیه رشته پزشکی دانشگاه هاروارد شوم (صد در صد تمام مدارکی که می خوان از جمله تحصیل در مقطع لیسانس و امتحان ورودی هاروارد و مدرک زبان رو ارائه خواهم داد ) آیا در این صورت بازهم می توانم بورسیه دانشگاه هاروارد بشم ؟؟…ممنون

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بعید می دانم که بورسیه کنند. در لیسانس شما باید خودتان هزینه هاش را تأمین کنید.

  21. افسون
    پاسخ

    سلام.خسته نباشید.
    من دختری پشت کنکوری هستم.سایتای مختلفی رو نگاه کردم تا به سایت شما رسیدم.دیدم همه اینجا به نحوه ای دردودل کردن گفتم منم بگم شاید خالی شم.مشکل من خانوادس;میبخشید که اینطور دارم میگم ولی من احترام میزارم ولی فقط در پی خرد کردن اعصاب بندس.هرچی که میشه میگه حالم ازت بهم میخوره دخترای مردمو میبینم دق میکنم بعد به دوستام **میده بدبخت اونا که من خنده هام پیش اوناست.بخدا خودمم نمیدونم چیکار کردم.بهم میگه آینده ای نداری بهم میگه هیچی نمیشی میگه بدبخت میشی میگه معلوم نیست به کی رفتی.ولی من گوش نمیکنم.وقتی حرف میزنه و همش***میده گوشامو میگیرم همش میگم لالالالالالالا.هه.جدیدا احساس میکنم هم پوچم هم بی ارزش انگار حرفای ایشون رو من تاثیر بدی گذاشته.نمیدونم چی بگم.توروخدا کمکم کن دکتر.هیچکاری از دستم برنمیاد.کاش بمیرم راحت شم.ولی از یه طرف دیگه اگه به خوندن ادامه بدم میدونم که حتما زیر ۱۰۰۰ میشم.نمیدونم واقعا نمیدونمم.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بجای تمرکز روی حرفهای اطرافیان، روی موفقیت خودت تمرکز کن. البته گاهی هم ادم حساس می شود و کلمات و عبارات دیگران را به خودش می گیرد در حالی که آنها هم چنین قصدی ندارد یا از روی بی ملاحظه ای می گویند. تنفر نداشته باش و تمرکز روی درس هات بکن.

  22. کیارش
    پاسخ

    سلام آقای دکتر.
    پشت کنکوری هستم میخوام برم کتابخونه.سرچ کردم مثل اینکه کتابخونه ملی خیلی خوبه.شرایط عضویتشو خوندم خب ندارم هیچکدومو یعنی واقعا راه نمیدن؟اهههههههه چرا همه چی دست به دست هم داده منو از هستی نیست کنه.واقعا زندگیم مزخرفه.کائناتم به جا کمک کردن هی داره بیشتر میزنه تو سرم.دیگه معلوم نیس ایندم میخواد چی بشه.بنظرتون چیکار کنم؟افسردگی گرفتم دیگه.اه اه

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، دیگه کتابخانه چیزی نیست که شما بخواهید براش کلی لعن و نفرین به خودت و کائنات بدهید. یک کتابخانه دیگر. تو پارک مطالعه کن. نمی دانم هزار راه وجود دارد.

  23. hossein
    پاسخ

    Salam.
    Bebakhshid doctor.man hamash barname mirizam be hichkodomesham amal nemikonam albate nemishe goft hichkodom masalan nesfe ya 2 tash nemikhonam.etefaghan kheili omid daram be rotbe bartar shodan.angizamam khobe erade konam jedi ham okayam.ha bazam man nemifahmam bara chi alakish gereftam konkoro.yekam harfam zedo naghise vali khob che konam.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      No pinglish please.

  24. آرش
    پاسخ

    با سلام و خسته نباشید.
    من هرکاریییی میکنم چرا نمیتونم مثل آدم بشینم درسمو بخونم؟چرا مثل یه رتبه برتر نمیتونم رفتار کنم؟از لحاظ خواب مشکل دارم.مثلا تا ۶ صبح بیدار بودم بعد گرفتم خوابیدم تا ۲.هرکاریم میکنم ۹ شب بخوابم ۴ صبح پاشم هی برعکسش درمیاد.درسمو میخونم البته فقط این خوابه منو داره میکشه.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، آرش جان اهسته آهسته عادات خواب و درس خود را تغییر بده. بنظرم ۹ شب هم زود است. بهتر است ۱۱ تا ۶ بخوابید که حداقل هفت ساعت خوابیده باشید. چند بار که تلاش کنید بلاخره موفق می شوید. البته اوایل ترک عادت خب قدری سخت است ولی عادت جدیدی به سرعت جای قبلی را می گیرد.

  25. زهرا
    پاسخ

    سلام
    بنظر من ادم باید درس بخونه استاندارد و با برنامه ن طوری ک ب خودش ضربه بزنه گردن درد بگیره یا اینکه نتونه ب جوانب دیگه زندگیش برسه
    شما توی متنتون تحسین کردین خرخون بودن رو..
    اما درستش اینه ک ادم برای هدفش تلاش کنه و سخت باشه و جا نزنه اما این تلاش در راه درست و منطقی و به صورت استاندارد باشه نه ک چون میخوای ب چیزی برسی خودتو نابود کنی این مشکل خیلی از دانش اموزاس ک انقد گفتن باید تلاش کنید تلاش کنید فک میکنن باید یه خرخون بشن. و همونجور ک میبینید تو کامنتاتون پره از دانس اموز افسرده و خسته چرا ک بد تو معزشون فرو کردید ک چجوری درس بخونن .طوری فهمیدن ک فقط باید کتابو بگیرن و به قول شما مثل خر سرشون بندازن پایین البته این لفظ درست نیست .نه باید استاندارد درس بخونن اینجوری ن ساعت مطالعشون کمه ن خسته میشن ک کلا بیان و از نا امیدی و بی انگیزگی حرف بزنن.
    لطفا ترخون بودن رو تحسین نکنین و اخودتون تجربه کردید ب دیگران آموزش ندین بهشون در عوض یاد بدین ک شما انسان هستید و روحتون از قسمت های مختلفی تشکیل شده ک باید ب همش رسیدگی کنید مثل یک گل وگرنه بیمار میشید
    فقط اکسیزن مصرف نکنید بلکه باید از آب نور افتاب و مواد مغذی درون خاک و انرزی مثبت هم استفاده بکنید
    بهشون بگین تفریح کنید غذای خوب بخورید ورزش کنید معاشرت کنید درس بخونید همرو انجام بدید ن ک از صبح تا شب فقط درس و فقط درس چراک فقط و فقط خرخونی شما رو ب هدفتون میرسونه…!

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام وقتی شما به خرخونی اعتقاد داشته باشید بعید است به اندازه استاندارد تلاش کنید و اگر به مطالبی که اینجا نوشته اید، باور داشته باشید، مطمئنا خیلی کمتر از استاندارد تلاش خواهید کرد. این حرفها بیشتر برای این است که تنبلی خودمان را توجیه کنیم. کمتر ملتی پیدا می کنید که به اندازه ما اهل تفریح و آفتاب و اسراف در مواد غذایی و غیره باشد و راندمان تولید و کار آن اینقدر پایین باشد. سرانه مطالعه ما چقدر است؟ حالا اگر کسی پیدا شده که تجارب شخصی خودش و صدها انسان موفق را که زندگی آنها را مطالعه کرده یا با آنها حشر و نشر داشته است، برای جوانانی که نیاز به این تجارب دارند بیان می کند، شما نگران می شوید که نکند آنها بیمار شوند و گردن درد بگیرند. چند درصد دختران و پسران ما از تنبلی و بی انگیزگی و بی هدفی دچار افسردگی و صدها بیماری روحی روانی دیگر هستند و چند درصد از بس درس خوانده اند و تلاش کرده اند دچار گردن درد و دست درد و غیره شده اند. خواهشمند است در خانواده خودتان، در بین آشنایان و دوستان و همکلاسی های خود این آمار را بگیرید تا حقیقت مطلب بر شما آشکار شود. وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا
      و در آخر شعر ملک الشعرای بهار:
      برو کار می‌کن، مگو چیست کار *** که سرمایهٔ جاودانی است کار
      نگر تا که دهقان دانا چه گفت *** به فرزندگان چون همی خواست خفت
      که : « میراث خود را بدارید دوست *** که گنجی ز پیشینیان اندر اوست
      من آن را ندانستم اندر کجاست*** پژوهیدن و یافتن با شماست
      چو شد مهر مه، کشتگه برکنید*** همه جای آن زیر و بالاکنید
      نمانید ناکنده جایی ز باغ *** بگیرید از آن گنج هر جا سراغ »
      پدر مرد و پوران به امید گنج *** به کاویدن دشت بردند رنج
      به گاوآهن و بیل کندند زود *** هم اینجا، هم آنجا و هرجا که بود
      قضا را در آن سال از آن خوب شخم *** ز هر تخم برخاست هفتاد تخم
      نشد گنج پیدا ولی رنجشان *** چنان چون پدر گفت، شد گنجشان

  26. mahan
    پاسخ

    سلام آقای دکتر.
    میبخشید دوباره مزاحم شدم.
    این امتحانات و دوره های خاص رو که گفتید دقیقا چیا هستن؟و بهترین مرحله برای اقدام فاند کجاست؟بعد از۴ سال خوندن؟یا اصلا فکرشو از سرم بندازم بیرون.راستش الگوم خیلی از انسان های موفقه.شاید منم بتونم یکی مثل اونا بشم البته ادامه تحصیل در کشور های خارجه مربوطه.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، توصیه خاصی در مورد برنامه های مربوط ندارم ولی اگر الگوی شما افراد موفق هستند، بدان و آگاه باش که هیچ کس به موفقیت نرسید مگر زحمت کشید و تلاش کرد و خون دل خورد و غصه خورد و بی خوابی کشید و محرومیت تحمل کرد و کلی از لذایذ دنیا را کنار گذاشت.

  27. mahan
    پاسخ

    سلام دکتر.
    میبخشید سوالی داشتم.
    راسته که میگن دکتر سمیعی ۴ سال پشت کنکور مونده؟
    وچطور عازم آلمان شدند؟
    واینکه آیا کسی که پزشکی در ایران میخونه میتونه بورسیه تحصیلی مثلا Cambridge یا UCLA یا oxford و اینا رو بگیره؟پاسخ صریحی بدین.
    واقعا متاسفم برای این کشور که استعدادیابی صورت نمیگیره.
    اگر اطلاعاتی دارین خوشحال میشم توضیحش بدین.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، نمی دانم اطلاع از ایشان ندارم.
      گرفتن بورسیه یا فاند بستگی به نیاز دانشگاه مقصد و تعداد متقاضیان از سراسر دنیا دارد و یک قاعده صد در صدی ندارد. اکثر کشورها، در پزشکی حساس هستند و مدارک دیگر کشورها را برای مجوز طبابت نمی پذیرند مگر از امتحانات خاصی موفق خارج شوند و یا دوره های خاصی را بگذرانند.

  28. عاطفه
    پاسخ

    سلام آقای دکتر چطور میشه تمرکز کرد؟ متاسفانه من مشکل تمرکز دارم و دایماً فکرم درگیر میشه و بی نهایت حساس شدم.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام کاهش حساسیت هایی که ذهن را اشغال می کند. توجه به اهداف بزرگتر و نادیده گرفتن ناراحتی های جزئی. اگر چیزی مرتب شما را به خودش مشغول می کند بهتر است روی کاغذ بیاورید یا اگر آن شخص است باهاش صحبت کنید یا کلا از ذهن اتان بندازیدش بیرون. دیو چو بیرون رود فرشته درآید.

  29. ناشناس
    پاسخ

    سلام هدفم خارج از کشوره یکم خانواده کم اهمیت میدن اخر امسال باید ازمون بدم تا الان اونطوری ک میخام نبودم از الان میخام همینطوری ک گفتید اشم خرخون ن خرنخون.راهنماییم کنیدمرسی.یکم امید و روحیمم کم اما انگیزه بالا.وقت کم اما ادمی هستم پرامید.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام چه خوب. پس یا علی.

  30. hossein
    پاسخ

    سلام و عرض ادب
    من دانشجوی حسابداری دانشگاه مازندران هستم ، و در طی ۳ ترم نمرات خوبی گرفتم ، ولی این ترم نمراتم افت کرد ، من ناامید شدم چرا که راه های پیشرو سخت تر است ،و ترم های باقی مانده درس ها سخت تر است ، من نمیدونم چرا که با وجود تلاشی که کردم ، چنین نمره ای کسب کردم ؟لطفا کمکم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب دلایل آن را بررسی کنید. گاهی در رشته های علوم انسانی دانشجویان درس را سبک می گیرند و بعد اماده نمی شوند و شب امتحان می خوانند و بعد نتیجه مورد نظر را نمی گیرند. همیشه این مشکل هست. شما هم در طول ترم اهمیت نداده اید و بر خلاف تصور شما روز امتحان نتوانستید خوب جواب بدهید و امتحان شما خوب نشده است. این کاری است که خیلی از دانشجویان ما انجام می دهند و غرور و جهل دلیل اصلی آن است. درس ساده است در حالی که خودشان ساده و تنبل هستند.

  31. رضا
    پاسخ

    سلام دکتر من میخوام خرخون بشم ولی نمیتونم راه حل لطفا

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، رصا جان همه چیز به تدریج و با خواست قوی انجام می شود. به تدریج تلاش کنید که بیشتر بخوانید. اراده محکم البته قدری از خانواده ارث می رسد که بقیه چقدر در کارهاشان جدی هستند.

  32. Mk
    پاسخ

    سلام دکتر من واقعا دارم به این نتیجه می رسم که درس خوندن داخل دانشگاه و مدرسه زمین تا آسمون فرقشه داخل مدرسه با چند ساعت خوندن نمره کامل رو میگرفتم ولی الان داخل دانشگاه با وجود این که این ترم پیوسته درس خوندم ولی باز اون نتیجه دلخواه ام به دست نیومد بچه های دیگه میگن اگه مثل تو این قدر درس خونده بودیم الان رنک ۱ شده بودیم واقعا درک نمی کنم از این که مطالب رو بلدم و تا مدتها داخل ذهنم می مونه در مقایسه با اکثر بچه ها مطالب زود از یادشون میره ولی وقتی که به نمره می رسه اونا از من خیلی سرتراند. حس میکنم نمراتم نسبت به تلاش و میزان اطلاعات از اون درس خیلی پایین تره

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اشتباه ترین جمله این است که «میگن اگه مثل تو این قدر درس خونده بودیم الان رنک ۱ شده بودیم» این حرفها شیطنت های دوره نوجوانی و اوایل جوانی است. آخه آنها از کجا این حرف را می زنند. مگر شما دقیقا می دونید که آنها چند ساعت درس می خوانند و کیفیت درس خواندن آنها چطور است. به این حرفها اهمیت ندهید و این ها را به حساب بلوف های شروع جوانی بدانید. به جای آن سعی کنید که دلایل افت خود را بررسی کنید و البته در دانشگاه ساعات بیشتری باید صرف درس کنید. برخی از درسها هم غلط انداز هستند ظاهری ساده ولی تسلط بر آن نیاز به تمرکز و مطالعه زیاد دارد.

  33. علیرضا حاجی پور
    پاسخ

    سلام استاد
    عذر خواهی می کنم دوباره مزاحم شدم
    میگم اقای دکتر بنده تا دوماه پیش علاقه بسیاری به ریاضی داشتم. اما مدتی هست علاقم رو به ریاضی از دست دادم و خیلی هم در این درس ضعیف شدم مغزم توانایی حل مسائل پیچیده را ندارد. جسارت نشه استاد خیلی هم دوست دارم نخبه ریاضی بشم و تو المپیاد ها مقام بیارم. ولی احساس می کنم هیچ توانایی حتی حل مسائل ساده رو هم ندارم.احساس خنگ بودن کند ذهن بودن و….
    استاد شما به ما کمک کن… مدتیه عطش نخبه شدن به سرمون زده. شما که دکتری استادی به بنده کمک کن پندی بده
    با تشکر استاد شیروی

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام مجدد، ببین فرد که یک روزه مغزش تغییر نمی کند. تا دو ماه پیش همه چیز اوکی بوده است و حالا همه چیز متوقف شده است. به هر حال ممکن است به تدریج مسائل ریاضی پیچیده تر شود و نیاز به تمرکز و دقت افزایش پیدا کند. مسائل دیگری هست که ذهن را اشغال می کند و نمی گذارد که شما به مسائل ریاضی خودتان تمرکز کنید. اول باید ذهن اتان را از آنها پاک کنید.

  34. ترانه تهرانی نسب
    پاسخ

    سلام دکتر.دچار مشکل حادی شدم.دوازدهم هستم اصلا رغبت نمیکنم برم سمت درس.امسال که کنکورش گذشت میمونه سال دیگه.مامان و بابام سر مسایل بیخودی فقط منو توبیخ میکنن حالم از خودم و اطرافیانم بهم میخوره کاش یه نفر منو درک میکرد.خیلی نصیحتم کردن برا درس خوندن و کاره ای شدن در زندگی.ولی نمیدونم چرا تو این گوش فرو نمیره.نمیدونم هدف خیلی دارم ولی اسمشو نمیدونم بزارم هدف یا آرزو.حالم از همه وجودم بهم میخوره.میگن چاله رو هرچقدرم آب بریزی چشمه درست نمیشه تا وقتی خود اب بجوشه منم هرچقدر بقیه میگن نمیفهمم تا خودم دست به کار بشم.نمیدونم تا دهم وضعم خوب بود معلما تعریف میکردن مدیر میگفت رتبه ی تاپ مدرسه رو ازت توقع دار. نمیدونم چم شده شاید بخاطر دوستای نابابه.حالا شما بگین من چیکار کنم؟بخاطر عدم تمرکزو اینا و نصایحم میخواین بکنین همشو از برم.راهکار بدین از این وضعیت درآم.امیدوارم این وضعیت اسفناک با چیزایی که میگین درست شه بالاخره به عنوان روانشناس روی شما حساب میکنم.
    ممنونم دکتر

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، این یک امر طبیعی است که با سخت شدن درسها کمی افت کنید. ولی خب اگر اهل کار و تلاش باشید و حواشی زاید را از ذهن ات بیرون بیریزی طبیعی است که جبران می شود یا معدل و درس شما به حدی است که بتوانید یک رشته مناسبی را بروید. برخی از پدر و مادران خود کمتر اهل درس و مطالعه هستند ولی آرزوهایشان را در بچه های خود می بینند بدون اینکه خودشان توانایی داشته باشند حداقل زمینه های ذهنی آن را فراهم کنند. آنها فکر می کنند با فراهم کردن رفاهیات و نصیحت کار درست می شود در حالی که تلاش و کوشش و علاقه به درس و مطالعه باید از خانواده از رفتار خانواده از خون خانواده از همه ابعاد پنهان و اشکار خانواده به بچه ها منتقل شود. به نظر می رسد که دختر عاقلی هستی و مشکلات خودت را می دانی و قلم ات هم قشنگ است. به اعتقاد من راهت را پیدا می کنی. سعی کن اینقدر روی حواشی از جمله قضاوت ها دیگران و گفته های دیگران تمرکز نکنید. روی خودتان، اینده اتان و هدف اتان تمرکز کنید.

  35. ترانه
    پاسخ

    سلام اقای دکتر بخدا نمیتونم دیگه نفس بکشم.همه بهم چی میگن از حرف مردم قلبم درد میکنه جالب اینجاست انقدر خانواده ای با سطح فکر پایینی دارم که هر چی از همسایه و فامیل گرفته میگن میاد به من میگه اعصابمو خرد میکنه بخدا دیگه نمیتونم نفس بکشم از لباس و ظاهر و پول گرفته تا درس خوندن همش به تمسخر میگیرنم.میخوام بمیرم راحت شم.بخدا سر یه چیزای الکی انقدر جرو بحث داریم شاید خندتون بگیره.افت تحصیلی داشتم ۶ روز دیگه کنکوره هیچی بلد نیستم.خیلی دوس دارم بخونم ولی میرم پیش خانواده دوس دارم بمیرم ولی اونا رو نبینم.میدونید هدفم رشته دندون بود بعدش بورسیه دانشگاه اگه بهم بدن میرفتم از همه راحت میشدم.ولی کو انگیزه؟چرا هیشکی درک نمیکنه؟تازه میان میگن چی کم داری؟نمدونمممم واقعا .آه

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بخشی از این سردرگمی و ناراحتی شدید از استرس کنکور است که باعث می شود که فرد خیلی روی حرفها و حرکات دیگران حساس شود. متاسفانه برخی به دلیل جهل و بی توجهی رعایت نمی کنند و فضای استرسی شدیدی برای فرزندان خود ایجاد می کنند و نتیجه عکس می گیرند. حالا که کنکور را داده اید، سعی کنید با آرامش حرفهای الکی را از ذهن اتان بیرون بریزید و خودتان را درگیر آنها نکنید. همیشه میکروب اطراف ما هست، هر چه بدن امان ضعیف تر باشد احتمال بیماری بیشتر است. در بسیاری از موارد نمی شود میکروب را ریشه کن کرد ولی می توان بدن را قوی کرد که میکروب را پس بزند. پس شما هم تلاش کنید که قوی باشید تا حرف صحیح و ناصحیح دیگران روی شما تأثیر منفی نگذارد.

  36. صالح‌شرافت
    پاسخ

    سلام جناب دکتر ، وقت بخیر
    به نظر شما در شرایط حاظر تحصیل در رشتهء حقوق آینده بهتری خواهد داشت یا علوم قضایی؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام من از رشته علوم قضایی اطلاع ندارم. رشته حقوق رشته شناخته شده در همه دنیا است و نمی دانم این آموزش عالی دنبال چی است که با تعریف رشته های ناشناخته، بچه های مردم را سرگردان می کند.

  37. طرلان تهرانی
    پاسخ

    سلام آقای دکتر.خسته نباشید.
    من تا سال دهم همه نمراتم بالای ۱۹ بود.الانم دوازدهم تجربی هستم امتحان نهایی ها رو دادیم و ۱ هفته دیگه کنکوره.کارنامه ها هم اومد خیلی پسرفت داشتم واقعا نمیدونم چم شده.اصلا رغبت نمیکنم برم درس بخونم مشاورای زیادی رفتم خانواده هم پافشاری زیادی میکنند.برای کنکور امسال که هیچی نخوندم.ولی نمیدونم چطور باید ۱ سال دیگه پشت کنکور بمانم؟آیا واقعا به دندانپزشکی یا پزشکی میتوان رسید؟فکرم یه جای دیگس تمرکز ندارم میدونم الان میگید به علت عدم تمرکز و باید حواست رو به یه جا جمع کنی خب وقتی نمیشه چیکار کنم.دوست دارم بمیرم.شاید الان بگید دانش آموزارو نگا فقط بخاطر درس دارن خودشونو اونم تو سن ۱۸ نابود میکنن ولی وقتی ۳ تا رشته تاپ فقط درآمد داره و همه هجوم آوردن به سمت تجربی و با این وضعیت آموزش پرورش چیزی جز این عایدمون نمیشه.خیلی به این فک کردم که بخونم بعد scholarship بگیرم و در دانشگاه های خارج از کشور تحصیل کنم.همش با خودم میگم از فردا حتما شروع میکنم هی فردا فردا فردا.ولی چرا فردایی نمیرسه.همش به خدا میگم من چیکار کردم؟البته به جز تحصیل هم مشکلات دیگه ای هم دارم.به جز اونا خیلی فکر میکنم اصلا حواسم سر جاش نیست.دوستام همه معدلا بالا خودمو با اونا مقایسه میکنم سرم درد میگیره الان میگید خودتو با اونا مقایسه نکن ولی مگه میشه اونا پزشکی بیارن فقط به خودم چی میگم اگر توهم میخنوندی میاوردی ولی امان از این زندگی.خلاصه که نمیدونم چیکار کنم از نظر برنامه ریزی مشکلی ندارم فقط رغبتی برای درس خواندن ندارم.چیکار کنم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام خودت که همه راه حل ها را بلدی هستی. فقظ اراده ای نیست که آنها را عملی کنی. به نظرم فشار و ایجاد استرس توسط خانواده اولین دلیلی است که تأثیر منفی می گذارد. دوم اینکه تمرکز روی درس را به روز بعد موکول می کنی در حالی که ما همیشه در حال زندگی می کنیم و باید به جای تردید و نگرانی و مقاسه که همه مضر هستند، تلاش کنی به تدریج ساعات تمرکز روی درس خودت را زیاد کنی. فعلا کنکور را داده اید و برای سال دیگر لازم نیست از همین حالا خودت را درگیر درس کنی. حداقل دو هفته اصلا به هیچ کتاب درسی نگاه نکن. بیشتر در محیط آزاد و زیر نور افتاب برو، اما از دو هفته بعد دوباره شروع کن. نگران نباشید اکثر افراد با این مشکلات روبرو هستند و شما هم می توانید بر آنها پیروز شوید.

  38. فاطمه
    پاسخ

    سلام دکتر
    من تازگی با مشکلی مواجه شدم
    من کامل عزمم رو جزم کردم واسه شروع ولی خانواده برنامه هایی میچینن ک اصلا به گارای من نمیخوره مث بیرون رفتن یا تلویزیون دیدن و اینا.وقتی هم دارم درس میخونم هی صدام میکنن ک بیا بابا استراحت کن و این واقعا ناراحت و عصبیم میکنه.هی مثلا مامانم میگه بابا درس چیه؟!
    من نمیدونم چطوری بهشون بفهمونم هدفم رو واین ک میخوام ۲ سال بکوب بخونم.نمیدونم چطوری خودمد تطبیق بدم خواهشا کمکم کنید:(((((((

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، سعی کن با آنها کلنجار نرید و سر و صدای ایشان شما را اذیت نکند. ذهن انسان به نحوی است که می تواند بسیاری از صدها را فلیتر کند. صداهای خانه را هم شما می توانید به همین نحو فیلیتر کنید. در مورد بیرون رفتن هم شما سعی کنید با برنامه بروید و مراقب باشید که خیلی زیاد نشود که از درس خود بمانید.

  39. فاضل
    پاسخ

    سلام اقای دکتر
    من دانش آموز یازدهم هستم کلی برنامه ریزی برای تابستون امسال انجام دادم و میخوام تا آخر ادامش بدم خدا رو شکر این یه هفته است که امتحانات نوبت دومم تموم شده و دارم طبق برنامم درس میخونم و تا حالا این یه هفته ای که طبق برنامم درس میخونم نتیجش خوب بوده و میانگین مطالعم در روز تقریبا ۹ ساعته
    من میخوام روزی ۱۱_۱۲ ساعت بخونم چون وقت آزاد زیاد دارم و همین ۹ ساعتو من تا عصر تموم میکنم و بقیه روز رو تا شب کاری ندارم و وقتمو علکی میگذرونم.
    من دانش آموز درسخونی هستم و همیشه جزو شاگرد های اول هستم. از خدا میخوام که این انگیزمو تا آخر حفظ کنه چون مطمئنم با این وضع نتیجه خوبی میگیرم و از شما هم میخوام که کمکم کنید تا انگیزم برا درس خوندن باقی بمونه بشه ساعات مطالعمو زیاد تر کنم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خیلی عالی است. اینقدر همت دارید قابل ستایش است. خیلی خودت را خسته نکن که ببری. بهتر است ساعات مطالعه خود را روی حدود ده ساعت قرار دهی. البته اگر حال داشتی، وقتهای دیگر درسهایی را بخوان که بیشتر جنبه تفننی داشته باشد و ذهن ات استراحت کند.

  40. سمین
    پاسخ

    سلام
    مرسی از پاسختون… راستش دیگه برام اهمیتی نداره که بقیه میخوان چی بگن و چیکار کنن…ذهن آماده ای دارم و هروقت بخوام درس بخونم مطالب رو بخوبی یاد میگیرم الان دیگه مشکلم حرف بقیه یا درسخونی نیست … فهمیدم مشکل چیز دیگه ای هست اونم اینه که جدیدا خیلی حساس شدم به همه چیز اطرافم زود واکنش نشون میدم انتظارم همه از اطرافیانم زیاد شده که احتمالا به خاطر سنم باشه ، دارم مطالب و مقاله های مختلفی رو میگردم که خودمو آروم کنم و حال روحیم و مشکلاتشو برطرف کنم.. امکان رفتن حضوری پیش مشاور و روانشناس رو ندارم لطفا اگر سایت روانشناس یا هرسایت دیگه که مطالبش بهم کمک کنه سراغ دارین بهم معرفی کنین. ازتون ممنونم.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، سایت خاصی را سراغ ندارم ولی خیلی از این مشکلات با تأنی و درایت حل می شود.

  41. سمین
    پاسخ

    سلام دکتر شیروی
    من واقعا از اینکه بهم بگن درسخون بدم میاد الان واقعا چند سالی میشه که دیگه از درس خوندن زده شدم حتی با آبجیم هم حرف زدم بابت این موضوع ولی حرفاش تاثیری نداشت چون فقط محکوم شدم و انرژی گرفتم . تو خونه هم اگه تو اتاقم باشم و درس بخونم در اتاقم رو باز کنن اولا تمرکزم بهم میخوره و عصبانی میشم هم اینکه گفتن عه داری درس میخونی یا اینکه آفرین و… خوشم نمیاد و باعث میشه کتابمو بزارم کنار و برم سراغ گوشی و خودمو مشغول کنم.راستش اصلا دوس ندارم انقدر زود همه چیز با یه حر به هم بریزه ولی دست خودم نیست حتی از اینکه مامان و بابام برای بیرون نرفتن با فامیل تا من درسمو بخونم و بهشون میگن درس میخونه خوشم نمیاد فک میکنم که فک میکنن من خیلی درسخونم. بین دوستامم دوس ندارم بفهمن ک ذرسخونم چون دوس ندارم بهم حسادت کنن و از روی حسادت بخوان مانع پیشرفتم بشن. کلا به کلمه ی درس خوندن فک کنم آلرژی پیدا کردم دوس دارم برم اتاقم و در رو قفل کنم و خودم بدونم که دارم چیکار میکنم هروقت دلم خواس درس بخونم هروقت خواستم استراحت کنم و کسی کاری به کارم نداشته باشه … راستی به مامانم میگم مامان یا حتی بابام که هیچوقت نگین برو درس بخون (میدونم اگه میگنن به فکرم هستن و دوسم دارن) ولی با اینکار من دیگه نمیتونم برم درس بخونم یه جورایی حس لجبازیم گل میکنه ولی اونا دفعات بعد بیشتر از قبل این کارو کردن تو خونه فقط این نیست هرچی بگم برعکسشو انجام میدن حتی دلیلمم میگم ولی ایده نداره تروخدا کمکم کنید. میدونم من هم دارم اشتباه میکنم.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، چند سال دیگر متوجه خواهی که چقدر ذهنت را درگیر مسائل پوچی کرده ای. لحبازی! از این کلمه خوششم نمی آید! نمی خوام به ام بگم درسخوان! … چند سال دیگر که برگردی و اینها را مرور کنی متوجه می شوی که چقدر این افکار سطحی و پوچ بوده است و تو آینده خودت را با آن افکار خراب کرده ای. کسی را سراغ ندارم که بدون زحمت به جایی رسیده باشد مگر اینکه ثروت زیادی از والدین اش به ارث برده باشد و آن را حیف و میل کرده باشد و حتی برای بچه های خودش هم چیزی نگذاشته باشد. بلاخره یا باید درس خوان بود یا باید کار کرد یا باید به آنچه که نصیبش خواهد شد راضی شد. یکی با تلاش و کوشش کار می کند و درآمد ایجاد می کند و دیگری از دست رنج آن می خورد تا تو کدام را در زندگی خودت انتخاب کنی. اینها مهم است. مهم این نیست که ما به چه کلماتی حساس هستیم و بهترین سالهای عمران را درگیر چه افکار بی پایه ای می کنیم.

  42. حسن عمانی
    پاسخ

    سلام دکتر برای خرخونی چیکار کنم؟
    چطور بخونم اصلا روتین خرخونی چیه؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خرخونی بخشی ذاتی و بخشی اکتسابی است. کسانی می توانند زیاد مطالعه کنند که اولا انگیزه برای این کار را داشته باشند و از مطالعه لذت ببرند و احساس خستگی نکنند. ثانیا، با حوصله باشند و از گوشه نشینی هراس نداشته باشند. بسیاری از افراد از تنهایی و تمرکز روی کار خود وحشت دارند و همیشه دوست دارند که در جمع باشند و به گفتگو و وفت تلف کردن مشغول شوند. ثالثا، پرکار باشند. برخی از افراد واقعا تنبل اند و حال کار ندارند فارغ از اینکه کار چی باشد. برخی هم پر کارند فارغ از اینکه کار چه باشد. پس باید تلاش کنید در این سه محور خودتان و اراده اتان را تقویت کنید.

      • حسن عمانی
        پاسخ

        سلام مشکل اصلی ام نمیدانم از کدام جا شروع شد
        ولی حدس میزنم از انجایی که در مورد افراد نابغه و باهوش مطلبی خواندم و سعی کردم همانند انها شوم
        بدبختانه معدلم افت کرد و ضربه روحی شدیدی خوردم
        دوسال همین روال ادامه دارد و بنده نمیدانم که
        چطور بخوانم
        و
        رای خرخوانی چه چیزی لازم است که کسب کنم
        اینک احساس پوچی میکنم و دوست دارم خودکی کنم

        • دکتر شیروی
          پاسخ

          سلام بجای این افکار غلط کمی درس بخوانید که حس خوب به شما بدهد. بیشتر اینها از تنبلی ناشی می شود. تنبلی را از خودتان دور کنید تا احساس ارامش کنید. برخی تنبل هستند و از تنبلی خود لذت می برند. برخی تنبل هستند و از تنبلی خود زجر می کشند چرا که می فهمند این تنبلی چقدر برای آتیه آنها مضر است.

          • حسن عمانی

            واقعا من که معدلم از نوزده پایین تر نبود الان به پانزده رسیده بدترین خاطره عمر من همین دهم و یازدهم من است
            واقعا نمیدانم چه چیزی مرا عذاب میدهد

          • دکتر شیروی

            اگر خوب دقت کنید در ابتدا همه معدل اشان بیست است. پس از آن به تدریج که درسها زیاد و سخت می شود، معدلها خودش را با استعداد افراد و پشتکار آنها تنظیم می شود. معدل قابل قبول برای پیشرفت بیست نیست بلکه بین ۱۷ تا ۲۰ که خوب است و حتی کمتر هم مانع پیشرفت افراد نیست منوط به اینکه تلاش کنند، تمرکز داشته باشند و خط سیر مشخصی را در زندگی دنبال کنند.

        • حسن عمانی
          پاسخ

          سلام
          از کجا برای خرخونی کردن اقدام به شروع کنم؟
          چطور موفقیت در کنکور را کسب کنم؟

          • دکتر شیروی

            سلام از همین حالا

  43. فاطمه
    پاسخ

    دکتر بی نهایت از پاسخگوییتون ممنونم.آخه میدونین نگرانی من بابت یه فیلم نیست.برای اینه که تا بحال بی نهایت این کار رو انجام دادم.اصلا توانایی مدیریت زمان و نه گفتن به دیگران و خواسته های دلمو ندارم.ولی دلم واسه اون امتحانه میتپه و کاری واسش نمیکنم.
    من دلم میخواد گوشی رو بذارم کنار لپ تاپو بذارم کنار با خانواده کم تر باشم و خودمو حبس کنم تو اتاقم و فقط درس بخونم ولی نمیشه …اصلا نمیشه.گوشی رو خاموش میکنم به لپ تاپ میچسبم و اونو ول میکنم میرم پا تلوزیون و اونم نه میشینم حرف میزنم کلی وقت!!!!دلم واسه خودم میسوزه و از خودم متنفرم واسه این کارا!!!نمیخوام این تابستونم رو با مشکل روحی و خوددرگیریم !طوری که میخوام نخونم ولی میترسم.همین الان فردا امتحان دارم و نصف بیشترش مونده.چون من مطمئنم به هوشم …به این که بار ها شده بدون خوندن چیزی رفتم سر جلسه و نمره خوب گرفتم.میدونم اعتماد به تفس خوبه ولی این اعتماد به تفس داره منو نابود میکنه.لطفا کمکم کنین:(یه چیزی بگین که برگردم به چیزی که باید باشم…برگشت که نه…واسه اولین بار بشم چیزی که باید باشم!!

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، چرا نمی شود. خب گوشی ات را بذار کنار. نذر کن که یک روز گوشی ات را دست نزنی. اتفاقی نمی افتد. اینقدر عادت کرده ایم که روزی هزار بار صفحه گوشی امان را نگاه می کنیم انگار که انجا خبری است. این ها همه ما را سرگرم می کند و از هدف امان در زمانی که باید برای آن تلاش کنیم باز می دارد. وقتی ابتدای کار هستید باید خیلی تلاش کنید و تمرکز و نگذارید که وسوسه های شیطانی که این روزها از توی این موبایل و لب تاپ و غیره متصاعد می شود، شما را فریفته کند. همانطور که قبلا هم گفتم شما هیچ مشکلی نداری و بیخود به خودت گیر نده بله روی کار تمرکز کن.

  44. فاطمه
    پاسخ

    سلام دکتر.من دانش اموز دهم تجربی هستم تیزهوشان درس مبخونم.
    به مدته بدحور داغونم.نمبتونم بگم زدم به بی خیالب چون استرس دارم و نمیتونم بگم استرس دارم چون بیخیالم!!!
    من آدمبم که درسم از هر چیزی توی زندکیم مهم تره ولی اوتطوری ک دلم میحواد واسش تلاش نمبکنم.من دلم میخواد رتبه ۱ بشم ولی تلاشم در حد هزارم نیست!همبن الان فردا امتحان فیزیک ترم دارم و کلی نخونده ولی کلی فیلم دیدم و کارای متفرقه!!
    دلم میخواد خودمو از همه دور کنم واسه درس ولی نمبتونم
    واسه این کار حاضرم حتی از خودمم دور بشم…فقط اون رتبه یک رو میخوام:(که البته توی تجربی کار بس سختیه.
    من دلم میخواد پزشکی تهران بخونم بعدم از اینجا برم ولی واقعا توی خودم اسیر شدم.مانعی به جز خودم سر راهم نیست و نمیدونم چطوری خودمو کنار بزنم!منی که رتبه ۱ کنکور تجربی میخوام بالاترین رتبه‌م توی یه آزمون آزمایشی با جامعه آماری پایبن ۱۴ بوده و این حس مرگ بهم میده:(((
    چی کار کنم که خودمو بندازم دور و با یه من جدید شروع کنم؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام اولا خیلی خوب حس ات را بیان می کنی و اشکال خودت را می فهمی. این حس که من باید بهتر کار کنم باید خودم را تغییر بدهم حسی است که خیلی با ارزش است و حتما همین نگرشها باعث می شود که شما راه خودت را پیدا کنی و موفق شوی. بنظرم اصلا مشکلی تو کارت نیست. فقط تمرکز کن روی خواندن بیشتر و صرف یک فیلم دیدن هم به خودی خود خیلی نگران کننده نیست.

  45. سید ابوالحسن یوسفی
    پاسخ

    سلام اقای دکتر شیروی درس تاریخ را چگونه باید خواند من هی میخوانم یادم میرود حفظ میکنم روش دیگری به من یاد دهید تا یاد بگیرم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، من هم در حفظیات دچار مشکل بودم. گاهی عدم تمایل به یک درس باعث می شود که یادگیری آن درس برای ما مشکل تر شود. گاهی هم شرطی می شویم چون چند بار این درس را خراب کرده ایم، حالا هی مرتب از آن ترس داریم والا درسهای حفظی با هم تفاوتی ندارند.

  46. بدشانس
    پاسخ

    سلام دکتر شیروی من دوازدهمم و فیزیک و ریاضی سال دهمم مونده نمیتونم پاسشون کنم چیکار کنم ؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، کاری نداره قدری تمرکز پیدا کن و درسهای سال قبل را هم قدری مرور کن. اگر می توانی به خانواده بگو که برای شما معلم خصوصی بگیرند.

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *