تقدیم به تو
بسیاری از عزیزان و دانشجویان به طرق گوناگون نسبت به اینجانب ابراز محبت می کنند. برخی در سایت پیام می گذارند، برخی ایمیل یا اس ام اس می زنند و برخی نیز حضورا محبت خود را ابراز می دارند. معمولا در پاسخ به این عزیزان و تشکر از آنان شرمنده ام و نمی توانم حق مطلب را ادا کنم. شعر زیر را از حافظ به همه آنها تقدیم می دارم:
|
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد |
|
وجود نازکت آزرده گزند مباد |
|
سلامت همه آفاق در سلامت توست |
|
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد |
|
جمال صورت و معنی ز امن صحت توست |
|
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد |
|
در این چمن چو درآید خزان به یغمایی |
|
رهش به سرو سهی قامت بلند مباد |
|
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد |
|
مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد |
|
هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند |
|
بر آتش تو بجز جان او سپند مباد |
|
شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی |
|
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد |

نیلوفر سیف الدینی
۲۹ دی، ۱۳۹۰
با سلام و خسته نباشید خدمت بهترین استاد دنیا باعث افتخار من بود که ۲ ترم دانشجوی شما بودم و همیشه افسوس می خورم که اون دوران تموم شد.ارزش یک استاد جدا از درجه ی علمی اش به تواضع و فروتنی اش بر می گردد.و من همیشه برای دیگران در این زمینه شما رو مثال می زنم.از خدا می خوام که دوباره بتونم شما رو ببینم و سر کلاستون بشینم. همیشه سالم و موفق باشید.
حامد رسولی
۹ دی، ۱۳۹۰
استاد عزیزم آقای دکتر شیروی
با سلام و درود
امیدوارم ” تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد ” و همچنان از علم توامان، نظری و عملی شما، در مقام دانشجو، بهره ببریم؛ و با عذر خواهی و اقتباس ازحافظ عزیز از شما سئوالی دارم،
“غبار راه گذارت کجاست تا (حامد) به یادگار نسیم صبا نگه دارد؟”
هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد _____ خداش در همه عمر از بلا نگه دارد
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست _____ که آشنا سخن آشنا نگه دارد
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای _____ فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند _____ نگاهدار سر رشته تا نگه دارد
صبا بر آن سر زلف ار دل مرا دیدی _____ ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد
چو بگفتم که دلم نگه دار چه گفت _____ ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد
سر و زر و دل و جانم فدای آن محبوب _____ که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
غبار راه گذارت کجاست تا حافظ ______ به یادگار نسیم صبا نگه دارد
با آرزوی به روزی.
مسعود دورقی(دانشگاه آزاد اهواز)
۸ دی، ۱۳۹۰
ابراز محبت از طرف ما دانشجویان نسبت به شما اساتید گرانقدر یک وظیفه و تکلیفی هستش که در همه حال خود رو مکلف بر اجرا و ابرازش میدونیم.
آخه کاری بجز این نمی توانیم بکنیم
انشالله که همیشه سالم،موید،موفق و پیروز باشید
خجالتی
۲۲ آذر، ۱۳۹۰
با سلام و احترام
بنده از طرف همه ارادتمندان و دوستداران شما که مثل من خجالت می کشیدند در این مورد نظر بدند،از شما تشکر می کنم و از درگاه خداوندی علو درجات رو براتون مسألت دارم. در پاسخ به حسن انتخاب شما ما هم غزلی از حافظ رو پیشکش حضورتون می کنیم:
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند ———– نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست———- کلاه داری و آیین سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن ————که دوست خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم———————که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی—————-وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم——————-که آدمی بچهای شیوه پری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست————–نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا—————-که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد——–جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه—————–که لطف طبع و سخن گفتن دری داند