خرخونی

یادم نیست که اولین باری که این کلمه «خرخون» را شنیدم کی بود. اما می دانم که خیلی ها مرا به این لقب مفتخر کرده اند. خب من هم مثل هر کس دیگر از این لقب خوش ام نمی آمد و یادم می آید وقتی این کلمه را هم کلاسی هایم در مورد من بکار می بردند، برای این که به آنها نشان دهم که «خرخون» نیستم سعی می کردم دیگر پیش آنها درسهایم را دوره نکنم و اصلا روی کتاب و دفترم نگاه نکنم. البته گاهی هم «ننه من غریبا» در می آوردم و می گفتم که تمام دیشب سردرد گرفته بودم، یا مهمان آمده بود خونه امان، یا بابام برای یک کاری فرستاده بودم، و از این دست حرفها … که نتیجه بگیرم که نشد که درس بخوانم بلکه دست از سر ما بردارند. البته بچه ها هم این حرفهای من را خیلی جدی نمی گرفتند ولی به هر حال این هم یک نوع دفاع در مقابل اتهام «خرخونی» بود که چپ و راست زده می شد.

یه روز وقتی یکی از همکلاسی ها من را «خرخون» خطاب کرد، عکس العمل نشان دادم و کار به مجادله کشید. شب آن روز که می خواستم بخوابم همه اش این کلمه لعنتی «خرخون» و آن جر و بحث در مدرسه دور کله ام چرخ می زد که آخه این «خرخون» یعنی چه: یعنی من خر هستم و درس می خوانم. خب خیلی از بچه های کلاس که از من خرتر اند؛ حتما منظور این نیست؛ اگر معناش این باشد که ناراحت کننده نیست چو بچه ها که می دونند که من خر نیستم. یا منظور آنها این است که من هر چه می خونم باز عین خر هیچی نمی فهمم. این هم که درست نیست چون من اگر درس می خونم که می فهمم و توی کلاس ریاضی تمام مسئله های مشکل را من حل می کنم و بچه ها سر دفتر من با هم دعوا می کنند و تازه توی امتحان هم همیشه بهترین نمرات را می گیرم. شاید منظور آنها این باشد که من مثل خر درس می خوانم. عین خر درس می خوانم یعنی چه؟ یعنی همانطور که خر سرش را پایین می اندازد و بار را به مقصد می رساند، من هم سرم را روی کتابم می اندازم و … هی این حرفها را به خودم می زدم و به خودم دلداری می دادم که «خرخون» خیلی حرف بدی هم نیست. حتما «خرخونی» یعنی خیلی درس خونی، یعنی آنقدر درس بخوانی که انگار خر می خواهد دانشمند بشود. خب اگر آدم اینطوری دانشمند بشود که بد نیست حتی اگر مثل خر هم درس بخواند. ولی مگر خر درس می خوند؟… این حرفها صد بار توی مغزم دور خورد تا بلاخره آن شب خوابم برد.

اخیرا کسی به شوخی یا جدی چیزی به ام گفت که دوباره من را به یاد «خرخونی» آن زمان انداخت و دست مایه ای برای این دلنوشته شد. او به من گفت: «تو یه فرد خیلی معمولی هستی که فقط زیاد می خونی و زیاد کار می کنی و بلاخره یه خرخون واقعی هستی!» دیگه آن حساسیتهای دوره نوجوانی گذشته بود که از این کلمه ناراحت شوم و شب نخوابم و برای این که نشان بدهم که خرخون نیستم جواب برخی از سوالات سرکلاس یا امتحانی را ندهم و تجاهل کنم بلکه از شر همکلاسی های ناجنس رهایی پیدا کنم. در دهه پنجاه عمرم دیگر «خرخون» مفهوم بدی را برایم تداعی نمی کرد. آره من «خرخون» ام ولی تو چی هستی؟

پس از مطالعه زیاد در احوال دانشمندان، بزرگان و افراد موفق در گذشته و حال دریافتم که توفیق همواره در گرو تلاش و کوشش و محرومیت بوده است؛ کوشش و تلاش در حد غیر متعارف و در کنار آن محرومیت غیر متعارف از لذایذ زندگی و نعم دنیوی که برای بسیاری از مردم نشان از وجود رگه هایی از «خریت» دارد. وقتی شما احوال آن دانشمند کاشف[۱] هلیکوباکتری را مطالعه می کنید که برای اثبات نظریه خود مبنی بر این که زحم اثنی عشری ناشی از وجود این باکتری است، خود را آلوده می کند؛ یا آن مهندس چینی[۲] که برای حفر اولین چاه نفتی چین حاضر می شود از بیمارستان فرار کرده و به محل کارش در بدترین آب و هوا برگردد و برای جلوگیری از انفجار چاه و نبود امکانات با دست و پا سیمان درست کند و مجددا مجروح گردد بنحوی که مشرف به مرگ شود؛ یا کسی که هفته ها خود را در خانه زندانی کرده و در خانه یا آزمایشگاه مطالعه می کند و کتاب و مقاله می نویسد؛ و صدها نمونه دیگر همه حاکی از این واقعیت است که توفیق در گرو چیزی است که مردم عادی آن را غیر عادی می پندارند و آن را به «خریت» نسبت می دهند.

امروزه برخی از افراد به خصوص از نسل جوان هیچ تمایلی به زحمت و تلاش ندارند ولی در عین حال امید موفقیت دارند. برخی نیز تلاش و کوشش را اساسا بیهوده می دانند و راه کسالت و بی حالی را پیش گرفته اند به نحوی که بی رمقی و بی انگیزگی تمام وجودشان را گرفته است و چون یخ فسرده در آب هستند و هیچ انرژی از خود بروز نمی دهند. این که نشد است. چطور می شود که بدون زحمت به توفیقی دست یافت!؟

یکی از مهندسان موفق صنعت نفت که چندین سال پیش بازنشسته شد روزی به من گفت که من از بچگی کار کردم و شب و روز درس خواندم و زحمت کشیدم و نهایتا برای تحصیلات عالی به امریکا رفتم. پس از اخذ فوق لیسانس چندین سال در بدترین شرایط در فیلدهای نفتی امریکا کار کردم. از موقعی که به ایران برگشته ام نیز شب و روز توی پروژها در مناطق نفت خیز و در دمای بالاتر از پنجاه کار کردم. حالا که بعضا به شهرستان محل تولدم می روم تا اقوام و نزدیکان را ببینم و بعضی از آدمها آنجا می بینند که از جهت مالی دستم به دهانم رسیده و بلاخره یه ماشین خوب، یک خونه خوب و .. دارم، پشت سرم صفحه می گذارند که فلانی چار روز رفته توی نفت و هپل هپو کرده و برای خودش دستگاهی به هم زده است. او ادامه داد که به خدا قسم آنها که پشت سرم حرف می زنند یک دهم بلکه یک صدم رنج ها و زحمات من در زندگی را نکشیده اند ولی حالا حسرت زندگیم را می خورند و پشت سرم این خزعبلات را می بافند؛ آنها حتی یک روز در تمام عمرشان به اندازه من کار نکرده اند و حالا که موفقیت من را می بینند چنین و چنان می گویند.

بله به قول مولوی «ای تن آخر بجنب بر خود و جهدی بکن *** جهد مبارک بود از چه تو پژمرده‌ای». باید تلاش کرد و اگر خواستید از معمول مردم بالاتر شوید باید خیلی از چیزها را بر خود حرام کنید. هر شب مهمانی! هر روز تا لنگ ظهر خواب! هر روز ساعتها روبروی تلویزیون چمباتمه زدن! ساعتها وب گردی توی اینترنت! ساعتها کپ زدن و اختلاط کردن! و…. آخرش نه هنری و نه پیشرفتی و نه توفیقی و نه آینده ای. زمانی که باید کاشت و هنری کسب کرد به بازی گوشی و ناپخته گی تباهش می کنیم و بعد یک عمر رنجش را می کشیم و حسرت اش را می خوریم و برای الیتام درد خویش دیگران را متهم می سازیم و حسادت می ورزیم و آخرش با نکبت این دنیا را وداع می کنیم!

خیلی ها می گویند تلاش و کوشش برای چی؟ مگر همه که این روزها به مال و منال بادآورده رسیده اند از گذر تلاش و کوشش بوده است؟ نمی توان این حرفها را نفی کرد ولی در عین حال نمی توان بر راه صحیح و عمل صالح تکیه نکرد و افراد را به موهومات و راههای ناصواب رهنمون ساخت. حتی این پولداران نوظهور نیز در نتیجه تلاش و سعی دیگران به چنین نوایی رسیده اند و به طرق ناصحیح و از روشهای نامشروع و یا سیاستهای غلط توانسته اند سعی و کوشش دیگران را به ناحق برای خود تصاحب کنند. آنها نه رهبر ما هستند و نه مقتدای ما و نه ما تمایل داریم که راه آنها را برویم. به قول مولوی: «اما تو مگو که جهد و کوشش *** سودم نکند که بودنی بود».

من «خرخون» هستم چرا که وقتی کسی برای تحصیل به استرالیا رفته باشد و پنج سال درآن کشور باشد و حتی یکی از شهرهای آن کشور را نبیند؛ یا روی صندلیش بنشیند و مطالعه کند بدون این که متوجه شود که شش ساعت تکان نخورده است؛ یا آنقدر غرق درس و مطالعه باشد که نفهمد که صبح شده است؛ یا هزاران ساعت از اوقات فراغت خود را بجای گذراندن با خانواده و میهمانی رفتن و لذت بردن صرف نوشتن کتاب و مقاله کند و شب از درد گردن خوابش نبرد، و … خب با تمام استانداردهای جهانی هم در نظر بگیرید «خرخون» است. مگر دیگران که به توفیقاتی نایل شدند کمتر زحمت کشیدند، رنج بردند و تلاش کردند؟

بعد از این سالها حداقل این را می فهمم که «خرخون» از «خرنخون» صد پله بهتر است چون به قول مولوی «کوشش بیهوده به از خفتگی» و بنابراین عاشق «خرخون» ها هستم. چه منظور از «خرخون» همان «پرخون» باشد یا هر چیزی دیگر. من به آن کاری ندارم.

البته باید مراقب کسانی بود که ما را به «خرخونی» متهم می کنند. آنها خود دچار کسالت و پژمردگی و افسردگی هستند و تیرهای زهر آگینی در آستین دارند و به محض این که شما با آنها حشر و نشر کنید، تیرهای یأس و پژمردگی و کسالت و بی انگیزگی را به سمت شما شلیک می کنند و شما را نیز مثل خودشان مجروح خواهند ساخت. هیچ چیزی مثل کسالت و بی انگیزگی و فشل بودن مسری نیست. چرا که به قول مولوی: «از مردم پژمرده دل می‌شود افسرده *** چو پژمرده گشتی تو، دیگر نروئی».


  1. Gh
    پاسخ

    سلام،امیدوارم نوشته من رو بخونید، بنده دانشجوی دانشگاه تهران متاسفانه با وجود این که توی درس ها از دوستام خیلی بیشتر می خونم و حتی اونها جواب بعضی تمرین ها رو از میگیرند یا حتی در برخی مطالب که ایراد دارند از من کمک می گیرند از من نتایج خیلی بهتری می گیرند حتی اون هایی که شب امتحانی هستند نمره شون از من بهتر میشه نمی دونم چرا توی امتحان این جوری میشه خسته شدم بعضی موقع ها میگم نکنه من خنگم و خودم خبر ندارم چرا من که این همه تلاش میکنم نمره خوب نمی گیرم ولی بقیه حتی اون هایی که شب امتحان میخونن اوضاع شون خیلی بهتر از منه !!! انگیزه ام رو از دست دادم حتی توی کنکور چنین اتفاقی افتاد اونهایی که از من کمتر خونده بودند نتایج بهتری گرفتند خواهش میکنم کمکم کنید برنامه ریزی دارم تلاش هم میکنم حتی شب قبل امتحان سوال های سخت تر از اون رو حل میکنم ولی موقع امتحان اشتباهات مفتضحانه ای مرتکب میشم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اولا شما از کجا می دانید که آنها شب امتحانی هستند و کمتر از شما می خوانند. ثانیا چرا اینقدر خودتان را در مقایسه قرار می دهید. بلاخره هر کس از جهت بهره هوشی، تمرکز، دقت و سابقه تحصیلی و قوی بودن پایه های درسی با هم تفاوت دارند. بهتر است روی خودتان تمرکز کنید و سعی کنید برای به دست آوردن بهترین نتیجه میزان تلاش اتان را تنظیم کنید. چه بقیه با یک فوت سر جلسه امتحان می آیند یا اینکه خودشان را می کشند.

  2. محمد
    پاسخ

    سلام دکتر، من وقتی درس میخونم بعدش هیچی یادم نیست

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام گاهی اینطوری فکر می کنید در صورتی که به موقع یادتان می آید. گاهی هم از شدت استرس نمی توانید مطالب را به یاد بیاورید. البته هر چه شما مطلبی را سطحی و سریع و در کوتاه مدت بخوانید، زودتر آن را به فراموشی می سپارید.

  3. حمیده
    پاسخ

    سلام دکتر…من دانش آموز یازدهم تجربی هستم و یک ساله که در آزمون های قلمچی شرکت میکنم اما هر چی هر دفعه تلاش میکنم نتیجه عکس میبینم راستش نمیدونم اشکال کارم کجاس…هر راهیو امتحان کردم اما موفق نشدم..تو یه مدرسه غیردولتی درس میخونم و معلمای خوبی دارم و و معدلم هم بد نیس ۱۹ و ۷۰ …اما این بارم که آزمون دادم و دیدم علیرغم خوندن و کار کردن زیاد ترازم از قبل پایی تر شد..راستش من پزشکی میخام و میدونم با میانگین تراز۵۳۰۰ نمیشه بهش رسید..اما درمونوم نمیدونم باید چیکار کنم…لطفا کمکم کنید😧

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام احتمال دارد که برخی از دروس پایه را آن طور که لازم است خوب یاد نگرفته اید و بهتر است وقت بیشتری برای مرور آنها پیدا کنید. دوم اینکه تمرکز و تلاش اتان را افزایش دهید و خیلی روی نتیجه و ازمون ها آزمایشی تمرکز نکنید. شاید این ازمونها بیشتر شما را دچار استرس می کند.

  4. حسن عمانی
    پاسخ

    سلام دکتر خوبین؟ببخشید من مشکلی که دارم همینه. خرخون نیستم میخوام باشم چیکارکنم؟من تو دوران دبستان و متوسطه اول هیچ مشکلی نداشتم ولی متوسطه دوم مشکل برخوردم معدلم افت کرد نمیدونم چرا هرچی هم فکر میکنم نمیتونم بفهمم همش گریه ام میریزه که چرا اینجوری شد اگر میشه راهنمایی کنید که کنکور پزشکی چجور موفق بشم دوم چجور خرخون باشم خیلی دوست دارم بخونم و بفهمم تلاش هم کردم ولی نتیجه اش معدل ۱۶شد

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، تلاش و کوشش در رسیدن به هدف چه درسی یا غیر درسی اکتسابی است. اگر کسی در خانواده پر تلاشی تربیت شود، حتما حس تلاش و کوشش در وجود وی نهادینه می شود. اگر با دوستان پر تلاش و کوشش همراه باشید، حتما روی شما تأثیر می گذارد. اما حتی اگر این دو هم نباشد، باز با اراده قوی، تلقین و دست نکشیدن از کار و تلاش، شما باز می توانید موفق شوید. البته هر چه شما در تلاش و کوشش و کار احساس سختی کمتری کنید و انجام کار و درس برای شما لذت بخش تر باشد، بیشتر کار می کنید و متوجه نیستید که چقدر دارید تلاش می کنید. اگر شما فرد سالمی باشید، تنبلی از ذهن شما نشأت می گیرد که به شما فرمان می دهد که از انجام کار طفره بروید و بر عکس پیام تلاش و کوشش از مغز به شما ارسال می شود. پس باید فکر و مغز را درست کرد. چطور اول بخواهید که درست بشود. واقعا بخواهید.

  5. دنیا
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من در حال حاضر دانش اموز دوازدهم تجربی هستم که پایه دهم و یازدهم رشتم ریاضی بوده و بدون مطالعه شاگرد اول میشدم و خیلی سطح درسیم خوب بود با وجود اینکه میانگین مطالعه هفتگیم ۵ ساعت بود.ولی از وقتی اومدم تجربی همه بهم میگن که کارت خیلی سخت و غیر ممکنه و موفق نمیشی و… راستش علی رغم اینکه حرف دیگران خیلی روی من تاثیر میگذاره مهمترین چیزی که الان خیلی ناراحتم به خاطرش ناامیدی و در عین حال ایده آل گرایی و تنبلی باعث شده که افسردگی بگیرم و با وجود حجم زیاد درسهام و نزدیکی به کنکور عاجزانه ازتون کمک بخوام چون واقعا نوشته هاتون بهم یه انرژی خیلی خوب درونی میده خواهش میکنم کمکم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام اینکه به خودت بگویی که من کسی هستم که بدون مطالعه شاگرد اول باید بشم روش غلطی است. تو باید به خودت بگویی که من باید تلاش کنم، تنبلی را از خودم دور کنم و موفق شوم و هر چند هم که تلاش و کار و جدیت لازم باشد فروگذار نیستم. همه افراد موفق در وهله اول توانایی کار و تلاش خستگی ناپذیر داشته اند.

  6. atefeh
    پاسخ

    سلام اقای دکتر .. من یک کنکوری هستم و نزدیک به سه ماه دیگ کنکور دارم و خیلی هم میخونم و همه فامیل مسخرم میکنن و بهم میگن فایده نداره و همه میگن مطمعن باش قبوب نمیشی و از ی طرف هم خیلی میخونم و از یه طرف ترازای قلم چیم پایینه اما هنوزم امید دارم بنظرتون چیکار کنم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اولا گوش به کسی نده. ثانیا اگر امسال نشد سال دیگر بخوان. با تلاش و کوشش و عدم توجه به حرفهای دیگران می توان موفق شد.

  7. مریم
    پاسخ

    سلام اقای دکتر…. دقیقا ۴۰ روز مونده تا کنکور ارشد…. ولی نمیشینم سر درسم… انگار باختم خودمو….اصلا نمیدونم چکار باید کنم… میام کتابخونه ولی نمیخونم…. خونه نمیخونم…. اصلا اعصابم رو ریخته بهم این اوضاعم. چکار کنم حالا

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب اینقدر با خودت کلنجار نرو. هر چقدر می توانی با ارامش بخوان. لازم نیست اعصاب ات را داغون کنی. وقتی اینطوری می کنی بیشتر نمی توانی درس بخوانی.

  8. فرزاد
    پاسخ

    درود جناب شیروی خدا قوت
    بنده کارشناسی حقوق دارم با توجه به اینکه در بطن کار هستید و اطلاعات جامعی راجع به رشته حقوق تجارت بین الملل دارید و وضعیت اشتغال آن ادامه تحصیل در این رشته ثمره بهتری دارد یا شرکت در آزمونهای قضاوت و وکالت

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، این ها که با هم تعارض ندارد. هم در این آزمونها شرکت کنید و هم در آزمون ارشد. تا کدام به نتیجه برسد.

  9. نرگس
    پاسخ

    سلام منم باکلی سختی و بی پولی و دربه دری فارغ التحصیل رشته حقوق شدم هربار میخوام شروع کنم برا آزمون وکالت حوصلشو ندارم اصلا انگیزشو ندارم ترس دارم از عدم موفقیت

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام ترس از عدم موفقیت باعث می شود که موفق نشوید. خب باید اول بر این ترس غلبه پیدا کرد. چطور با خواندن دروس از ابتدا و اگر لازم است شرکت در کلاسها تا پایه شما قوی شود.

  10. mina
    پاسخ

    سلام…خسته نباشید..نمی دانم پیغام منو میخونید یا خیر ولی همیشه دوس داشتم در مورد درسم با کسی صحبت کنم که تا اخر حرفامو گوش بده..من شاگرد خیلی خوبی بودم یعنی ابتدایی راهنمایی دبیرستان همیشه معدلم بالای نوزده بود اما وقتی ک ب پیش دانشگاهی رسیدم به دلایل مختلفی از جمله نداشتن برنامه ریزی صحیح ,نداشتن منابع تستی و نرفتن کلاس کنکور و البته استرس خیلی زیاد نتونستم برای کنکور خودمو اماده کنم کنکور رسید و من هیچی نخونده بودم از طرفی اطافیان از من توقع زیادی داشتن با اینکه هیچ چیز برایم مهیا نکرده بودند و بعد از اعلام نتیجه متاسفانه خیلی تحقیر شدم و روحیمو از دست دادم و از طرفی دوستام پزشکی و دندون قبول شدن و این عقب افتادن از اونها و روحیه خیلی بدم باعث شد برای کنکور سال بعدم نتونم بخونم البته بازم هیچ منبع تستی نداشتم شاید چنتا درس رو فقط داشتم..نتیجه اعلام شد و من میدونستم ک نخوندم تا روز اخر انتخاب رشته صبر کردم رتبم بدتر شده بود و بروه خاطر لجبازی با خودم و خانواده و روحیه بدم یه رشته ای ک مورد علاقه ام نبود انتخاب کردم لیسانسمو امسال گرفتم ولی بعد از چهار چهار پنج سال دوس دارم اخرین شانسمو کنکو۹۹ امتحان کنم ب نظرتون الان باید چیکار کنم من خیلی ب پرستاری علاقه دارم و دوس دارم همه ی تلاشمو بکنم از کجا شروع کنم نظام جدید شده باید چ کنم؟؟؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، کاری نمی خواهید بکنید. شما حالا لیسانس دارید و فرد بالغی هستید. می دانید چطور درس بخوانید که موفق شوید. به نظرم بیشتر از هر چیز تنبلی در خواندن و افکار مشوش باعث می شود که شما ها موفق نشوید. باید خودتان را دریابید و ضعفهای خودتان را برطرف کنید. اگر بخواهید قبول شدن در پرستاری مشکل نیست.

  11. Yekta
    پاسخ

    سلام جناب دکتر وقت شما بخیر
    دکتر شیروی من دانشجوی ترم ۶ کارشناسی حقوق پردیس فاربی هستم با معدل ۱۹ و شرایط ارشد مستقیم رو هم دارم
    برای انتخاب گرایش ارشد خیلی سر درگم شدم
    علاقه ی خودم در حوزه ی کودکان هست و حتی در زمان انتخاب رشته بین روانشناسی و حقوق  تردید داشتم

    روانشناسی رو به خاطر علاقه ام به کودک و روانشناسی کودک.
    حقوق رو هم به خاطر کار کردن تو حوزه ی حقوق کودکان کار  دوست داشتم
    الان که باید گرایش ارشد رو انتخاب کنم با توجه به علاقه ام و روحیاتم بهترین گزینه حقوق بشر هست
    که بهتر است در خارح از ایران ادامه داد و به طور کلی  من هم شرایط تحصیل در خارج از ایران را ندارم و از طرفی برام مهم هست که درامد خوبی داشته باشم که چندین نفر به من گفتند حقوق بشر رشته ای نیست که در ایران اینده داشته باشه
    و به عنوان گزینه دیگر هم علاقه ای به شروع این مسیر از طریق حقوق عمومی ندارم
    علاوه بر این هم احساس میکنم روحیه ی لازم را برای وکالت ندارم چرا که قوه ی استدلال قوی ای ندارم
    و خیلی از این بابت و آینده شغلیم نگران هستم
    به همین خاطر ، فعلا گزینه وکالت تا حدودی فرصت شغلی و اولویت برای من محسوب نمیشه
    از این رو به دنبال گرایشی هستم که بتونه مناسب روحیه من باشه و انتخاب منطقی تری باشه
    بین گرایش ها تا حدودی به تجارت بین الملل تمایل پیدا کردم
    میخواستم نظر شما رو بدونم که چه رشته ای میتونه مناسب باشه برای من

    اگرچه علاقه ام به حوزه ی کودکان هست ، اما پشتکار بالایی دارم و میدونم میتونم در هر رشته ی دیگری موفق بشم

    اما نمیخوام عمر و وقتم رو هدر بدم و دلم میخواد از توانایی هام به نحو احسن استفاده کنم
    به خصوص که احساس میکنم مطالعه حقوق بشر در اینجا بی فایده است

    به همین خاطر ترجیح دادم از  فرصتی که دارم برای ارشد مستقیم استفاده کنم و رشته ی مناسبی رو انتخاب کنم
    و اگر دیدم رشته ی انتخابی با روحیات من سازگار نیست ، حقوق بشر رو در ایران بخونم

    ممنون میشم کمکم کنید
    بابت طولانی شدن متن عذر میخوام

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب یا باید به سمت گرایشهای بروید که بیشتر به درد وکالت یا مشاوره در شرکتها باشد، یا دنبال مسائل حقوق بشری و حقوق کودکان و امثال آن که خب طبیعی است که در کشورهای ما این مسائل خریدار ندارد و کسی برای آنها پول پرداخت نمی کند. رشته حقوق خصوصی و جزا برای وکالت خوب است و رشته های تجارت بین الملل و نفت و گاز بیشتر برای مشاوره در شرکتها خوب است.

  12. ساره
    پاسخ

    سلام دکتر عزیز مرسی بابت مطلب مفیدتون.
    من در حال حاضر کلاس دوازدهم هستم و ۵ماه دیگه کنکور دارم .من تا سال یازدهم جزو شاگرد اول های کلاس بودم و درسام عالی بودن اما امسال اصلا نمی خونم و به شدت دور شدم از درس و همه ی ازمون هام رو خراب میکنم و به مشاورم در مورد تراز هام دروغ میگم!
    در حدی افت کردم که معدلم از ۱۸/۵۰ به ۱۵رسیده و دو عدد از درسام پایین ۱۰شدم وضعیتم بده و ساعت مطالعه م از ۶۰ساعت در هفته سال گذشته به ۲ساعت در هفته رسیده و همش به خودم میگم شروع میکنم اما اراده م ضعیفه و بد جور تو باتلاق گیر کردم و دارم افسردگی میگیرم.😥
    لطفاً با مشاوره های خوبتون من رو راهنمایی کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خیلی عجیبه است که در سالی که باید بیشتر تمرکز کنید، چنین دچار اشفتگی شده اید. به نظرم به خودتان فرصت بدهید که برای سال دیگر آماده شوید. به احتمال زیاد، این موضوع به این منجر خواهد شد که رشته و دانشگاه ضعیفی را برای ادامه تحصیل انتخاب کنید. توصیه من این است که کنکور امسال را بیخیال شوید و بر عکس سعی کنید خودتان را پیدا کنید و برای سال آینده در رشته و دانشگاه خوب اماده شوید.

  13. Miss.ap
    پاسخ

    سلام آقای دکتر…من سال نهمم معدل ترم اولم شد ۱۹.۴۳ ولی از این به بعد دلم ازصلا روی درس نمیره خیلی هستم اصلا حوصله کتابو ندارم….چیکارکنم؟!
    😫😫😫😰😰😰

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام قدری بی انگیزگی مشکل نیست و بروز می کند ولی باید مراقب باشید که ادامه پیدا نکند که بنظرم مشکل خاصی ندارید و دوباره می افتید روی ریل.

  14. سبا
    پاسخ

    سلام دکتر،من دانشجوی سال دوم پزشکی هستم دچار پاره ای از مشکلات هستم و ازتون راهنمایی می خواستم.
    من احساس می کنم تو درک متنی که می خونم دچار مشکلم یعنی خیلی وقت ها کتاب رو می خونم ولی نمی فهمم یا می فهمم ولی بعدا چیزی که قبلا یادگرفتمش از یادم میره، من قبلا اینطور نبودم و احساس می کنم به یک بیماری ذهنی دچار شدم ممنون میشم راهنماییم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب قدری به ذهن ات استراحت بده که برگردی به حالت عادی. این موارد گاهی اتفاق می افتد و زود گذر است. البته اگر ادامه پیدا کرد باید مشاوره بروید.

  15. O_O
    پاسخ

    سلام
    من دانش اموز ۱۱ ریاضی هستم خیلی دارم تلاش می کنم تا بتونم نمره خوب بگیرم من واسه امتحان ریاضی که یک روز کامل البته با استراحت ۱۰ ساعت یک روز و ۹.۵ ساعت روز بعدش خوندم ولی شدم ۱۲ و خواندن من به صورت محاصباتی بود امارم هم با این روش شدم ۶ شدم
    (کلا مدرسه برای ریاضی دو روز و برای امار یک روز وقت داد)
    بعد منم با این همه که خونده بودم و بلد بودم از خودم تست گرفتم و می دونستم خوب میشوم ولی اون نمرات رو گرفتم در واقع اصلا به ریاضایت علاقه نداشتم ولی مامان و بابام منو مجبور کردند اونم بزور گرفتن وسایل شخصیم مثل کامپیوتر و گوشیم تازه با این نمرات وسایلمم رو هم می خوان بگیرم (بقیه درسام ۱۵ به بالا گرفتم) من در واقع دوست داشتم برم برای هنرستان کامپیوتر ولی از دست این معلم ها و ناظم ها ومشاور های لعنتی و تست مشاوره ای های *** مجبور شدم بیام این رشته حالا هم پایه یازدهم و علاقه ای به درس خوندن ندارم بیشتر دوستامم هم که این ریاضی ها رو خوندن ترک تحصیل کردن نمی دونم چی کار کنم من توی یادگیری کامپیوتر خوبم یعنی با یکبار دیدن متوجه میشم و یاد می گیرم اما الان ریاضیات رو بدجور ر****م چی کار کنم
    O_O

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب عزیزم مبنای کامپیوتر ریاضی است. اگر بخواهی در کامپیوتر پیشرفت واقعی داشته باشی باید ریاضی خود را تقویت کنید. اینکه اینقدر درس خواندی و آن نمرات را گرفتی، ملاک نیست. ملاک این است که به طور مرتب درس بخوانید و اگر پایه تحصیلی شما ضعیف است اول روی آنها کار کنید.

  16. علی
    پاسخ

    سلام آقای دکتر
    من دانشجوی ترم ۳ پزشکی هستم. رشته ام رو خیلی دوست دارم وبراش خیلی زحمت میکشم اما متاسفانه توی امتحانات عملکرد خوبی ندارم.چون من برای امتحان نمیخونم.بدای یادگیری خودم میخونم.با این که میدونم برای امتحان نمیخونم و نباید از خودم توقع نمره ی عالی داشته باشم اما بعضی وقتا این توهم میاد توی ذهنم که من چون خوب نفهمیدم پس خوب امتحان ندادم.شما چه راه حلی دارید؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب برای امتحان بخوانید که در کارنامه شما نمرات کم نباشد. در ضمن باید کمی متمرکزتر و دقیق تر درس بخوانید. تلاش هم باید بیشتر کرد.

  17. رضا
    پاسخ

    من تا کارشناسی علمی کاربردی خوندم ارشد پردیس‌ علم و صنعت ترم اول که رفتم خودمو باختم چون از دانشگاه سطح پایین بودم فکر میکردم من یه خنگم بی سوادم بین کلی نخبه کلاس ها کمتر حرف میزدم اظهارنظر نمیکردم سوال نمیپرسیدم تمرین حل نمیکردم مطلبی که استاد میخواست برای بقیه ارائه بدم نمیدادم از طرفی هم کارم طوری بود که استرسم زیاد بود دوس داشتم سریع کلاس تموم شه برم به کار مزخرفی که پدرم به زور چند سال منو توش انداخته بود برسم آخرش هم هر سه تا درس رو ترم اول افتادم الانم میخوام انصراف بدم همه درس ها رو پاس کردند با معدل خوب من نتونستم اصلا بعضی وقتا میگفتم تو سن ۲۹ سالگی چه درسی چه کشکی البته این حرف ها رو پدرم تو مغزم تزریق کرده بود
    راحت شدم اینجا گفتم مشکلاتمو و اتفاقاتی که برام افتاده دلم داشت میترکید
    برم به دیوار را بزنم الکی بخندم موفق‌ باشید 😔

  18. H Mohamad
    پاسخ

    سلام آقای دکتر، امیدوارم حالتون خوب باشه
    من دانش اموز پایه دوازدهم هستم و به رشته ای که میخونم علاقه دارم و از نمراتی هم که میگیرم راضی هستم. اما یه عده از بچه ها تو کلاس هستن که مدام رفتاری بی منطق و دور از انسانیت انجام میدن، در واقع موقع درس دادن بی دلیل جلوی دبیر توهین میکنن هم به دانش آموزا و هم به خود دبیر! من وقتی با همچین صحنه هایی تو کلاس رو به رو میشم که هم با من و هم با بقیه چنین رفتاری میکنن از درس خوندن زده میشم و اصلا دوست ندارم صبح ها ساعت ۶ از خواب پا شم و برم به کلاسی که اسمشو نمیشه کلاس درس گذاشت! احساس میکنم منطق و سطح شعور و فرهنگ من خیلی بالاس نسبت به اونا که واقعا هم همینطوره! از دبیرهای تخصصیم هم سوال کردم در مورد اینکه عملی کار کنیم بهتره یا اینکه چند سال درسشو بخونیم و به عنوان مثال کمک حسابدار بشیم که گفتن خب ۱۰۰% بهتره عملی کار کردن و کارکردن در بازار. سوال اصلی من این هست که با همچین وضعیتی و توضیحاتی که براتون نوشتم، آیا دلیلی واقعا هست که روز به روز پا شدن از خواب با استرس که برای بدن سم هست و با همچین توهین هایی برم و سر کلاس بشینم؟ آیا وقتی کار مربوطه به رشتم رو سراغ دارم و میتونم خیلی بهتر در بازار کار پیشرفت کنم باز برم پیش یه همچین ادمایی درس بخونم که اصلا تمرکز هم ندارم؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام وقتی شما از محیط درس و کلاس اینطور شاکی هستید، از محیط کار در بیرون چه وضعی پیدا می کنید. خیلی باید تلاش کرد که این مسایل حاشیه ای روی روند کار و تحصیل ما اثر منفی نگذارد. به اضافه اینکه در محیطهای بیرون مسایل خیلی پیچیده تر از این خواهد بود. در ضمن استرس نبود حالا انسان نابود شده بود. استرس باعث بقا و پیشرفت ما است ولی نباید از کنترل خارج شود.

  19. مهتا
    پاسخ

    سلام اقای دکتر من یازدهم تجربی هستم
    من امسال درس خیلی خوب میخوندم ولی دیگ انگیزه ندارم احساس میکنم دنیا هیچ ارزشی نداره نمیتونم به جایی برسم خسته شدم از همه چی اینا همش بعد امتحانای ترم اول شروع شده برنامم بی نظم شده به نظرتون چیکار کنم به روال عادی برگردم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام این احساس به خیلی ها دست می دهد. باید مراقب بود که ادامه پیدا نکند والا همه ما از کار و درس گاهی ان چنان خسته می شویم که دنیا تیره و تار می شود ولی بعد که کمی آفتاب خوردیم، دوباره درست می شویم. حالا نگران نباش. قدری در افتاب راه بروید و درس را کم کنید تا حالتان برگردد به شرایط عادی.

  20. زهرا
    پاسخ

    سلام اقای دکتر اتفاقی باسایت شما آشنا شدم،دختر من سه سال است که پشت کنکور است و همیشه در حال درس خواندن و چون امسال اخرین سال است که دانش اموزان نظام قدیم میتوانند در کنکور نظام قدیم شرکت کنند،دخترم تلاشش رو بیشتر کرده ام ۱۳ ساعت در روز شبها تا ساعت ۱ تا دو نصفه شب بیدار است و مشغول مطالعه اما علیرغم تلاش بسیار،در آزمونها نتیجه ای عایدش نمیشود و او را بی انگیزه میکند و هیچ پیشرفتی در ازمونها ندارد نمیدانم علت چیست؟
    به عنوان مادر این چند ساله در کنارش بوده ام و شبها تا او بیدار است نخوابیده ام و غمخوارش بوده ام از خانه بیرون نرفته ام که خلا بی کسی و بی پناهی نداشته باشد و دوستش بوده ام و حمایتش کرده ام
    اما….؟؟؟؟چرا دختر من با اینکه تلاشگر هست و حتی نه دنبال دوست و گوشی و شبکه اجتماعی و هیچ و هیچ کدام از سرگرمیهای اینچنینی نیست اما پیشرفتی ندارد؟
    شنا فکر میکنید ایراد کار و درس خواندش کجاست؟ کجای کارش اشتباه است و باید چکاری انجام دهد تا موفق شود خیلی میترسم که از نظر روحی بهش ضربه وارد شود،خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، حتما باید با یک مشاور تحصیلی مشورت کند. اینطور که شما می فرمایید باید پیشرفت می کرد. البته اگر پایه های تحصیلی وی ضعیف باشد، خب نتیجه مطلوب حاصل نمی شود. البته برخی از بچه ها نیز پدر و مادر را سرکار می گذارند و مرتب به درس خواندن تظاهر می کنند در صورتی که اصلا تمرکز ندارند.

  21. کنکوری 98
    پاسخ

    اولی سالیه که پشت کنکوریم من در راهنمایی در ازمون ها جز ده نفر یزد بودم ولی با دبیرستانم وارد دنیای دیگه ای شدم … درچهار سال دبیرستان هیچی نخواندم و درحد قبولی خواندم الان که بهمن هست یک ماهی را شروع کرده ام به خواندن برای کنکور چطور تنبلی چندین سالمو درست کنم خیلی امید وارم نیستم به خودم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب برای جبران چهار سال نباید انتظار داتشه باشی که چهار روزه درست شود. پس متناسب با عقب ماندگی ات باید برنامه ریزی کنید و بخوانید تا حس ناامیدی نکنید. والا اگر خواستید به سرعت نتیجه بگیرید، نتیجه نمی اید و شما ناامیدتر از گذشته آینده خود را تباه می کنید.

  22. سارا
    پاسخ

    سلام اقای دکتر شیروی عزیز
    من دانش اموز سال اخر تجربیم وقتی دل نوشتتونو خوندم از خودم خجالت کشیدم و فکرم درگیر شد
    حالا که فکر میکنم میبینم من کل زندگی مو یا منفی بافی گذروندم و به خودم استرس دادم با اینکه دانش اموز به نسیت قوی هستم و معلما از همون اول ازم تعریف کردن اما من همیشه از لحاظ روحی انسان ضعیفی بودم و خودمو دست کم میگرم
    این حالت همیشه منو عصبی میکنه که چرا نمیتونم وقتی اراده میکنم درسمو جدی شروع کنم نمیتونم جلوی نفسمو بگیرم و خودمو درگیر افکار مسخره نکنم
    اره این درسته من تو تست زنی مشکل دارم ولی انقدر به خودم در این زمینه فشار وارد کردم و گفتم من هیچ و قت تو ازمونیی مثل قلمچی پیشرفت نخواهم کرد که واقعانم اونطوری شده بین نمرات کلاسی و معدل مدرسه من با ترازام تو قلمچی زمین تا اسمان فرق وجود داره خوب من تو مدرسه تیزهوشان درس میخونم و معلم های سخت گیری داریم من تو مدرسه شاگرد موفقیم اما تو ازمونا مثل کسیم که حتی لای کتایشم وا نمیونه
    این وضعیت واسم خیلی سخت شده از خانوادم خجالت میکشم با اینکه اونا میگن مهم اینه که تو تلاشتو میکنی ولی من از این بابت ناراحتم …

  23. ارسلان
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من دانش آموز یازدهم رشته تجربی هستم.من بچه درس خونی هستم و در طول سال درست و دقیق درس میخوانم حتی در درس هایی که اشکال دارم سعی میکنم هر طوری که شده اشکالم ر بر طرف کنم و انقدر روی آن تمرین میکنم که دیگه اشکال نداشته باشم .اما در امتحانات ترم ۱ همه نمراتم خراب شد به طوری که دیگه امیدی برای درس خواندن برای ترم ۲ ندارم و حدودا ۱ هفته ای است که درس نمیخوانم و افسردگی شدیدی گرفتم .با این که حسابی درس هایم را میخوانم و اشکالاتم را برطرف میکنم اما امتحان ترم ۱ را خراب کردم. و دومین مورد اینکه عده ای در کلاسمان، به معلم هایمان پول داده اند و تمامی سوالات را خریده اند .به نظر شما چرا این افراد با رشوه دادن و حیله و کلک باید موفق بشوند اما من که این همه درس می خوانم معدلم خراب شود و کمی هم مشکل وسواس دارم یعنی هنگام خواندن درس های فظی حدود نیم ساعت روی یک صفحه میمانم و کمی هم در درس های محاسباتی مثل ریاضی و فیزیک ضعیف هستم اما به آنها علاقه زیادی دارم . به نظر شما آیا من خنگ هستم؟؟ اگر من واقعا به درد رشته تجربی نمیخورم به نظر شما تغییر رشته بدهم؟؟لطفا چند راهکار موفقیت مطالعه و خواندن دروس محاسباتی و حفظی به من بدهید تا حداقل در امتحان ترم ۲ معدل خوبی کسب کنم.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خنگ که نیستید. اینکه برخی کارهای خلاف انجام می دهند، یک امری است که اتفاق می افتد. ما باید روی کار خودمان تلاش کنیم و سعی کنیم از حواشی فاصله بگیریم. اینکه چه کسی مدرک می خرد یا سوال می خرد ما را فقط از راهمان باز می دارد. اگر شما می خواهید فرد موفقی باشید حتما باید خوب کارتان را انجام دهید. با تقلب و کلک نمی توان موفقیت واقعی را کسب کرد. باید ببینی که چرا نمرات شما ضعیف شده است و با معلمان دلسوز مشورت کنید. مطمئنا سرخوردگی و افسردگی راه کار نیست و باید بر این افکار غلبه پیدا کنی تا راهت را پیدا کنی.

  24. Sepideh
    پاسخ

    سلام اقای دکتر من سال یازدهم انسانی هستم
    همین چند وقت پیش امتحانا نوبت اولمون تموم شد
    خوب من با اینکه خیلی درس خوندم اما از نمراتم اصلا راضی نیستم
    خیلی درس میخونم ولی نمرم از دوستام که ساعات کمتری میخونن خیلی بدتره

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام،اولا شما از کجا می دانید که دوست شما از شما کمتر درس می خواند. این یه شگرد دوره نوجوانی است که هر کسی می گوید که من درس نمی خوانم که هم بگوید من باهوش ترم و هم باعث تشویق دیگران به درس خواندن نشود. البته برخی از لحاظ ذهنی سریعتر از دیگران هستند ولی خیلی نباید در این امر غلو کرد. معمولا دانش آموزان یک کلاس خیلی تفاوت عمده ای ندارند. پس بیشتر روی کار خودت تمرکز کن به جای اینکه به دیگران فکر کنی.

  25. **
    پاسخ

    سلام آقای دکتر
    من یازدهم تجربیم شاگرد اول کلاسم ولی یه هفته ای میشه که اصلاااا به درس علاقه ندارم حتی هدفمم برام مهم نیس و وقتی میشینم پای کتابام به زور دو صفحه میخونم و بابت این موضوع خیلی حالم بده و مدام گریه میکنم و اصلا هم یه آینده امید ندارم خواهشا کمکم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اینکه ادم یه هفته یا حتی چند هفته نتواند درس بخواند مشکل جدی نیست. فقط باید حواس ات باشد که طولانی نشود. گریه هم چاره کار نیست. گریه تا وقتی خوب است که به انرژی تبدیل بشد و بیاید تو دست های تو و تو را بیدار نگه دارد که درس بخوانی. بقیه عقده خالی کردن است که آن هم البته بد نیست.

  26. نیلوفر
    پاسخ

    سلام . من دانشجوی رشته کامپیوتر هستم به رشتم علاقه نداشتم یعنی به زور دارم میخونم خیلی تلاش میکنم و میخونم ولی نمره قبولی رو نمیارم دیگ باید چیکار کنم میشه راهنمایی کنید که چیکار باید بکنم ممنون

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، به نظرم انصراف بدهید و بروید یه رشته دیگر مثل مدیریت. ظاهرا برای مهندسی ساخته نشده ای؟ البته بسیاری از موارد این تلاش ما است که مشخص می کند که ما را برای کاری ساخته اند یا نه.

  27. حسین اسماعیلی
    پاسخ

    سلام. دکتر. انشاالله خوب باشید.
    من دانش آموز سال ۱۲ ام تجربی هستم. برای امتحانات نوبت اول خیلی وقت گزاشتم. و تمام دروسم ۲۰ گرفتم به جز زبان و عربی که ۱۸.۵ شدن.
    همه معلم ها تعریف رو میکنن و میگن ۱۰۰درصد پزشکی قبول هستی اما من باورم نمیشه
    بعد از امتحانات دیگه میلی به درس خوندن ندارم. ساعات مطاله ام هم خیلی کم شده. انگار زده شده ام از درس.
    توروخدا کمکم کنید.
    راهکاری جلو من بگزارید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام به نظرم چشم ات زده اند. باید برای خودت قدری اسفند اتش بزنی و بعد بچسبی به درس که بدون تلاش کسی به جایی نمی رسد.

  28. Pardis
    پاسخ

    سلام خسته نباشد دانش امور سال اول تیزهوشانم و اصلا مثل قبل درس نمیخونم با بهتر بگم اصلا نمیخونم با این وجود مواقع امتحان با فشار زیاد سعی میکنم جمعش کنم و تا حدودی موفق بودم و امتحان مستمر پایین ۱۹نداشتم ولی امتحانهای ترمم واقعا خراب کردم تا حدی که نمره بالا ۱۸فقط دوتا بود اونم زبان و ادبیات واقعا اراده میکنم بخونم برنامه مفید دارم ولی نمیشه نمیتونم زمانی قصد خوندن دارم حس میکنم خسته ام و فقط میتونم سه ساعث حداکثر مطالعه داشته باشم و این که وحشتناک به فضای مجازی اعتیاد دارم میخواستم کمکم کنید که خودم بالا بکشم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب دلیلش را خودت می دانید که اعتیاد است به فضای مجازی که وقت انسان را می گیرد و حاصلی برای انسان ندارد. ایکاش می شد ما استفاده از محیط مجازی را مدیریت می کردیم تا از امتیازات اش بهره برده و از معایبش دوری کنیم. البته موفقیت هم در گروه همین مدیریتها است. والا همه دوست دارند موفق شوند.

  29. خسته
    پاسخ

    با سلام..من در دوران دبیرستان توی همه کلاس ها بهترین بودم با اینکه خیییلی معمولی درس میخوندم همه بهم میگفتن خسته:)) ..اینجوری بود ک سرکلاس گوش میکردم شب امتحان وقت کمی نسبت به بقیه میخوندم و روز امتحان هم با سوالایی ک بچه ها ازم میپرسیدن هم برای خودم تثبیت میشد هم اونا میفهمیدن..خلاصه کنکور هم دادم رتبه سه رقمی شدم و تو یکی از بهترین دانشگاهای تهرانم..اما ترم اول دانشگاه بخاطر خوابگاهی شدن و شرایط نتونستم خودمو به درسا برسونم تازه یه درسم افتادم و معدل شد ۱۳ و از اون به بعد دیگه اعتماد به نفس امتحان دادم ندارم همه درسارو برای پاس شدن میخونم درحالی ک دوستام ترم یکو خوب مدیریت کردنو خوندن و از اون ترم تا الان ک ترم ۳ معدل بالان و من تبدیل شدم به کسی ک نزدیکه مشروطیه…خیلی برام سخته انقد با دوران دبیرستانم فاصله گرفتم:( خیلی سعی میکنم ک زیاد بخونم و نمره هام بالا شه ولی انگار یه حس درونی ای میگه تو نمیتونی فقط مواظب باش درسو پاس کنی:| راستش راه حلشم میدونم تلاشو کوششو امیدواریه اما واقعا حس میکنم خنگ شدم ک با تلاش بیشترازدبیرستانم موفق نیستم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خنگ نشده ای. تنبل شده ای و انگیزه درس خواندن در تو کم رنگ شده است. البته قدری طبیعی است که در دانشگاه باید تلاش بیشتری بکنید چون کسانی که آنجا هستند گلچین دبیرستانهای زیادی هستند ولی گاهی رقابت با آنها نفس گیر می شود ولی اینطور نیست که نتوانی و الا قبول نمی شدی.

  30. * **
    پاسخ

    سلام آقای دکتر من دانش آموز پایه ی یازدهم هستم رشتمم تجربییه من تو یه مدرسه ای درس میخونم که بیشتر دانش آموزاش خیلی به درس بی تفاوتند و این به شدن انگیزما از بین میبره آقای دکتر من هدفای خیلی بزرگی دادم ولی بدون داشتن اگیزه نمیشه بهشون برسم در ضمن اینم بگم گاهیی اوقات اونقدررانگیزه دارم که دلم میخواد شبانه روز درس بخونم ولی امان از وقتی که انگیزما از دست بدم اصلا دلم نمیخواد سمت کتاب برم وقتی ام میرم اصلا تمرکز ندادم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بسیاری از افراد موفق از جاهای برخاسته اند که امکانات اموزشی کم بوده و بقیه دانش اموزان اهل درس نبوده اند ولی یه دفعه یه کسی بین انها درخشیده است. شما هم می توانید یکی از آنها باشید. مسلما وقتی جو مدرسه درسی باشد همه کم و بیش تلاش می کنند و درس می خوانند ولی این طور هم نیست که اگر این جو وجود نداشته باشد، دیگر نمی شود موفق شد. باید بیشتر تلاش کرد.

  31. KhFt
    پاسخ

    با عرض سلام و خسته نباشید
    من دانش آموز سال یازدهم تجربی ام و نسبت به همسالانم خیلی کم درس میخوانم و هدفم دندان پزشکی است.معدلم هم نسبتا خوب است و سال گذشته با توجه به اینکه حداکثر هفته ای دو یا سه ساعت درس میخواندم معدل ترم اولم ۱۹و۶۰ و معدل پایانی ام ۱۹ و ۲۲ شده .مشکل اصلی من این است که نمیتوانم سر درسم بنشینم و درس بخوانم و همچنین میدانم که برای رتبه خوب باید خوب درس خواند . و این گونه که از روحیه ام خبر دارم اگر به هدفم نرسم بسیار شکسته میشوم دلیلش هم این است که در سال های قبل بدون درس خواندن معدل نسبتا خوبی داشتم(بدون تلاش به هدفم رسیدم) لطفا راهنمایی ام کنید خیلی به یک راه کاربردی نیازمندم. متشکرم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اگر واقعا با اینقدر درس خواندن اینقدر موفق هستی، شما نابغه تنبل هستید. البته شنیده ام که نابعه ها همیشه تنبل اند و به خاطر همین نابعه ها بعد از مدتی مفقود می شوند و دیگر از آنها اثری نیست. ایکاش قدری از این استعداد را خدا به من می داد که وردی می خواندم و جواب همه این سوالات سایت، یک آن پاسخ داده می شدند. khFt عزیر کمی درس بخوان.

  32. 😔
    پاسخ

    سلام ببخشید دکتر من ترم ۶ برق هستم این ترم واقعا درس خوندم ولی سرامتحان نمیتونم سوال جواب بدم طوری که خیلی روحیم اثر منفی گذاشته درس رو فهیمدم ولی تو امتحان خراب کردم نمیدونم چیکار کنم انقدر روحیم خراب شده که میخونم نتیجه نمیگیرم میخام انصراف بدم فکر میکنم من یه ادم بی مغزم هیچی حالیش نیست نمیدونم چیکار کنم بااینکه خیلی درس برام مهمه وهمیشه استرسشو دارم ولی تو امتحان خیلی اشتباه میکنم میشه کامل راهنماییم کنید من باید چیکار کنم چون دانشگاه دولنی درس میخونم استاداش خیلی سخت گیر هستن طوری که به جواب اخر فقط وفقط نمره میدن چیکار کنم😔

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اینکه تا اینجا رسیده اید و در دانشگاه دولتی در رشته برق تحصیل می کنید نشان می دهد که مشکلی از جهت هوشی ندارید. اولا این رشته سخت است و باید بیشتر مطالعه کنید و ثانیا باید تلاش کنید که نقطع ضعف خودت را پیدا کنی و درصدد رفع آن باشید. به نظرم فردی مثل شما نباید اینطور مستأصل باشد. تلاش بیشتر و تمرکز و اگر پیش نیازها ضعیف درصدد جبران آنها باشید.

  33. آریانا
    پاسخ

    سلام..اگه ممکنه میشه منو راهنمایی کنین؟؟
    من امسال سال دومی هست ک میخوام کنکور بدم متاسفانه بخاطر فشارای خانواده و کسب نتیجه دلخواه اونا مجبور ب تقلب در ازمونهای قلمچی شدم الانم بابتش پشیمونم ولی نمیدونم میتونم ادامه بدم یا نه الان دو هفتس ک در سنمیخونم ناراحتم و ناامید احساس میکنم دیره

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، برخی از بچه ها خیلی زرنگ اند و بابا و مامان را سخت گول می زنند. شما نه اولی و نه آخرین آنها هستید. البته این روش خیلی هم بی فایده نیست زیرا پس از مدتی پدر و مادر به تدریج می فهمند که آن طور هم که فکر می کرده اند نباید از بچه اشان انتظار زیادی داشته باشند. آنکه این وسط کاملا ضرر می کند بچه است که فرصتهای عزیزی را با پیچوندن بابا مامان از دست داده است. پدر و مادر که خیر بچه را می خواهند هر چند که ممکن است از روشهای اشتباه استفاده کنند که اثر معکوس بگذارد.

  34. مجید
    پاسخ

    سلام اقای دکتر من دانشجوی رشته ی کامپیوتر نرم افزار هستم تو دوران مدرسه خیلی درس خون بودم طوری ک با همکلاسی هام رقابت داشتیم و همش رتبه هامون عوض میشد معدلم کمتر از ۱۸ و ۱۹ نبود دیپلم ریاضی گرفتم و دانشگاه تو تهران قبول شدم اما از وقتی وارد دانشگاه شدم کلا افت شدیدی کردم تا حالا هیچ درسیو نیوفتاده بودم ک افتادم انگار ب کلی انگیزه مو از دست دادم واقعا نمیدونم چیکار کنم کلی هم عقب افتادم و خیلی کم واحد پاس کردم میشه لطفا کمکم کنید من چیکار کنم تا دوباره مثل قبل بشم ؟؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، عجیب است. از اینکه تا اینجا رسیده ای نشان می دهد که مشکل از ذات نیست بلکه از عوارض است که بر شما نازل شده است و نمی گذارد شما مثل قبل بر درس خود تمرکز کنید. باید این عوارض را که خودتان بهتر از بقیه می دانید از خودتان دور کنید. البته برخی هم آب به آب می شوند و قدری طول می کشد که خودشان را با شرایط جدید دانشگاه وفق دهند.

  35. متین
    پاسخ

    اقای شیروی من در مدرسه انرژی اتمی درس میخوانم ولی همش همکلاسی هایم از من بالاترند من چکاری انجام دهم تا مثل انها بالا باشم کمکم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام لازم نیست بالاتر باشی. بهتر است مستمر و متمرکز درس بخوانید که موفق شوید.

  36. Shhin
    پاسخ

    سلام من دانشجوی ارشد هستم برای امتحاناتم هرچی فکر میخونم احساس میکنم یادم رفته به خاطرهمین فرداش دوباره همون درس دیروزو میخونم هی نمیتونم برم جلو توروخدا راهنمایم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، دچار وسواس خودت را نکن. ادامه بده و کتابها و درسهات را تا اخر بخوان و اگر نیاز به مرور داشته باشد دوباره مرور کن.

  37. Farshid
    پاسخ

    سلام آقای دکتر.ممنون بابت مقاله خوبتون.من کلاس دهم هستم یه دوست داشتم از همون اول ابتدایی تا کلاس نهم با هم بویم ولی الان دیگه باهم نیستیم.خیلی به هم وابسته بودیم.الات دیگه حوصله درس خوندن ندارم.چیکار کنم؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، دوران نوجوانی چه چیزهایی دارد. علاقه مفرط به کسی که رفتن آن برای شما ضایعه است. بعدا که برزگ شدی خیلی از این افکار را خنده دار می دانید. ولی خب فعلا یقه شما را چسبیده است. به نظرم باید دنبال دوست دیگری بگردید. البته نباید به افراد وابسته شد که بلاخره جدایی خواهد بود.

  38. Mariiii
    پاسخ

    سلام دکتر نمیدونم اینو بخونید یا نه من کلاس هشتم مدرسه نمونه دولتی هستم جدیدا درس زبانم خیلی افت کرده من کانون هم میرم ولی اصلا باورم نمیشه انقدر افت پیدا کرده باشم از ۲۰رسیدم۱۸لطفا کمکم کنین

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام زبان نیاز به تمرین دارد. یادگیری زبان هم این روزها خیلی ساده شده است و همه جور وسایل تقویت زبان در دسترس است از فیلم و کتاب و جزوه و صوت و غیره

  39. حسین یعقوبی
    پاسخ

    آقای دکتر شیروی من دانش آموز کلاس یازدهم هستم . کلاس ما جو درس خونی نداره و بچه های کلاس ما درس نخوندن رو مایه افتخار میدونن من هم تلاشم رو میکنم اما اونا همش منو مسخره میکنن که تو هیچی نمیشی و هوش نداری با وجود اینکه میخونی ولی خنگ هستی البته من تو مدرسه استعدادهای درخشانم اما همشون منو مسخره میکنن اگر مثلا یکی از نمره هامو بدلیل اینکه نخوندم کم بشم دیگه دست از سرم بر نمیدارن من تا کلاس هفتم نمره اول کلاس بودم اما بعد مسخرم کردن اعتماد به نفسم رو از دست دادم نیاز به تشویق دارم اما کسی نمیکنه چیکار کنم؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بعد از مدتی اینقدر این خاطرات و اهمیت دادن به آنها برایت مسخره می شود که خودت را سرزنش خواهی کرد که چرا اصلا به آنها فکر کردی و چرا انها توانسته اند ذهن شما را مشغول این حرفهای الکی کنند و از پیشرفت باز دارند. اگر می خواهی در زندگی ات موفق شوی، قوی و بلند نظر باش و بگذار آنها هر چه دوست دارند بگویند و قضاوت کنند. تو فقط روی کار خودت تمرکز کن.

  40. a million dreams
    پاسخ

    سلام آقای دکتر شیروی
    من امسال دهم تجربی هستم و معدلم فوقوالعاده کم شده سال نهم معدل من ۱۹.۳۶ بود اما الان معدل های ماهانه ام زیر ۱۷ است وقتی درس میخونم زود خسته میشم حس میکنم کند ذهن شدم وقتی یه چیزی رو حفظ میکنم زود فراموشش میکنم و تو امتحان های عمومی دچار مشکل میشم من حتی اگه ۱۰ ساعت هم درس بخونم نمیتونم نتیجه خوبی بگیرم مثلا همین چند روز پیش امتحان زبان داشتیم و اونایی که کلاس زبان نمیرفتن میگفتن ما گند میزنیم اما وقتی معلممون برگه ها رو اورد نمرشون از ۱۷ بالاتر شده بود من بهشون میگم چطوری درس میخونید که قبل امتحان میگید امتحانو خراب میکنیم اما وقتی نتیجش میاد نمرتون عالی شده میگن ما ۱ ساعت درس می خونیم و همینطور فیزیک الان تنها امید من امتحانای ترمم هست که دو روز دیگه شروع میشه لطفا کمکم کنید سردرگم شدم حس میکنم مثل بقیه باهوش نیستم تمام حس های بد دنیا اومدن سراغم می خوام به اهدافم برسم اما بیشتر ناامید میشم وقتی نمرات خوب بقیه رو میبینم که حتی کمتر از من واسه خوندن وقت گذاشتن هر روز میخوام با انگیزه باشم اما نمیشه

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اولا سن نوجوانی باعث می شود که بچه ها احساساتشان را همانطور که هست به دیگران منتقل نمی کنند و بنابراین نمی توانید روی حرف دیگران خیلی حساب کنید. دوم اینکه افرادی که بیشتر درس می خوانند و به اصطلاح درس خوان تر هستند، معمولا همیشه فکر می کنند که از دیگران کمتر درس خوانده اند و همین می شود رمز موفقیت آنها ولی کسانی که کم درس می خوانند همیشه فکر می کنند که میزان درسی که خوانده اند کافی بوده است و نیازی به درس خواندن بیشتر ندارند. فکرهای منفی را با کارهای مثبت از ذهن اتان خارج کنید. کار مثبت که در زبان مذهبی به عمل صالح تعبیر می شود.

  41. شادی
    پاسخ

    سلام.دکتر خوب هستین.من کلاس نهم هستم و درسم خیلی اُفت کرده.کلاس هفتم ک بودم خیلی درس میخوندم ینی اگه نیم نمره کم میگرفتم خیلی گریه میکردم ولی واسه کلاس نهم تا الان دیگه واسه درس خوندن جدی نیستم .شوق و ذوق زیادی به زبان خارجه دارم به طوری ک توی تابستونا روزی چهار ساعت هم زبان میخونم و دوس دارم در رشته زبان خارجه برم واسه کنکور.و میخوام رشته انسانی برم ولی میترسم با این مشکل درسیم نتونم برم خیلی میترسم چیزی ک هست زیادی هم سرم توی فضای مجازیه توروخدا کمکم کنید ک چطور درس بخونم تا خودم بالا بکشم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب علت اش را خودت گفتی. زیادی سرت توی فضای مجازیه. البته بی انگیزگی و افسردگی و بی هدفی باعث می شود که ادم تو فضای مجازی بیشتر لول بخورد. بر عکس وقتی شما حالتان بهتر است، بیشتر کنترل می کنید که چقدر توی فضای مجازی باشید. چقدر به خانواده کمک کنید و چقدر درس بخوانید. قدری به مادرتان در کارهای خانه کمک کنید برای حال اتان خوب است. امتحانش کنید.

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *