خرخونی

یادم نیست که اولین باری که این کلمه «خرخون» را شنیدم کی بود. اما می دانم که خیلی ها مرا به این لقب مفتخر کرده اند. خب من هم مثل هر کس دیگر از این لقب خوش ام نمی آمد و یادم می آید وقتی این کلمه را هم کلاسی هایم در مورد من بکار می بردند، برای این که به آنها نشان دهم که «خرخون» نیستم سعی می کردم دیگر پیش آنها درسهایم را دوره نکنم و اصلا روی کتاب و دفترم نگاه نکنم. البته گاهی هم «ننه من غریبا» در می آوردم و می گفتم که تمام دیشب سردرد گرفته بودم، یا مهمان آمده بود خونه امان، یا بابام برای یک کاری فرستاده بودم، و از این دست حرفها … که نتیجه بگیرم که نشد که درس بخوانم بلکه دست از سر ما بردارند. البته بچه ها هم این حرفهای من را خیلی جدی نمی گرفتند ولی به هر حال این هم یک نوع دفاع در مقابل اتهام «خرخونی» بود که چپ و راست زده می شد.

یه روز وقتی یکی از همکلاسی ها من را «خرخون» خطاب کرد، عکس العمل نشان دادم و کار به مجادله کشید. شب آن روز که می خواستم بخوابم همه اش این کلمه لعنتی «خرخون» و آن جر و بحث در مدرسه دور کله ام چرخ می زد که آخه این «خرخون» یعنی چه: یعنی من خر هستم و درس می خوانم. خب خیلی از بچه های کلاس که از من خرتر اند؛ حتما منظور این نیست؛ اگر معناش این باشد که ناراحت کننده نیست چو بچه ها که می دونند که من خر نیستم. یا منظور آنها این است که من هر چه می خونم باز عین خر هیچی نمی فهمم. این هم که درست نیست چون من اگر درس می خونم که می فهمم و توی کلاس ریاضی تمام مسئله های مشکل را من حل می کنم و بچه ها سر دفتر من با هم دعوا می کنند و تازه توی امتحان هم همیشه بهترین نمرات را می گیرم. شاید منظور آنها این باشد که من مثل خر درس می خوانم. عین خر درس می خوانم یعنی چه؟ یعنی همانطور که خر سرش را پایین می اندازد و بار را به مقصد می رساند، من هم سرم را روی کتابم می اندازم و … هی این حرفها را به خودم می زدم و به خودم دلداری می دادم که «خرخون» خیلی حرف بدی هم نیست. حتما «خرخونی» یعنی خیلی درس خونی، یعنی آنقدر درس بخوانی که انگار خر می خواهد دانشمند بشود. خب اگر آدم اینطوری دانشمند بشود که بد نیست حتی اگر مثل خر هم درس بخواند. ولی مگر خر درس می خوند؟… این حرفها صد بار توی مغزم دور خورد تا بلاخره آن شب خوابم برد.

اخیرا کسی به شوخی یا جدی چیزی به ام گفت که دوباره من را به یاد «خرخونی» آن زمان انداخت و دست مایه ای برای این دلنوشته شد. او به من گفت: «تو یه فرد خیلی معمولی هستی که فقط زیاد می خونی و زیاد کار می کنی و بلاخره یه خرخون واقعی هستی!» دیگه آن حساسیتهای دوره نوجوانی گذشته بود که از این کلمه ناراحت شوم و شب نخوابم و برای این که نشان بدهم که خرخون نیستم جواب برخی از سوالات سرکلاس یا امتحانی را ندهم و تجاهل کنم بلکه از شر همکلاسی های ناجنس رهایی پیدا کنم. در دهه پنجاه عمرم دیگر «خرخون» مفهوم بدی را برایم تداعی نمی کرد. آره من «خرخون» ام ولی تو چی هستی؟

پس از مطالعه زیاد در احوال دانشمندان، بزرگان و افراد موفق در گذشته و حال دریافتم که توفیق همواره در گرو تلاش و کوشش و محرومیت بوده است؛ کوشش و تلاش در حد غیر متعارف و در کنار آن محرومیت غیر متعارف از لذایذ زندگی و نعم دنیوی که برای بسیاری از مردم نشان از وجود رگه هایی از «خریت» دارد. وقتی شما احوال آن دانشمند کاشف[۱] هلیکوباکتری را مطالعه می کنید که برای اثبات نظریه خود مبنی بر این که زحم اثنی عشری ناشی از وجود این باکتری است، خود را آلوده می کند؛ یا آن مهندس چینی[۲] که برای حفر اولین چاه نفتی چین حاضر می شود از بیمارستان فرار کرده و به محل کارش در بدترین آب و هوا برگردد و برای جلوگیری از انفجار چاه و نبود امکانات با دست و پا سیمان درست کند و مجددا مجروح گردد بنحوی که مشرف به مرگ شود؛ یا کسی که هفته ها خود را در خانه زندانی کرده و در خانه یا آزمایشگاه مطالعه می کند و کتاب و مقاله می نویسد؛ و صدها نمونه دیگر همه حاکی از این واقعیت است که توفیق در گرو چیزی است که مردم عادی آن را غیر عادی می پندارند و آن را به «خریت» نسبت می دهند.

امروزه برخی از افراد به خصوص از نسل جوان هیچ تمایلی به زحمت و تلاش ندارند ولی در عین حال امید موفقیت دارند. برخی نیز تلاش و کوشش را اساسا بیهوده می دانند و راه کسالت و بی حالی را پیش گرفته اند به نحوی که بی رمقی و بی انگیزگی تمام وجودشان را گرفته است و چون یخ فسرده در آب هستند و هیچ انرژی از خود بروز نمی دهند. این که نشد است. چطور می شود که بدون زحمت به توفیقی دست یافت!؟

یکی از مهندسان موفق صنعت نفت که چندین سال پیش بازنشسته شد روزی به من گفت که من از بچگی کار کردم و شب و روز درس خواندم و زحمت کشیدم و نهایتا برای تحصیلات عالی به امریکا رفتم. پس از اخذ فوق لیسانس چندین سال در بدترین شرایط در فیلدهای نفتی امریکا کار کردم. از موقعی که به ایران برگشته ام نیز شب و روز توی پروژها در مناطق نفت خیز و در دمای بالاتر از پنجاه کار کردم. حالا که بعضا به شهرستان محل تولدم می روم تا اقوام و نزدیکان را ببینم و بعضی از آدمها آنجا می بینند که از جهت مالی دستم به دهانم رسیده و بلاخره یه ماشین خوب، یک خونه خوب و .. دارم، پشت سرم صفحه می گذارند که فلانی چار روز رفته توی نفت و هپل هپو کرده و برای خودش دستگاهی به هم زده است. او ادامه داد که به خدا قسم آنها که پشت سرم حرف می زنند یک دهم بلکه یک صدم رنج ها و زحمات من در زندگی را نکشیده اند ولی حالا حسرت زندگیم را می خورند و پشت سرم این خزعبلات را می بافند؛ آنها حتی یک روز در تمام عمرشان به اندازه من کار نکرده اند و حالا که موفقیت من را می بینند چنین و چنان می گویند.

بله به قول مولوی «ای تن آخر بجنب بر خود و جهدی بکن *** جهد مبارک بود از چه تو پژمرده‌ای». باید تلاش کرد و اگر خواستید از معمول مردم بالاتر شوید باید خیلی از چیزها را بر خود حرام کنید. هر شب مهمانی! هر روز تا لنگ ظهر خواب! هر روز ساعتها روبروی تلویزیون چمباتمه زدن! ساعتها وب گردی توی اینترنت! ساعتها کپ زدن و اختلاط کردن! و…. آخرش نه هنری و نه پیشرفتی و نه توفیقی و نه آینده ای. زمانی که باید کاشت و هنری کسب کرد به بازی گوشی و ناپخته گی تباهش می کنیم و بعد یک عمر رنجش را می کشیم و حسرت اش را می خوریم و برای الیتام درد خویش دیگران را متهم می سازیم و حسادت می ورزیم و آخرش با نکبت این دنیا را وداع می کنیم!

خیلی ها می گویند تلاش و کوشش برای چی؟ مگر همه که این روزها به مال و منال بادآورده رسیده اند از گذر تلاش و کوشش بوده است؟ نمی توان این حرفها را نفی کرد ولی در عین حال نمی توان بر راه صحیح و عمل صالح تکیه نکرد و افراد را به موهومات و راههای ناصواب رهنمون ساخت. حتی این پولداران نوظهور نیز در نتیجه تلاش و سعی دیگران به چنین نوایی رسیده اند و به طرق ناصحیح و از روشهای نامشروع و یا سیاستهای غلط توانسته اند سعی و کوشش دیگران را به ناحق برای خود تصاحب کنند. آنها نه رهبر ما هستند و نه مقتدای ما و نه ما تمایل داریم که راه آنها را برویم. به قول مولوی: «اما تو مگو که جهد و کوشش *** سودم نکند که بودنی بود».

من «خرخون» هستم چرا که وقتی کسی برای تحصیل به استرالیا رفته باشد و پنج سال درآن کشور باشد و حتی یکی از شهرهای آن کشور را نبیند؛ یا روی صندلیش بنشیند و مطالعه کند بدون این که متوجه شود که شش ساعت تکان نخورده است؛ یا آنقدر غرق درس و مطالعه باشد که نفهمد که صبح شده است؛ یا هزاران ساعت از اوقات فراغت خود را بجای گذراندن با خانواده و میهمانی رفتن و لذت بردن صرف نوشتن کتاب و مقاله کند و شب از درد گردن خوابش نبرد، و … خب با تمام استانداردهای جهانی هم در نظر بگیرید «خرخون» است. مگر دیگران که به توفیقاتی نایل شدند کمتر زحمت کشیدند، رنج بردند و تلاش کردند؟

بعد از این سالها حداقل این را می فهمم که «خرخون» از «خرنخون» صد پله بهتر است چون به قول مولوی «کوشش بیهوده به از خفتگی» و بنابراین عاشق «خرخون» ها هستم. چه منظور از «خرخون» همان «پرخون» باشد یا هر چیزی دیگر. من به آن کاری ندارم.

البته باید مراقب کسانی بود که ما را به «خرخونی» متهم می کنند. آنها خود دچار کسالت و پژمردگی و افسردگی هستند و تیرهای زهر آگینی در آستین دارند و به محض این که شما با آنها حشر و نشر کنید، تیرهای یأس و پژمردگی و کسالت و بی انگیزگی را به سمت شما شلیک می کنند و شما را نیز مثل خودشان مجروح خواهند ساخت. هیچ چیزی مثل کسالت و بی انگیزگی و فشل بودن مسری نیست. چرا که به قول مولوی: «از مردم پژمرده دل می‌شود افسرده *** چو پژمرده گشتی تو، دیگر نروئی».


  1. نازنین زهرا
    پاسخ

    سلام
    این اتفاق برای منم از ابتدای دوران تحصیل ام افتاده حتی همین ترم مجازی بود بخاطر حرف خرخون من دعوام شد
    و چون در مجازی راحت تقلب میشد من ب کسی نگفته بودم
    هر چی خواستن گفتن حتی بعضیا اسم منو خودشیرین و خرخون گذاشته بودند و اینها رو مقابل خودمم میگفتن اما با این وجود و ناراحتی ک کشیدم و همیشه در محیط دانشگاه تنها بودم و هستم تصمیم گرفتم مدل خودمو عوض نکنم و ب درس خوندنم ادامه بدم لابد کار من درست بوده ک همکلاسی هام ایقد داغ کردند و این همه در گروه درسی ک من حضور دارند از من بد میگن و مسخره میکنن و از همه گروه ها لفت دادم و همه شماره ها رو پاک کردم و انرژی منفی دورم راه نمیدم دیگه و تلاشمو چندین برابر بیشتر میکنم و حضور فعالانه سر کلاس آنلاین بقدر کافی افرادی ک نمیخواهند حرف زدن من رو ببیند خوبه و من بعنوان فردی ک میخوانم و رشته ام ریاضی هست هیچ مشکلی ندارم و اگر مشکلی هست از جماعتی هست ک دانشجویی ک از همه چی میگذره تا درس رو کامل فرا بگیره رو مسخره میکنه
    شاید من جای اشتباه ای ام
    شاید من بین آدمای اشتباهی ام
    اما اگر اونا هم ب درس اهمیت نمیدادن پس چرا ایقد نسبت ب نمرات من ناراحت و کفری میشن

    این دوستان پنج سال ده سال پانزده سال دیگر هیچ جای زندگیم نیستن و من بخاطر حرفشون دس از خوندن بر نمیدارم چون آینده من همین مطالعاتی هست ک از نگاه اونا اصطلاح خرخون صورت گرفته
    وقی متن شما روخوندم عمیقا حس کردم همه چیو
    و ازاینکه مهم نیست دیگر ب من چی میگن
    اره من خرخونم
    چرا ک خرخون بودن بهتر از هیچ کاری نکردن و عقب افتادن ونفهمیدن مطالب و هدر دادن زحمت و انرژی مدرس ها و استادها هست
    خرخون بودن آسیبی ب جامعه نمیزنه
    اما هیچی نخوندن قطعا آسیب میزنه ب نسل آینده

    مچکرم
    نازنین زهراسپهرنیا دانشجوی ریاضیات

  2. Ha
    پاسخ

    سلام من ترم اولم و متأسفانه مجازی برگزار شد..من خیلی خوندم اما چون نمیتونستم سوال بپرسم و در جو درس خواندن نبودم نمره هام کم شد…نا امید شدم…من دریم تو دبیرستان خوب بود

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب اولش ادم ممکنه قدری نمراتش در حد انتظار نباشد. اگر زرنگ باشد چنانچه می گویی هستی خب پس به زودی راهت را پیدا می کنی و از تجربیات خودت درس می گیری و به غلتک می افتی

  3. آرمین
    پاسخ

    سلام دکتر
    من توی کرونا خیلی آسیب دیدم میخوام ترک تحصیل کنم ولی خانواده اجاره نمیدن. آیا اگر برای چندتای که کرونا هست درس کنار بزارم بعدش میتونم ادامه بدم؟
    خیلی میگن نمیشه

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام یعنی چکار کنی؟ بلاخره این مشکلات برای همه است و ما باید خودتان را مشکلات تطبیق بدهیم چاره ای نیست. حتی این مشکل را حل کنیم معلوم نیست مشکل بعدی از این بدتر نباشد.

  4. یاسمن
    پاسخ

    سلام آقای شیروی راستش من یه مشکلی دارم اراده ام واقعا ضعیفه نمی‌دونم چیکار کنم یعنی ضعیف شده میخوام برطرفش کنم ولی نمیدونم چطوری ؟ یه سوال بپرسم میتونید کمکم کنین من تا قبل از دبیرستان حال زوجین خوب بود ولی به خاطر نمره زیاد گریه میکردم بعد اومدم دبیرستان من بچه ی درسخونی بودم معدلام بیست بودن توی ابتدایی تو راهنمایی هم کمترینش ۱۹.۹۳ بود ولی یه چیزی وقتی میخواستم واسه دبیرستان انتخاب رشته کنم بهم گفتن که اسمت تو لیست تجربیات نیست دنیا رو سرم خراب شد بدترین روز عمرم بود ولی بعداً که اعتراض کردیم تعداد تجربی ها رو زیاد کردن من هدفم این بود که پزشکی قبول شم ولی خب تو دبیرستان لجبازیم زیاد شد و بیشتر زود رنج شدم و ناامید از خودم و اعتماد به نفس پایین الان هم دو سال کنکور شرکت کردم یه سال ۳۷۰۰ آوردم یه سالم ۳۹۰۰۰ و الانم پشت کنکورم ولی پیوسته نخوندم ولی تو دبیرستان سر کلاس درس میخوندم ترس و استرس داره منو می‌کشه و عذاب اینکه منچرا خودم رو دست کم میگیرم آقای شیروی خواهش میکنم کمکم کنین من تو راهنمایی هم کارامو میکردم هم درس میخوندم تو دبیرستان ولی بیشتر میخوندم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام به نظرم یک رشته دیگر که رتبه کمتری می خواهد را انتخاب کنید و بروید تحصیل کنید. همه که لازم نیست پزشک بشوند و همه پزشک ها هم که خوشبخت نیستند. من هم پزشک نیستم و از کار و زندگی خود کمال رضایت را دارم.

  5. نرگس
    پاسخ

    سلام
    من اصلا درسو جدی نمیگیرم ولی شب امتحان تا نزدیک های ساعت ۱ شب می خونم و نمرم هم توی کلاس جز نفرات اول هستم و معدلم ۱۹/۸۲ است چیکار کنم که بیست بگیرم
    من انگیزه ای برای درس خوندن جز نمره ندارم و همیشه می خواهم که بالا ترین نمره را داشته باشم تا معلم ها تشویقم کنن
    اینروزا برادرم مغازه دارد و من هم باید به او کمک کنم و اصلا وقتی برای درس خواندن ندارم و یک روز ۳ تا از کلاسام را بخاطر اینکه در س نخوندم نرفتم
    چیکار کنم که هم درس بخوانم هم کمک برادرم بکنم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اگر با آنقدر خواندن این نمره را می گیرید خوشا به حال شما من که باید خیلی بیشتر بخوانم تازه نمره ام هم کمتر می شد. نگران نباشید. ولی هر کس می خواهد در زندگی و کار و تحصیل خود موفق شود، باید تلاش کند. شب امتحانی هم جواب نمی دهد.

  6. Parinaz
    پاسخ

    سلام اقای دکتر
    من خیلی می خوام درس بخونم و همیشه برنامه ریزی می کنم ولی هیچوقت نشد به برنامه ریزیم عمل کنم برنامه ای که می نویسم خیلی خوبه باعث می شه کارام راحت تربشه حتی ولی بازم انجام نمی دم از روی تنبلیه و ممکنه حواسم به تلوزیون و تبلت و اینجور چیزا پرت بشه
    می شه راهنمایی کنید؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، گاهی برنامه ریزی منطقی و واقع بینانه نیست و به همین جهت نمی توان آن را عملی کرد. همانطور که گفته اید، گاهی هم تنبلی و سرگرم شدن به دنیای مجازی ما را از برنامه هایمان عقب می اندازد. البته بیشتر عادت است. اگر شما مراجعه به شبکه های مجازی و اجتماعی را کم کنید هیچ اتفاقی نمی افتد بلکه برعکس وقت پیدا می کنید که کارهاتان را به خوبی انجام دهید. ولی خب مشکل است. از دل این مشکلات است که افراد از هم تفکیک می شوند بعضی موفق و بعضی درمانده.

  7. Ati
    پاسخ

    سلام و وقت بخیر،من دانشجوی دندان پزشکی در فرانسه به زبان فرانسوی هستم،سال دوم رشتم هستم و در صحبت کردن با اساتید و فهمیدن کلاس ها به شدت دچار مشکلم با اینکه مدرک زبان ب دو فرانسوی دارم ولی زبان مکالمه و فهمیدن صحبت ها در من خیلی پایینه و من به شدت دچار مشکلم و من ایران پزشکی دو ترم خوندم ولی اینجا باید روزی ۱۰ ساعت بخونم تا به نصف دروس برسم و اون هم با جزوات هم کلاسی هام،لطفا یه راهی به من معرفی کنید که من بتونم تایم ۱۰ ساعت رو روزانه بخونم با وجود شرایط کرونا و آنلاین بودن دانشگاه ها.با تشکر

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، باید اول زبان را تقویت کنید. من زمانی که در استرالیا با همین مشکل روبرو شدم اول وقت گذاشتم روی زبان با صحبت با همسایگان، گوش دادن درس به طور مستمر، و خیلی تلاش زیادتر. بعد نتیجه داد.

  8. Armi l
    پاسخ

    سلام
    من الان کلاس دهم تجربی هستم وبه رشته ای که میرم علاقه زیادی دارم و تلاش میکنم و به قول بعضی هد خر خون هستم اما بعضی اوقات با وجود تلاش های زیاد نمره ام کمتر از ۲۰ میشود مثلا ۱۹ بعد اینکه میفهمم چه اشتباهی کردم و جواب را بلد بودم اما اشتباه نوشتم خودم رو سرزنش میکنم و خیلی ناراحت میشم میشه راهنماییم کنین که کمتر حرص بخورم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام اینها طبیعی است. گاهی نمره ۲۰ و گاهی نوزده و گاهی کمتر و بیشتر است مهم این است که سوار قطار باشید حالا خیلی فرق نمی کند که جلو قطار یا عقب قطار باشید. مواظب باشید که از قطار پیاده نشوید.

  9. غزاله محمدی
    پاسخ

    سلام رورتون بخیر من دانش اموز سال دهم رشته ی تجربی هستم اوایل سال درسم عالی بود فقط در فیزیک مشکل داشتم ک اونو رفع کردم یکم گذشت تو درس شیمی مشکل پیدا کردم الان ک فقط دوتا امتحان تا پایان ترم مونده خیلی عصبانی هستم چون هرچقدر خوندم نمره درس خوبی رو کسب نکردم و ب معنای واقعی انگیزمو از دست دادم افت تحصیلی کردم. از این که کارناممو بخوام بگیرم و نمراتم خوب نباشه ناراحتم و دلهره و استرس دارم از اینکه اینقدر پدر و مادرم بهم افتخار کنن ولی وقتی نمرمو ببین ازم دل سرد بشن خیلی ناراحت میشم درواقع همش بهش فک میکنم
    لطفا راهنماییم کنین سردرگمم من رشتمو خیلی دوس دارم و با انگیزه و علاقه اومدم ولی الان خیلی ناامید .

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، بیشتر این استرس ها از آنجا ناشی می شود که پدر و مادر بیش از حد انتظارشان را از فرزندشان بالا می برند که اثر منفی روی کار فرزند می گذارد. مسلما انتظار پدر و مادر و تلاش فرزند برای نیل به آن خیلی در زندگی مفید است ولی اگر میزان این انتظار خیلی بالا برود مثل دارویی که دوز آن زیاد می شود، بنا می کند اثر معکوس بگذارد. از سمت شما هم باید این را قبول کنی که هر چه کلاسها بالاتر می رود باید برای حفظ نمره سال قبل تلاش بیشتری کرد و رقابت بیشتر می شود. بنابراین اگر در مسیر یادگیری هستی نگران زیاد در مورد نمره نباش. بلاخره فقط نمرات بالا نیستند که در زندگی خود موفق می شوند بلکه کسانی هم که نمرات کمتری دارند باز می توانند موفق شوند.

  10. HASTI
    پاسخ

    سلام، من کلاس پنجم هستم.
    من قبلا عاشق ریاضی بودم، اما وقتی رفتم پنجم با یک معلمی که روش تدریس عالی داره، اما اصلا با من و ۳ نفر دیگه ارتباط برقرار نمی کنند و به ما توجه نمی کنند.
    من پدرم و عمه ام معلم هستند که عمه ام ۱ پایه بالاتر من رو تدریس و پدرم استاد دانشگاه هستند.
    اما من با روش اون ها نمی فهمم و مادرم که خیلی روی درس من حساس هستند، با توجه به این اوضاع کرونا میگند شبکه آموزش، شبکه آموز، برو با پدرت کار کن و از این حرف هایی که من حالم بهم می خوره.
    من چجوری با معلم ریاضیم رابطه برقرار کنم این حسی که به من می گه معلم ات تو رو دوست نداره و ……..
    من واقعا دیگه نمی خوام اینطوری اوضاع پیش بره و دوست دارم سال دیگه هم تیزهوشان برم و با این موقعیت نمی تونم برم و بد می آورم
    لطفا بهم راهنمایی کنید.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام ریاضی درس مهمی است و بهتر است از اقوام خودتان مثل پدر و عمه اتان کمک بگیرید. تا قدری تو جریان بیفتی و بعد تلاش کنی که سر کلاس تمرکز بیشتری بگیری که همانجا یاد بگیری

  11. .
    پاسخ

    سلام دکتر در مدرسه از همان اول به من خر خون میگفتند و من را با این اسم خطاب میکردند در نتیجه من بسیار رنجیده میشدم و اکنون که دوران دبیرستان هستم و باید خودم را برای کنکور اماده کنم انگیزه ام را از دست داده ام بخصوص تمرکزم را و شاید دلیل ان این باشد که تمام کلاس ها مجازی است و من هم با مجازی رابطه خوبی ندارم اما خوب چه کنم ؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب من هم این نوشته را گذاشته ام که شما فکر نکنید که این کلمه آزار دهنده است. خیلی چیزها که ممکن است آزار دهنده باشد می تواند در عین حال برای ما فرصت هایی را ایجاد کند که بدون آن امکانش نبود.

  12. Zahra
    پاسخ

    سلام وقتتون بخیر
    من امیدم رو به کلی از دست دادم کلاس هفتم شاگرد اول بودم و معدلم ۱۹/۹۲ شد ولی امسال بخاطر کلاس های مجازی و مشکلات گوشی و خانواده کلا افت تحصلیلی شدید کردم و نمرات امتحانم قبلا از ۲۰ کمتر نبود الان ۱۳و ۱۶ و ازین قبیل گرفتم واقعا نمیدونم چیکار کنم احساس میکنم خنگ شدم چون قبلا ۳و ۴تا درس رو تو ۱ ساعت میخوندم الان تو ۳ساعتم بک درس رو متوجه نمیشم و تو مخم نمیره🙏😭میشه راهنماییم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اولا که کسی با یک سال خنگ نمی شود. ثانیا این شبکه های اجتماعی واقعا ادم را خنگ می کند چون انقدر چرت و پرت در آنها می بینی و تحمل هضم آنها را ندارید که واقعا ادم رو دل می کند. باید مراقب باشید اینقدر توی این شبکه ها نچرخید و اینقدر این اطلاعات آشفته را نخوانید. شما باید تمرکز روی درس اتان داشته باشید. خیلی از اطلاعاتی که این روزها روی شبکه ها می چرخد واقعا نه شما به آن نیاز دارید و نه به درد شما می خورد بلکه همه اش باعث پریشانی روح و روان شما می شود.

  13. تارا
    پاسخ

    سلام من دانش آموز دوازدهم تجربی هستم.
    ببخشید من دارم دیوونه میشم. از یک طرف همش خیال پردازی میکنم برای آینده و خیلی امیدوارم، از طرفی هم وقتی کتاب جلوم باز میکنم اصلا حس و تمرکزشو ندارم و میرم سراغ فیلم و سریال. درس خوندنم خیلی بد شده و بعضی وقتا میشه که یک هفته یا بیشتر اصلا درس نمیخونم.
    میشه یکم بهم پشنهاد بدین که چیکار میتونم بکنم برای این مشکل؟ قبلا راحت تر بود که کلا میشد آدم گوشی و لپتاپو جمع کنه بذاره کنار ولی اللن که همه چیز توی لپتاپ و گوشیه اصلا نمیتونم خودمو کنترل کنم.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، خب اگر دنبال رسیدن به رویاهای خودتان هستید باید رفتار خودتان را کنترل کنید و یکی از این کنترل ها نحوه استفاده از دنیای مجازی است. بلاخره این دنیای مجازی و زرق و برق آن، خیلی ها را مشغول خودش می کند و رویاهایشان را تباه می کند. اینجا هم محل رقابت است. رقابت فقط در امتحان نیست. در به جا استفاده کردن از شبکه های اجتماعی هم هست. اگر در این رقابت شکست بخورید خب دیگران که بهتر خودشان را مدیریت می کنند از شما جلو می افتند و در آینده بر شما پیشی می گیرند

  14. زهرا
    پاسخ

    سلام اقای دکتر امیدوارم که حالتون خوب باشه
    الانی که دارم این متن را تایپ میکنم به یه نتیجه ای رسیدم . اونم اینکه من ساعت مطالعه ی کمی دارم اما خب خیلی خوب میتونم درسارا یاد بگیرم و بخونم و امتحاناتمو وخوب بدم . انا از درس خوندنم راضی نیستم میدونید چرا چون من برا نمره درس میخونم برا یادگیری نه. الانم که کرونا اومده و امتحانات مجازیه. برا نمره فقط میخونم و میدونم که این خوندن عاقبت نداره. چون میدونم که. یادم میره
    نههه اینکه نفهمیده باشما یا یاد نگرفته باشما نع. خودتون میدونید که. درسایی مث فیزیک و شیمی و ریاضی زیست را تا نفهمی و یادنگیری نمیتونی بخونی و امتحان بدی . اما من. میگم اون کیفت قبل را ندارمماون حوریی که باییدددد و دلما راضی میکنه نمیخونم

    و چون نمره مهمه. اگه نوزده شدم حرص میخورم میگم شاید کافی نبوده. به منم میگن خرخون چون نمراتم عالییی بوده همیشه اما خودم احساس نمیکنم ک خرخونم چون با اون معنی که میگید و من فهمیدم نیس من عین خر درس نمیخونم من باید زیادد درس بخونم

    میدونم این نمره ها برا کنکورم فایده نداره. من باید برا کنکور مطالعه ی عمیق داشته باشم اما ندارم

    من دانش اموز یازدهم تجربی ام. اما انگاری که صفرم . میام درس بخونم بعد هی نمیشه نمیشع و نمیشه تا میرسه یه روز قبل اکتحان اون وخ بیس چار ساعت قبل امتحانا میخونم و خسته میشم

    یه راهنمایی بکنید من را که دیگه برا نمره درس نخونم برا کنکور بخونم

    و فکر گذشته بیشتر از اینده داره مثل خوره جونمو و میخوره من تابستون قبل یازدهمم نتونستم دهما بخونمو جمع کنم .و هیی اینا میزنم تو سره خودمو و سرزنش میکنم
    میگم دیدییی تموم شد. بقیشم میاد میره و نمیفهمی دیدی نخوندی

    وای نمیدونم چیکار کنم. به نظر شما اگر از همینننن اللن که تو امتحاناییم. سفت و سختتتتتتت. بخونم برا کنکور. تابستونم دهم و یازدهما ببندم میشه ؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، اولا خر خوان کسی است که اعتقاد ندارد که مثل خر می خواند و اساسا فکر نمی کند که خیلی می خواند. کلا ادمهای موفق نه خودشان فکر می کنند موفق هستند و نه کوشش و تلاششان را در حدی می دانند که به آن راضی باشند. پس همواره بیشتر تلاش می کنند. البته آنهایی که در کارشان خیلی برجسته و توفیقات زیاد پیدا می کنند عملا با کارشان یکی می شوند و عین آن می شوند

  15. ابوالفضل
    پاسخ

    سلام من تو دوران دبستان درسم متوسط بود.. اما رسیدم تو راهنمایی معدلم و نمراتم ه میشه بگم برام‌خیلی خوب بود اما الان رسیدم به دبیرستان حتی با تلاش هم نتیجه خوبی ندارم.. نمی دونم من کم تلاش میکنم یا تلاش هام اثری نداره..

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام هر چه بالاتر می روید درسها سخت تر و شاگرد اول شدن نیاز به تلاش و مبارزه بیشتر دارد. نه اینکه شما از جهت ذهنی کمتر از بقیه باشید، نه. منظورم این است که با گروه های بزرگتری در رقابت قرار می گیرید و طبیعی است که سخت تر باشد. البته شاگرد اول نشدن هم مشکلی ایجاد نمی کند مهم این است که سوار قطار به مقصد برسی حالا اول قطار یا آخر قطار مهم سوار بودن بر فطار است.

  16. بیتا
    پاسخ

    سلام.وقتتون بخیر
    من دانش آموز درسخونی بودم ومعدل بالایی داشتم ولی سالای آخر همش به خودم تلقین میکردم که مثلافلان چیز یادم میره وازاین حرفا تااینکه با هرسختی بود دانشگاه قبول شدم وچون نیمسال دومی بودم وازبعد کنکور به مدت ۶ الی ۷ ماه بیکاربودم بیشترمیخوابیدم ویه جورافسرده شدم والان ترم۲ دانشگاهم وتودرس خوندن به شدت به مشکل برخوردم اون حس تلقینی که قبلا داشتم بدتر شده و به سختی سراغ درس میرم وواقعا هم موقع درس خوندن وقتی برمیگروم نگاه میکنم خیلی چیزا رو فراموش کردم وهمچنین موقع های بیکاری توذهن خودم همش باخودم درگیرم واینکه نمیتونم خوب درس بخونم خیلی اذیتم میکنه تورو خدا کمکم کنید.دیگه خسته شدم.ومشکل دیگه ای که دارم احساس میکنم من نمیتونم خیلی کارارو انجام بدم مثلا ازاینکه برم گواهینامه بگیرم به شدت میترسم وخیلی چیزای دیگه…

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام چون این مسئله و مشکل مدتی است که برای شما بروز کرده است بهتر است حضوری با روانشناس یا پزشک مراجعه داشته باشید و کسب مشاره نمایید به هر حال بعضی از مواقع برای ما به تنهایی امکان ندارد که مشکلات خود را حل کنیم و در این موارد بهتر است معالجه شویم و چنانچه پزشک دارویی را برای ما تجویز کرد استفاده کنیم

  17. P
    پاسخ

    بعضی ها مثل من تمام فکر و ذهن و تفریحشون درسه اما بعضی از دوستام منو یه آدم ابلح می‌دونن ولی اینا برای من مهم نیس چون من هدف خیلی بزرگه و تلاش زیادی هم میطلبه

  18. pari ki ki
    پاسخ

    سلام
    اقای دکتر واقعا باورم نمیشه که هنوزم تو این صفحه به تک تک بچه ها جواب میدید و راهنماییشون میکنید!
    من چند سال پیش به این سایت سر زدم و سایتو ذخیره کردم تا دوباره بیام…الان خیلی اتفاقی یادم افتاد و اومدم…انتظار فعال بودن بعد از چندین سال رو نداشتم…
    امروز دوباره داستانتون رو خوندم…خیلی با کلماتتون ارتباط گرفتم…
    حرفاتون کاملا درسته….تو این دنیا هیچی به اندازه تلاش با ارزش نیست…نه صرفا به خاطر اینکه با تلاش به جایی میرسیم بلکه به خاطر اینکه تلاش به ادم احساس زنده بودن و مفید بودن و با ارزش بودن دست میده…این خیلی با ارزشه…
    من بازم حتما به سایتتون سر میزنم…

  19. یلدا
    پاسخ

    خیلی وبسایتتون خوبه خیلی ممنون خدا حفظتون کنه من یه مشکلی دارم 😭😭😭کنکوریم تا حالا خیلی کم خوندم هدفم پرستاری قم هست راستش از خودم بدم میاد حس میکنم بی ارادم هزار بار برنامه نوشتم عمل نمیکنم خیلینسبت به اولا پیشرفت کردم اما از ۷ روز هفته معمولا سه روز خیلی بد دارم اخر هفته هم ک میرسم میبینم باز کامل نشده جمعه رو هم خراب میکنم انگار دیگه باور کردم ک بی ارادم از طرفیی اصلا این چیزی نیست ک میخوام یه چیز دیگم هست تا میام خیلی بخونم میگم نکنه رتبم از چیزی ک لازمه بهتر بشه اونوقت مجبور میشم یا با کلی ادم بحث کنم یا تهران بمونم ولی میخوام برم در کل انگار میترسم ک نتونم و الان ک میخوام برنامه برای جمع بندی بنویسم هر تایمی میخوام بزارم میگم نکنه من نتونم اینقدر بخونم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام با متهم کردن و سرزنش کردن خودت که به جایی نمی رسی. محکم بایست و به خودت بگو که این حرفها بس است و هر وقت شیطان دوباره سراغت آمد بگو اعوذ بالله من الشیطان الزجیم که این شیطان دوباره امده من را از کار و زندگی و آینده ام دور کند. اگر چند بار به اش بگی مطمئنا می رود. البته اگر نرفت باز به اش بگو تأثیر دارد. بگو گول دلهره ها و وسواس های تو را نمی خورم ای خناس

  20. yeganeh
    پاسخ

    سلام دکتر خداقوت
    دکتر من امسال پشت کنکوریم و یه مشاور واقعا درچه ۱ دارم اما متاسفانه به خاطر اینکه هی کم و کاستی داشتم تو برنامم و مشاورمم هی برناممو تغییر میداد و از طرفی هم باعث شده بود افت شدید پیدا کنم تو درصدا و اصلا کلا امید نداشتم به جایی رسیده بود میگفتم اصلا نمیخوام بخونم ولی میدونم پشیمون میشم ولی نمیدونم چرا الان که اخر اذره ته کشیدم اصلا حوصله درسو ندارم دل نمیدم واقعا نمیدونم چمه و مشکل از کجاست البته بگم یه سری مشکلات واقعا بزرگی دارم که در این بازه درگیرشون شدم و یه جوریم هستم تا مخم اروم نباشه تمرکز واسه درس ندارم الانم که کلا ول کردم نمیدونم مشکل از کجاست چرا دل نمیدم بخونم لطفا راهنماییم کنید این وضعیت خیلی داره اذیتم میکنه کتاب و وقت هست ولی من نمیخونم😞 توروخدا به دادم برس دکتر

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، وقتی شما بد خواب بشوید و هی استرس بکشید که چرا خوابتان نمی برد بدتر می شوید. در مورد درس هم همین طور است. وقتی هی به درس خواند فکر کنید و استرس بکشید تمرکزتان کمتر می شود و نتیجه عکس می گیرید. بهتر است چند روزی به خودتان استراحت بدهید و بعد یواش یواش شروع کنید. کمتر فکر کنید که عقب افتادید تا خودتان را پیدا کنید.

  21. صبا
    پاسخ

    سلام استاد عزیر
    من یک چند هفته هست که مشکلی پیدا کردم.
    فکر کردم از سال نهمم بگم تا به الان که وضعیتم براتون روشن بشه
    راستش من کلاس نهم که بودم تو کلاسی بودم که رقابت توش خیلییی زیاد بود یعنی میشه گفت یک جمع خرخون دور هم بودن منم توی این رقابت کم نمی اوردم معدلمم بیست شد وقتی انتخاب رشته کردم و به دبیرستانی که یعنیی خیلی خوب بود رفتم کلا هرچی تو ذهنم از اون رقابت سر کلاس اصلا یک صدمش نبود. کم کم انگیزمو برای درس خوندن از دست دادن با اینکه اصن درست درس نمیخوندم همون اصطلاح خرخونی رو برام بکار میبردن اما برام مهم نبود با بچها کنار نمی اومدم یعنی تاحالا همچین بچهایی ندیده بودم با بقل دستیم که ادمی مثل خودم بود دوست بودم. معدل دهمم اصلا خوب نشد افتضاح شد نمیدونم تقصیر خودم یا تحت تاثیر قرار گرفتنم (معدلم:۱۹/۶۴)
    الان یازدهم دیگه بخاطر این اموزش انلاین هم دیگه اعصاب ندارم وقت نمیکنم به درسام برسم چه برسه به تست من عاشق درس خوندنم ولی دیگه الان حوصله و اعصاب درس خوندنو ندارم تمرکز ندارم. اصن به هیییییچ کاااااااری نمیرسم الانم که دارم این پیغامو براتون مینویسم فکرم درگیر امتحان شیمیم هست و درضمن به مامانم پرخاشگری زیادی کردم. دیگه نمیدونم باید چیکارکنم
    لطفا راهنماییم کنید خیلی ممنون.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام حالا به مامان ات گیر نده ولی آرامش ات را حفظ کن. معدلت که خیلی عالی است. بهتر هم می شود. حالا ۱۹ و ۲۰ که خیلی تأثیر ندارد. مهم این است که در مسیر باشی که هستی.

  22. میعاد
    پاسخ

    سلام اقای دکتر من یه چند تا مشکل داشتم همیشه وقتی می خواستم درس بخونم تنبلی می کردم هنوزم تنبلی می کنم همیشه ده تا شغل انتخاب می کردم هر روز یه شغل جدید انتخاب می کنم هیچ وقت حوصله درس خوندن ندارم بی انگیزه هستم وقتی که دوره ی اپدایی بودم خیلی درس می خوندم واز کلاس ششم اومدم از روستا به شهر وبه تدریج از کلاس هفتم درسم رو نخوندم تا نهم ولی نمره هام همیشه خوب بود همیشه تصمیم به درس خوندن داشتم ولی هیچ وقت بهش عمل نمی کردم نمی دونم ریگه چیکار کنم ولی با اینکه درس نمی خونم نمراتم بالاست اقای دکتر می شه شما کمکم کنین تا چجوری دوباره حص درس خوندن پیدا کنم تا متل همکلاسی هام همیشه پر قدرت و درس خون با شم ؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام البته اگر درس نخوانی که نمرات ات بالا نیست. ادمهای زرنگ و درسخوان همیشه خودشان را کمتر می گیرند و فکر می کنند که خیلی درس نمی خوانند در حالی که تنبل واقعی همیشه فکر می کند که قله را فتح کرده است. بنابراین مستمر تلاش کن و ادامه بده و اگر استعدادت خوبه شاکر خداوند شو و برای آینده بهتر خودت تلاش بیشتری کن.

  23. سارا
    پاسخ

    سلام اقای دکتر وقتتون بخیر. من دانش اموز یازدهم تجربی هستم
    اقای دکتر مدتیه ک اصلا دست و دلم به درس خوندن نمیره.
    من از معلمام عقب موندم. پدرمم ک مریض شدن و بیشتر عقب افتادم.الان هم امتحانات نوبت اول نزدیکه و من واقعا نمیدونم چرا اینطوری شدم و درس نمیخونم😔😔لطفا بگین من باید چیکار کنم
    اخه برای اولین باره ک همچین اتفاقی برای من می‌افته😔😔

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام خب مریضی عزیزان و مجازی بودن کلاسها و سخت شدن دروس این وضعیت را ایجاد می کند. ولی باید اول استرس را از خودت دور کنی که این کمکی نمی کند. بعد باید برنامه ریزی کنید و به تدریج تلاش کنید که جبران کنید و با چند روز درس خواندن انتظار معجزه نداشته باشید مستمر تلاش کنید تا عقب افتادگی اتان جبران شود

  24. مهنا
    پاسخ

    سلام اقای دکتر
    ببخشید من ۱۳ ساله هستم و کلاس هفتم
    من در مدرسه بین دو کلاسمان بالاترین نمره ی کارنامه را گرفتم. ولی الان متاسفانه نمیدانم چی شده که چند روز احساس افت میکنم
    امتحان ریاضی میان ترممو یدونه غلط داشتم و بابت این خیلی ناراحت شدم و احساس میکنم که خیلی افت کردم و خب نمیخوام اینطوری باشه .
    در کل احساس ضعف در درس ها میکنم.
    برای امتحانات بعدیم خیلی میترسم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، عزیزم شما که با دو سه روز که فرق نمی کنی. اینها حالات ما است که روزی امید داریم و روی ناامید، روی شاد هستیم و روزی غمگین، روزی احساس می کنیم باهوش هستیم و روزی خنگ، این ها عادی است. درس خواندن یک امر تدریجی و زمانبر و مستمر است همین و بس

  25. jcnlix
    پاسخ

    سلام من امسال کلاس هشتمیم . توی تیزهوشان درس میخونم و تا قبل از راهنمایی حتی یک امتحانم هم غلط نداشتم . اما وقتی امدم هفتم چون مدرسه دولتی میرفتم امتحان ریاضیم را خراب کردم ولی کلی تلاش کردم و به ۱۹ رسوندم . امسال با توجه به کلاس انلاین هرچقدر تلاش میکنم فیزیک و ریاضیم روی ۱۸ مونده و معدل ابان ماهم شد ۱۹/۰۸ واقعا داغون شدم . چون افت درسی بدی داشتم و از امروز برنامه ریزی کردم که روزی ۶ ساعت بخونم و هفته پیش مطالعه عم واقعا کم بود مجموعا در هفت روز ۱۲ ساعت خوندم و دوستام بهم میگن تنبل من واقعا ناراحتم بابتش لطفا کمکم کنید.

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، یه نکته جالب این است که ساعتهایی را که درس خوانده اید یادداشت کرده اید و دیده اید که کم درس می خوانید. خب بیشتر بخوانید. هر چه کلاس بالاتر می روید خب نیاز به تلاش بیشتری است. تازه رفته اید مدرسه ای که دانش آموزان آن بیشتر از قبل تلاش می کنند. شما هم باید به آنها برسید.

  26. حامد
    پاسخ

    دکتر، راستیتش من تو ابتدایی نمرات خیلی بدی داشتم و همیشه من رو به عنوان یه ادم تنبل می دیدند. ولی تو شیشم امتحان تیزهوشان یه انگیزه ای شد برای من و من از صفر شروع کردم به درس خوندن و همه ی نمره هام تو شیشم عالی شده بود و درسم خیلی خوب بود و اصلا شبیه اون ادم سابق نبودم. تونستم از تیزهوشان قبول بشم. من تا ترم اول هفتم همونجوری که برای امتحان تیزهوشان درس خونده بودم درس می خوندم ولی بعد از ترم اول کم کم شروع به پسرفت کردم. دیگه کم درس می خوندم با این که توانشو داشتم. می تونستم با یه ذره تلاش نمره هام خیلی بهتر بشه ولی تنبلی می کردم. هر روز می نشستم برا هفته ی بعد یه برنامه می نوشتم و اجراش نمی کردم. شده بودم همون ادم تنبلی که تو ابتدایی نمراتش خراب بود. اما خیلی چیز ها رو سر کلاس یاد می گرفتم برای همین هنوز هم نمراتم نسبت به اکثریت کلاس بالا بود،‌ اما تو نهم که این کرونا شروع شد و کلاس های مجازی. هر چند که مدرسه ی ما خیلی امکانات بهتری نسبت به سایر مدارس داره و معلمامون از جون مایه می زارند تا به ما درس بدند. ولی من دیگه نمی تونستم مثل کلاس های حضوری یاد بگیرم. نمراتم شروع کرد به پایین اومدن. الان اومدم به دهم رشته ی ریاضی به خاطر علاقم. اما اصلا از اول سال نمی تونسم درس بخونم. عربی درسی بود که من توش خیلی ضعیف بودم. اما به خودم قول دادم که مثل شیشم دوباره می خونم. شروع کردم به خوندن عربی،‌ دو روز بعد امتحان داشتیم. من تونستم توی اون دو روز درسایی از عربی رو که عقب افتاده بودم و بلد نبودم رو همه رو یاد بگیرم ولی تو امتحان نمره ی خیلی کمی گرفتم. از اون موقع شروع کردم احساس کردن که من نمی تونم، درس خوندنم بی فایدست. بعد از اون رسیدم به اینجا/
    نمی تونم اصلا درس بخونم. میشینم پایه کتاب ۵ یا ۶ صفحه می خونم( خیلی کند) امتحانات ازمایشی ما شروع شده. نمرشون زیاد اهمیت نداره ولی مهمه. مدرسه می خواد توی این امتحانات کسایی که عقب موندند عقب موندگیشون رو جبران کنند، ولی من اصلا نمی تونم درس بخونم. خیلی بی حالم. موقع درس خوندن تا چند دقیقه می خونم بعد تو فکر فرو میرم که فردا نمرم چی میشه. همین خیلی از وقت منو تلف می کنه و باعث میشه خسته بشم. چجور باید مثل قبل درس بخونم؟ چجور انگیزم برگرده؟

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام گاهی ما سریع دو سه روز درس می خوانیم و فکر می کنیم باید عالی ترین تمره را بگیریم در صورتی که درس یک امر تدریجی است و باید اهسته آهسته در ذهن جا بگیرد. به همین خاطر چون اشتباه درس می خوانیم و جواب نمی گیریم خودمان را متهم می کنیم و زده می شویم در حالی که باید با درس صبور بود. درس هم مثل اسب چموشی است که باید آن را رام کرد. اینکه آن درس زودی رام شما نمی شود خب باید مدارا کنید و صبر پیشه کنید تا جواب بگیرید نه اینکه زودی شروع کنید و نپخته غذا را بکشید و لعن و نفرین که نشد.

  27. آترین
    پاسخ

    سلام من ششم هستم من از چهارم شروع کردم به خوندن توی کلاس چهارم من خیلی حفظیم خوب بود و اصلا برام مشکلی نداشت ولی الان که ششم هستم حفظیاتم ضعیف شده من همش در حال رقابتم دیگه خسته شدم شما میگی به رقابت فکر نکن و یکم بیخیال شو ولی من رقابت‌ یه حس ناخودآگاهم شده و خودم ازش متنفرم همش احساس میکنم بقیه بیشتر از‌ من خوندن و من واقا این حس خستم کرده
    اگه میشه یکم راهنماییم کنید

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام، رقابت که خوبه ولی تا حدی که ادم اذیت نشد و به بیماری تبدیل نشود. رقابت نباشد که ادم پیشرفت نمی کند. همه دنیا ساکن و ساکت می شود

  28. Annie
    پاسخ

    سلام وقتتون بخیر
    من دانشجوی مهندسی برق هستم و درسا خیلی سخته و بالطبع منم برای بالاترین نمره تلاش میکنم
    چند وقته که خیلی با خودم فکر میکنم ده سال دیگه که دیگه مث الان جوون نیستم هیچکدوم از این نمره ها به کارم نمیاد و تنها چیزی که برام میمونه عمر هدر رفته تو کتاب و جزوه بوده
    خیلی وقتا به دوستام که هیچی براشون مهم نبوده و از لحظه لحظه زندگیشون لذت بردن غبطه میخورم

    • دکتر شیروی
      پاسخ

      سلام این طرز فکر غلط است برای اینکه بتوانیم در طول زندگی خود از خودمان و شرایط مان لذت ببریم باید مفید باشیم کار بلد باشیم تخصص داشته باشیم و الا چند روزی هم به تفریح و وقت گذرانی دلخوشیم ولی یک عمر را نمی‌توان بدون اینکه انسان مفید باشد سپری کرد پس شما درس بخوانید تا فرد مفیدی باشید و در پناه آن از زندگی اتان لذت ببرید

پاسخ دادن به Ati لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *